تجارت باینری آپشن

تحلیل گران تکنیکال

مقایسه دو میانگین متحرک در بازه زمانی کوتاه‌مدت و بلندمدت

تحلیل گران تکنیکال

تحلیل کردن در بورس به دو روش انجام می شود: تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال.

تحلیل بنیادی برای این است که شما با تحلیل مسائل ریشه ای به ارزش و قیمت واقعی یک سهم بپردازید. تحلیل تکنیکال اما به تحلیل نمودار و نوسانات یک سهم می پردازد.

در بورس از تحلیل تکنیکال، استفاده بیشتری می شود چون از آن برای پیش بینی قیمت ها در آینده استفاده می شود و می توان فهمید که نوسانات یک سهم از چه الگویی پیروی می کند. ابزارهای مختلفی برای تحلیل تکنیکال وجود دارد که در بخش بعدی به آنها پرداخته شده است.

ابزارهای مناسب تحلیل سهم در بورس

حرکات ونوسان ها مدام در بازار بورس تکرار می شوند و برای همین است که تحلیل تکنیکال اهمیت زیادی دارد. تحلیل تکنیکال با بررسی این نوسان ها می تواند الگوها و اهداف قیمتی را پیش بینی کند و به معامله گر کمک کند تا معاملات پرسودی را انجام دهد. برای تحلیل مناسب شما به ابزارا مناسب نیاز دارید. در زیر این ابزارها آورده شده اند:

1.نظریه موج الیوت

از این نظریه می توان برای تحلیل تکنیکال مناسب استفاده کرد. خیلی از افراد در بازار بورس بر این باورند که نوسان های یک سهم بر اساس امواج حرکت می کند. از طریق امواج الیوت شما می توانید اهداف قیمتی را به خوبی پیش بینی کنید البته این به شرطی است که شما دارای مهارت مناسبی باشید. بهر حال یکی از ابزاهای مناسب تحلیل سهم در بورس، امواج الیوت هستند که می توانند تحلیل گران تکنیکال به ارزیابی شما کمک کنند.

2 .چارت ها یا نمودارها

نمودارها یک ارائه تصویری از حرکات قیمت سهام مختلف در بازار بورس هستند که به شما نشان می دهد قیمت یک سهم در یک روز چه زمانی بالا می رود و چه زمانی پایین می آید.

در طول سالیان مختلف، انواع مختلفی از نمودار بوجود امده اند که برخی از آنها محبوبیت بیشتری دارند. نمودار میله ای شاید مشهورترین این نمودارها باشد. این نوع نمودار زمان باز و بسته شدن معامله و هم چنین تغییرات قیمت را به خوبی نشان می دهد. قیمت روی محور عمودی به نمایش گذاشته می شود و زمان هم روی محور افقی وجود دارد. چارتها یا نمودارهای روزانه رایج ترین نوع نمودارها هستند که از آنها در بازار بورس استفاده می شود.

پس یکی دیگر از ابزارهای شما برای تحلیل سهم در بورس،نمودارها یا چارت ها هستند.

3.الگوها

بر طبق تحلیل تکنیکال، تاریخ همواره خودش را تکرار می کند. تحلیل گران تکنیکال می گویند که الگوهای مشخص و معینی وجود دارند که هر بار در نوسان های قیمتی تکرار می شوند و می توانند ابزار بسیار خوبی برای تحلیل یک سهم باشند. این الگوها می توانند ساده یا پیچیده باشند. الگوها می توانند به خوبی نقاط حمایت و مقاومت را برای یک سهم مشخص کنند و از این طریق به معامله گران نشان دهند که باید چگونه معامله کنند.

الگوهای متعدد و مهمی حالا شناخته شده هستند که در تحلیل یک سهم بسیار کمک می کنند و می توانند به خوبی فرصت های خرید و فروش را به یک معامله گر نشان دهند. پیش بینی قیمت آینده یک سهم از طریق تشخیص الگوی آن کار امکانپذیری است در صورتی که شما بتوانید به خوبی الگوها را تشخیص دهید و در این کار مهارت پیدا کنید.

4.اندیکاتورها

بدون شک مهم ترین ابزار مناسب تحلیل سهم در بورس، اندیکاتور است. اندیکاتور به معنای شناسایی کننده است و می تواند به خوبی در تحلیل سهام مختلف به شما کمک کند. انواع تحلیل گران تکنیکال مختلفی از اندیکاتور وجود دارد که هر کدام از آنها چیزی را به شما یاد می دهند و می توانند به خوبی به کار شما بیایند.

یکی از اندیکاتورهای رایج ، اندیکاتور میانگین حرکتی (Moving Average) است. آنالیزورها از طریق این اندیکاتور، قیمت میانگین یک سهم را برای چند روز آخر محاسبه می کنند و آن را روی نمودار نشان می دهند. رایج ترین تایم فریم ها در استفاده از اندیکاتورها بازه های 10 روزه یا 20 روزه هستند. البته باید بدانید که بازه های زمانی طولانی تر مانند 50 و 200 روزه نیز وجود دارد.

مسلما هر آنالیزوری می تواند با هر اندیکاتوری که دلش می خواهد هر بازه زمانی که دوست دارد را انتخاب نماید و از آن برای تحلیل بهره بگیرد. اندیکاتور میانگین حرکتی مسیر قیمت را نشان می دهد و شما می توانید از طریق این اندیکاتور بفهمید که قیمت بالا خواهد رفت یا پایین خواهد آمد.

همان گونه که گفته شد اندیکاتورهای گوناگونی وجود دارند که برای تحلیل سهم ها در بورس استفاده می شود. از میان آنها می توان به استوکاستیک، RSI، ADX ، MACD و دیگر موارد اشاره کرد.

5.الگوهای شمعی

نمودارهای شمعی اولین بار در کشور ژاپن استفاده شدند و در واقع ریشه در بازار برنج آنها دارد. تفاوت نمودارهای شمعی با میله ای اینست که شما از طریق نمودارهای شمعی اطلاعات بیشتری خواهید داشت. شما ازطریق نمودارهای شمعی هم زمان باز و بسته شدن معامله را خواهید داشت و هم حداکثر و حداقل قیمت و حجم معامله را خواهید داشت. از طریق الگوهای شمعی شما می توانید به خوبی می توانید رفتار معامله گران روی یک سهم را ارزیابی کنید و تشخیص دهید که آنها چه در سر دارند.

6.نرم افزارهای تحلیلی

همه موارد بالایی که گفته شد را می توان در نرم افزارهای تحلیلی مختلف داشت. نرم افزارها و پلتفرم های زیادی وجود دارند که به شما اجازه می دهند تا با دسترسی به انواع اندیکاتورها و نمودارها و دیگر موارد بتوانید تحلیلی جامع برای خود داشته باشید. در ایران و برای بازار بورس ایران، هم نرم افزارهای زیادی جهت تحلیل سهم ارائه شده است. خیلی از کارگزاری های مطرح در کشور نرم افزار و پلتفرم خود را ارائه دهند که از طریق آنها به راحتی می توان سهم های مختلف را تحلیل کرد.

نتیجه گیری

در بازار بورس، ابزار مختلفی برای تحلیل سهم وجود دارد.این ابزارها به سرمایه گذاران کمک می کنند تا به خوبی سهم های مختلف را تحلیل کنند. ابزارهای مناسب تحلیل سهم در بورس شامل نمودارهای مختلف(شامل نمودارهای میله ای ، شمعی و غیره) ، اندیکاتورهای گوناگون ، الگوهای قیمتی و امواج الیوت و دیگر موارد هستند.

مهم ترین ابزاری که شما برای تحلیل در اختیار دارید اندیکاتورها هستند. از طریق اندیکاتورها شما می توانید به تحلیل گران تکنیکال خوبی دریابید که یک سهم در آینده چگونه حرکت خواهد کرد و در نتیجه فرصت های خرید و فروش را به خوبی شناسایی کنید. امروزه دیگر نرم افزارها و پلتفرم های جامع زیادی وجود دارد که هر کدام انواع ابزارها را برای تحلیل سهام مختلف در اختیار شما می گذارد. یادتان باشد که برای تحلیل مناسب شما باید مهارت خود را با آموزش دیدن و نیز معامله کردن بالا ببرید. آموزش دیدن اهمیت زیادی دارد و شما می توانید با آموزش دیدن به خوبی انواع الگوها در بورس را تشخیص دهید، از انواع اندیکاتورها استفاده کنید و به خوبی انواع نمودارها را بررسی و تحلیل کنید. با این کار شما حتما سود خوبی از بازار بورس را نصیب خود می کنید.

سهمیران

هیچ کس در بازار بورس، یک شبه به یک تحلیل گر ماهر تبدیل نمی شود. برای این که بتوانید به خوبی تحلیل کنید و از ابزارهای مناسب تحلیل سهم در بورس استفاده کنید باید به خوبی آموزش ببینید. سهمیران به عنوان شعبه ای از کارگزاری حافظ، سالهاست که در زمینه آموزش بورس فعالیت دارد و می تواند به خوبی کار آموزش شما را انجام دهید.

انواع تحلیل ها توسط سهمیران به شما آموزش داده می شود و برای آنها دوره های آموزشی مختلف در سطوح مختلف وجود دارد. کافی است شما این دوره های آموزشی را بگذرانید تا پس از آن بتوانید به خوبی تحلیل های بنیادی یا تکنیکال یک سهم را انجام دهید و از آن برای انجام معاملات پرسود بهره ببرید. سهمیران کار با انواع اندیکاتورها را به شما خواهد آموخت و به شما یاد می دهد که چگونه از نمودارها برای پیش بینی قیمت یک سهم استفاده کنید. یادتان باشد که هر چقدر که پیش بینی و تحلیل شما دقیق تر باشد به همان اندازه سود شما از بازار بورس هم بیشتر خواهد بود. سهمیران نکات تحلیلی که حاصل سالها تجربه است را به شما آموزش خواهد داد .

علاوه بر این ها سهمیران به شما یاد خواهد داد که چگونه در بورس، معاملات خود و ریسک آنها را مدیریت کنید. خیلی وقت ها است که افراد در بازار بورس به سود دست می یابند اما به دلیل آن که به موقع سیو سود انجام نمی دهند یا سهام را نمی فروشند بعدا دچار ضرر می شوند. خیلی ها در بورس اگر برای خود حد ضرر قرار بدهند و به آن به طور قاطعانه پایبند باشند هرگز بیش از مقدار خاصی ضرر نخواهند کرد. سهمیران به خوبی مدیریت ریسک و انواع استراتژی های معاملاتی را به شما خواهد آموخت.

تحلیل تکنیکال چیست و چگونه می‌شود از آن استفاده کرد؟

تحلیل تکنیکال

راه‌های مختلفی برای سرمایه‌گذاری در بازار مالی وجود دارد. سرمایه‌گذاری در بورس یکی از پربازده‌ترین روش‌های سرمایه‌گذاری‌ است که این روزها افراد بسیاری به آن علاقه‌­مند هستند. بررسی‌ها نشان می‌دهد سرمایه‌گذاری در بورس، در بازه‌های زمانی بلندمدت بازده بالایی داشته است؛ امابا عملکرد خوب در میان‌مدت و کوتاه‌مدت نیز می‌توان به سودهای خوبی دست یافت. برای آشنایی بیشتر با بازده انواع روش‌های سرمایه‌گذاری می‌توانید مقاله مقایسه‌ای بازده هر یک را مشاهده کنید. بنابراین انتخاب سهم در بازه‌های زمانی مختلف از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. برای برسی بازار سرمایه و انتخاب سهم مناسب روش‌های مختلفی وجود دارد که از معروف‌ترین آن‌ها می‌توان به تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی اشاره کرد. در این مقاله تلاش شده تحلیل تکنیکال و کاربرد آن دقیق‌تر بررسی شود.

تعریف تحلیل تکنیکال (Technical Analysis)

تحلیل تکنیکال روشی است که با بررسی روند قیمت یک سهم در گذشته، رفتار و قیمت آن در آینده را پیش‌بینی می‌کند. از تحلیل تکنیکال می‌توان در تمامی بازارهای مالی استفاده کرد. این تحلیل بر اساس قیمت و حجم معاملات (عرضه و تقاضا) در طول زمان انجام می‌شود.

تحلیل تکنیکال بر سه اصل مهم بنا شده است که عبارت‌اند از:

1. همه‌چیز در قیمت لحاظ شده است: طبق این اصل تأثیرات مسائلی مانند اخبار سیاسی و اقتصادی، صنعت، عوامل داخلی شرکت و… همگی در قیمت نهفته است؛ پس برای تحلیل یک سهم، تنها بررسی قیمت آن کافی است.

2. قیمت‌ها در یک روند مشخص حرکت می‌کنند: تحلیلگران تکنیکال بر اساس این اصل معتقدند اگر قیمت در روندی قرار دارد، در آینده نیز همان روند را طی خواهد کرد؛ مگراینکه اتفاقی غیرمعمول رخ دهد و روند تغییر کند.

3. تاریخ تکرار می‌شود: این اصل بیان می‌کند که در طول تاریخ افراد نسبت به اتفاقات واکنش مشابهی نشان می‌دهند؛ بنابراین تحلیل گران تکنیکال روندها و اتفاقات در خصوص نزول و صعود سهام پیوسته تکرار می‌شوند.

نرم‌افزارهای تحلیل تکنیکال

تحلیل تکنیکال بر اساس محاسبات ریاضی پیچیده و رسم نمودارهای مختلف انجام می‌شود، اما انجام این محاسبات و رسم نمودارها برای افراد عادی امکان‌پذیر نیست. نرم‌افزارهای بسیاری این کار را انجام داده و ابزارهای موردنیاز تحلیل تکنیکال را در اختیار افراد قرار می‌دهند. این نرم‌افزارها امکان دسترسی به تاریخچه قیمتی سهم‌های مختلف را در بازه‌های زمانی متفاوت به کاربران می‌دهند. کاربران می‌توانند با استفاده از ابزارهای مختلف تحلیل تکنیکال، آینده بازار را با توجه به روندی که در گذشته داشته پیش‌بینی و طبق آن معامله کنند؛ در ادامه این مقاله به ابزارهای تحلیل تکنیکال بیشتر پرداخته شده است. از مهم‌ترین نرم‌افزارهای تحلیل تکنیکال می‌توان به متاتریدر (Meta Trader) یا مفیدتریدر، داینامیک‌تریدر (Dynamic Trader) و آمی‌بروکر (Amibroker) اشاره کرد.

نقش قیمت، حجم و زمان در تحلیل تکنیکال

مهم‌ترین سؤالی که هر معامله‌گر و سرمایه‌گذار باید از خود بپرسد، این است که یک سهم را در چه قیمتی، با چه حجمی و در چه زمانی بخرد یا بفروشد تا سود بیشتری کسب کند.

یکی دیگر از پارامترهای مهم در تحلیل تکنیکال، حجم معاملات است. گاهی حجم معاملات در مقایسه با میانگین حجم معاملات روزانه یک سهم، اختلاف چشمگیری دارد. این اتفاق می‌تواند نشانه‌ای از تغییر در روند قیمت سهم باشد؛ به‌عنوان مثال اگر حجم معاملات در روند نزولی یک سهم به‌طور ناگهانی افزایش پیدا کند، این امر احتمالاً نشان از ورود خریداران جدید و افزایش تقاضا برای سهم دارد؛ در این صورت بازگشت روند و صعودی‌شدن قیمت سهم پیش‌بینی می‌شود.

خطوط حمایت و مقاومت و سقف و کف سهم

خط حمایت و مقاومت و نقاط سقف و کف از مهم‌ترین مفاهیم در تحلیل تکنیکال هستند. در نمودارهای تحلیل تکنیکال به بالاترین و پایین‌ترین قیمت در بازه‌های زمانی مشخص، به‌ترتیب نقاط سقف و کف می‌گویند.

خط حمایت و مقاومت به خطی گفته می‌شود که از اتصال تعدادی نقاط سقف و کف به یکدیگر به وجود می‌آید. در هر نمودار در بازه‌های زمانی مختلف می‌توان تعداد زیادی خطوط حمایت و مقاومت رسم کرد. خطی که بیشترین اشتراک را با نقاط سقف و کف نمودار داشته باشد، از اعتبار بیشتری برخوردار است. معمولاً قیمت سهام در نزدیکی خط حمایت و مقاومت نوسان دارد. این خط در روند صعودی نمودار اجازه نمی‌دهد قیمت بالاتر رود و در برابر افزایش ناگهانی قیمت مقاومت می‌کند. همچنین در روند نزولی نیز اجازه پایین آمدن قیمت را نمی‌دهد و به‌عبارتی از قیمت در برابر کاهش ناگهانی آن، حمایت می‌کند. پس تحلیلگران توقع دارند نمودار در برخورد با این نقاط جهت خود را تغییر دهد. عبور نمودار از خطوط حمایت و مقاومت در نقاط سقف و کف، می‌تواند نشانگر تغییر روند قیمت باشد.

نمودار خطوط حمایت و مقاومت

خطوط حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال

ابزارهای تحلیل تکنیکال

طبق اصل سوم تحلیل تکنیکال گفته شد که تحلیلگران تکنیکال معتقدند تاریخ تکرار می‌شود. پس اگر در گذر زمان اتفاقی به‌کرات دیده شود، احتمالش بسیار زیاد است ‌که در آینده نیز رخ دهد. تحلیلگران از این اصل استفاده کرده و روندها و الگوهای پرتکرار را در بازار سرمایه پیدا کرده‌اند. در تحلیل تکنیکال هرگاه اتفاقی مشابه این الگوها رخ دهد، می‌توان آینده بازار را طبق رفتار آن در گذشته پیش‌بینی کرد. روش‌های پیش‌بینی این رفتارها، مبتنی بر روندها، الگوها و نوسانگرها (اسیلاتورها) هستند.

الگوهای نموداری

الگوهای نموداری به اشکالی از نمودار گفته می‌شود که تحلیلگران تکنیکال آن‌ها را به‌عنوان الگویی پرتکرار پذیرفته‌اند. تحلیل‌گران معتقدند که پس از شکل‌گیری این الگوها اتفاق مشابهی در بازار رخ می‌دهد و قیمت می‌تواند از خطوط مقاومت و حمایت عبور کند. تعداد زیادی از این الگوها وجود دارد که از معروف‌ترین آن‌ها می‌توان به الگو سر و شانه، سقف یا کف دوقلو، پرچم، مثلث و مستطیل اشاره کرد.

روندها

حرکت نمودار بین دو خط حمایت و مقاومت در بازه زمانی مشخص، روند نام دارد. روندها می‌توانند خنثی، صعودی یا نزولی باشند. هرگاه نمودار از این خطوط عبور کند، یعنی اتفاق غیرعادی در خریدوفروش رخ داده است و طبق جهت روند، می‌توان رفتار قیمت در آینده را پیش‌بینی کرد.

میانگین متحرک (Moving Average): به میانگین قیمت برحسب زمان، میانگین متحرک می‌گویند. میانگین متحرک به‌صورت یک نمودار نمایش داده می‌شود. سه نوع میانگین متحرک وجود دارد. میانگین متحرک ساده همان‌طور که از اسمش پیداست، میانگین ساده قیمت در واحد زمان را محاسبه می‌کند. میانگین متحرک نمایی یکی دیگر از میانگین متحرک‌ها است که در محاسبه میانگین به قیمت‌های انتهایی وزن بیشتری می‌دهد. همان‌طور که گفته شد، به دلیل تأثیر حجم در تحلیل، میانگین متحرک حجمی نیز نوع دیگری از میانگین متحرک است.

بررسی میانگین متحرک‌ها در بازه‌های زمانی کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت روشی است که به تحلیل‌ بازار کمک می‌کند. در نمودار زیر دو میانگین متحرک در کوتاه‌مدت و بلندمدت نمایش داده شده‌است. نقاطی که میانگین متحرک کوتاه‌مدت در روند نزولی از میانگین متحرک بلندمدت به سمت پایین عبور کند، سیگنال فروش است. همچنین اگر میانگین متحرک کوتاه‌مدت در روند صعودی از میانگین متحرک بلندمدت به سمت بالا عبور کند، سیگنال خرید را می‌دهد. در بازه‌های زمانی که این دو نمودار نزدیک به هم در حال نوسان هستند و برخورد زیادی بایکدیگر دارند هیچ سیگنالی نمی‌توان دریافت کرد.

نمودار میانگین متحرک

مقایسه دو میانگین متحرک در بازه زمانی کوتاه‌مدت و بلندمدت

نوسانگرها یا اسیلاتورها

نوسانگرها یا اسیلاتورها توابع ریاضی هستند که به‌صورت نمودار یا عدد نمایش داده می‌شوند. در محاسبات اسیلاتورها حجم معاملات نیز نهفته است. تحلیل اسیلاتورها کمک می‌کند تا پیش‌بینی که در خصوص تغییر روند قیمت در نقطه‌ای انجام می‌گیرد، تائید یا رد شود. نوسانگرهای RSI، MACD و MFI از پرکاربردترین نوسانگرها هستند.

آیا باید سرمایه‌گذاران از تحلیل تکنیکال استفاده کنند؟

همان‌طور که گفته شد، بسیاری از تحلیلگران در ایران برای سرمایه‌گذاری در بورس از تحلیل تکنیکال استفاده می‌کنند. یادگیری آسان، شهودی‌بودن و سرعت فرایند تحلیل تکنیکال از مهم‌ترین دلایل محبوبیت این تحلیل است. از طرفی تحلیلگر می‌تواند به‌راحتی روند نمودار را حس کند و این موضوع اطمینان خاطر بیشتری برای تصمیم‌گیری به شخص می‌دهد. اما باید دانست که تحلیل تکنیکال، تحلیلی منسوخ شده است. جهان پیرامون ما و مسائلی مانند علم، تکنولوژی، اقتصاد و… دائماً در حال تغییر و پیشرفت هستند. باوجود این تغییرات، ابزار و الگوهای تحلیل تکنیکال از سال 1970 میلادی تاکنون به‌روز نشده و همین موضوع باعث شده است که امروزه، کمتر کسی در دنیا از این تحلیل استفاده کند و روش‌های جدید و مدرن جایگزین آن شده‌اند. به جزئیات این موضوع در مقاله معایب تحلیل تکنیکال بیشتر پرداخته شده است.

مزایا و معایب تحلیل تکنیکال

مزایا و معایب تحلیل تکنیکال

تحلیل تکنیکال هم مانند سایر روش های تجزیه و تحلیل در انواع بازارهای مالی مانند فارکس، ارز دیجیتال و بورس ایران دارای مزایا و معایبی است که در ادامه به توضیح آن می پردازیم.

مزایای تحلیل تکنیکال

1. تاریخچه ی قیمت به صورت تصویری

تحلیل گران فاندامنتال و با تجربه نیز از نمودار های قیمتی تحلیل گران تکنیکال برای کسب اطلاعات استفاده می کنند. نمودار قیمتی یک سهم، نمودار تصویری از روند قیمت آن سهم در یک بازه ی زمانی است. ستون های حجم معاملات در پایین نمودار نشان داده می شود و با استفاده از این نمودار می توان موارد زیر را تشخیص داد:

  • وضعیت نسبی یک سهم در مقایسه با کل بازار
  • حجم و مبلغ معاملات گذشته ی سهم
  • نوسانات قیمتی گذشته سهم و اکنون
  • واکنش قیمت سهم قبل و بعد از اتفاقات مهم تاثیر گذار

2. سهولت تشخیص زمان خرید

برخی تحلیل گران از روش فاندامنتال برای تشخیص سهام مناسب جهت خرید و فروش، واز روش تکنیکال برای تشخیص زمان مناسب خرید و فروش استفاده می کنند.

روش تکنیکال در تشخیص حمایت و مقاومت و زمان خروج از بازار مفید است.

3. تمرکز بر روی قیمت

تغییرات قیمت یک سهم اصولا از تحلیل بنیادی همان سهم ریشه می گیرد و اگر هدف تحلیلگر پیش بینی قیمت در آینده باشد باید بسیار ریز بینانه روی تغییرات قیمت متمرکز شود.

4. عرضه و تقاضا

با زیر نظر گرفتن حد اکثر و حداقل قیمت یک سهم، قیمت بازگشایی و متوقف شدن سهم، یکسری اطلاعات به دست می آید که اگر با همدیگر در نظر گرفته شوند، تاثیرات عرضه و تقاضا بر قیمت یک سهم را مشخص می کنند.

5. حمایت و مقاومت

این دو نقطه ی حساس (حمایت و مقاومت) را می توان با تحلیل تکنیکال نمودارهای قیمتی مشخص کرد. به عبارتی اگر قیمت از محدوده ی حمایت تشخیص داده شده بالا برود، تقاضای خرید بیشتر می شود و همینطور اگر قیمت از محدوده ی مقاومت تشخیص داده شده تحلیل گران تکنیکال پایین بیاید عرضه سهم بیشتر می شود.

معایب تحلیل تکنیکال

1. تمایلات تحلیل گر در معاملات خود

اگر تحلیلگر روی مورد خاصی در تحلیل تکنیکال تعصب داشته باشد، کل تحلیلی که خواهد داشت تحت تاثیر علایق و سلایق او خواهد بود.

2. امکان تحلیل های مختلف

باید این اصل را بپذیریم که در تحلیل تکنیکال برداشت ها و تحلیل های متفاوتی را شاهد خواهیم بود. به بیان دیگر بر خلاف وجود استاندارد ها، بسیاری از اوقات دو تحلیگر با نگاه در یک نمودار واحد به دو دیدگاه متفاوت می رسند که با ارائه دلایل متفاوت ادعا بر درستی تحلیل خود دارند.

3. عملکرد دیر هنگام در برخی مواقع

در تحلیل تکنیکال، گاهی مواقع به علت واکنش دیر هنگام روند سهم، معمولا مورد نقد قرار می گیرد، زمانی که روند قیمت شناسایی می شود در واقع میزان زیادی از تغییرات قیمت اتفاق افتاده و می توان گفت که میزان سود به نسبت ریسک بالا تر است.

4. عدم تمرکز تحلیل گران

برخی تحلیل گران تکنیکال معمولا متهم می شوند به این که موضع گیری خوبی ندارند که آن هم به دلیل وجود فرصت های خوب در دیگر سهم ها است. به عبارت دیگر حتی با وجود مصر بودن بر روی یک سهم خوب، باز هم سهم دیگری که روند خوبی دارد نظرشان را جلب می کند که باعث اختلال در تمرکز آن ها می شود.

سخن آخر

با توجه به مطالب عنوان شده، معایبی که اشاره شد صرفا از تحلیل گران رخ می دهد نه این که خود روش تحلیل تکنیکال ایراد داشته باشد. بنابراین برای داشتن فعالیت موفق در بازارهای جهانی اعم از فارکس و ارز دیجیتال و بورس ایران می بایست مباحث تحلیل تکنیکال را تا سطح حرفه ای مسلط بود و با تجربه هایی که طی انجام معاملات و به مرور زمان کسب می شود می توان به معاملات سودده رسید و از متضرر شدن دورماند.

ما در سایت یار سرمایه به امید خداوند متعال سعی داریم شما را پله پله از سطح مبتدی تا سطح حرفه ای یاری کنیم.

بررسی تحلیل دوگانه تکنیکال_بنیادی و تفاوت آن در بازار بورس ایران، فارکس و رمزارزها

تحلیل تکنیکال و فاندامنتال در بازارهای مالی متفاوت رفتار خواهند کرد.

بازار؛ گروه بورس: همانطور که در تحلیل تکنیکال تمرکز بر روی تغییرات قیمت است در تحلیل فاندامنتال این عوامل اقتصادی است که بر عرضه و تقاضا تاثیر گذاشته و باعث می شود قیمت بالا یا پایین برود یا ثابت بماند، یک تحلیلگر بنیادی یا فاندامنتال تاثیر تمام فاکتورهای مربوط را بر روی قیمت بررسی می کند تا در نهایت بتواند ارزش ذاتی سهم را محاسبه کند.

ارزش ذاتی چیزی است که یک تحلیلگر بنیادی به وسیله آن نشان می دهد که با توجه به میزان عرضه و تقاضا واقعا با آن قیمت ارزش دارد یا خیرو اگر ارزش ذاتی چیزی زیر قیمت باشد آن سهم در بازار سهام یا آن جفت ارز در بازار فارکس، ارزان بوده و برای خرید مناسب است.

هر دو روش تکنیکال و فاندامنتال همواره سعی بر حل یک مشکل واحد دارند و آن مشکل چیزی نیست جز پیش بینی درست قیمت و شناسایی روند بازار. یک تحلیلگر بنیادی علت های تغییر قیمت را بررسی می کند و حال آنکه یک تحلیلکر تکنیکال تاثیرهای آن را به چالش می کند.

در بازارهای جهانی اگر معامله گری بخواهد یک تحلیل را انتخاب کند قطعا تکنیکال بر فاندامنتال ارجح است چون همیشه تاثیر فاندامنتال بر روی قیمت لحاظ شده و به علت حجم بالای معامله(معاملات تریلیون دلاری) پیش بینی رفتار قیمتی بسیار کارسازتر است

تحلیلگر تکنیکال عقیده دارد که تغییرات قیمت تنها چیزی است که او نیاز دارد بداند و دانستن علت این تغییرات مهم نیست، در مقابل تحلیلگر بنیادی می خواهد دلیل هر چیز را بداند، پس با یک نگاه کلان، تحلیلگر تکنیکال به دنبال فلسفه تغییرات بوده و خود را به اصول فلسفه تغییرات پایبند دانسته و همیشه در مواقع حساس می تواند علت ها را پیش بینی کند.

معامله گران در جهان خود را در یکی از دو دسته تکنیکال و فاندامنتال طبقه بندی می کنند در حقیقت این دو معامله گر نقاط مشترک زیادی نیز دارند که کسی به آن توجه نمی کند. بسیاری از تحلیلگران فاندامنتال سعی می کنند تا تکنیکال را یاد گرفته تا در بهترین زمان وارد یک سهم شده و در بهترین زمان نیز از آن خارج شوند، این واقعیت در تحلیگران تکنیکال نیز واقعیت دارد، این نوع تحلیلگران می دانند که بر خلاف گفته بسیاری از فعالان بازار که همه چیز در قیمت است، اما پیش بینی در قیمت در بسیاری از موارد رخ نمی دهد و تغییرات بازار کاملا وابسته به تحلیل بنیادی و عوامل فاندامنتال اقتصاد است. به عنوان نمونه تحلیلگران فاندامنتال فارکس همیشه منتظر خبر جلسه فدرال رزرو بوده و بر اساس آن می توانند کلیت بازار را به درستی پیش بینی نکنند و اسیر هیجان های لحظه ای بازار نشوند.

بگذارید یک نمونه برای شما تعریف کنم، درست چندین ماه پیش زمانی که خبر موفقیت واکسن فایزر در آمریکا منتشر شد، افرادی که توانسته بودند این خبر را درست تحلیل کنند به یک سود شگفت انگیز رسیده و برخی از معامله گران فارکس سود چند برابری از یک پوزیشن بای گرفته و توانستند سود بسیار خوبی را کسب کنند.

این واقعیت در بورس ایران نیز صادق است، زمانی که بازار ایران در رکود خود بود برخی از معامله گران حرفه ای که توانسته بودند افزایش قیمت دلار در ایران را پیش بینی کنند بر روی سهام دلاری تمرکز کرده و سودهای چندصد درصدی کسب کردند.

اما اختلافات ظاهری بین برخی معامله گران تکنیکال و فاندامنتال وجود دارد، این اختلافات ظاهری را شاید بتوان این گونه تشریح کرد که در واقع تغییرات قیمت باعث ایجاد دلایل بنیادی جدید می شود یعنی اینکه تغییر قیمت باعث می شود تا تحلیلگر فاندامنتال و فاکتورسنج های او حساس شوند و در حقیقت بازار دلایل جدیدی برای تغییرات پیدا می کند. در حالی که دلایل فاندامنتال قبلا تاثیر خود را بر روی قیمت گذاشته و هم اکنون در بازار وجود دارند و در واقع قیمت ها در حال نشان دادن واکنش به دلایل پایه ای جدید هستند.

خیلی از بازارها در گذشته با تغییرات بسیار کم و یا اصلا هیچ تغییری در فاندامنتال شروع شده به مرور زمان وقتی که تغییرات دیده شده است روند جدید کاملا در مسیرش قرار گرفته است.

بعد از مدتی تحلیلگر تکنیکال با اعتماد به نفس بیشتری تغییرات در نمودارها را درک کرده و می خواند، یک تحلیلگر تکنیکال شاید تنها کسی باشد که در شرایطی که تغییرات بازار با خرد جمعی در تناقض است احساس آرامش می کند و حتی از چنین موقعیتی لذت می برد، او می داند که معامله گران بازار به زودی با اطلاعات جدید که همان دلایل فاندامنتال جدید است مواجه شده و شاید تحلیگر تکنیکال تنها فردی باشد که برای تصدیق محاسباتش منتظر چیزی نبوده است.

برای موفقیت در بازارهای مالی باید دانست که بر هر دو دانش تکنیکال و فاندامنتال باید مسلط بود اما اگر یک معامله گر مجبور باشد یکی از این دو تحلیل را انتخاب کند باید طبق بازار مالی آن را انتخاب کند، به عنوان مثال در بازار بورس ایران به علت عمق کم بازار و دخالت دولت در قیمت گذاری و بودن دامنه نوسان و حجم مبنا و شناوری پایین سهام الگوهای تکنیکال در نیمه راه نابود می شوند و یک فعال بازار بورس ایران باید بیشتر به عوامل بنیادی و اقتصاد کلان و زوم کردن بر رفتار دولت و حاکمیت به ویژه بانک مرکزی و تعیین نرخ بهره و سیاست های مالی توجه کند.

اما در بازارهای جهانی اگر معامله گری بخواهد یک تحلیل را انتخاب کند قطعا تکنیکال بر فاندامنتال ارجح است چون همیشه تاثیر فاندامنتال بر روی قیمت لحاظ شده و به علت حجم بالای معامله(معاملات تریلیون دلاری) پیش بینی رفتار قیمتی بسیار کارسازتر است. بررسی نمودار میانبری است که فاندامنتال هم در آن لحاظ شده و معامله گر با واگرایی ها و همگرایی های نموداری می تواند به درستی وضعیت لحظه ای را پیش بینی کرده و ترید بسیار خوبی را انجام دهد.

در بازار رمزارزها نیز معامله گر با تحلیل تکنیکال می تواند کار خود را راه بیندازد اما باید توجه داشت ، بازار رمزارزها نیز مانند بورس ایران تابع دستکاری قیمتی فعالان بزرگ بوده که به آنان نهنگ های رمزارزها می گویند و این دخالت در بسیاری از موارد نمودارها را نیمه کاره می گذارد، اما اگر این بازار در آینده به سمت بزرگتر شدن برود می توان گفت صرفا تحلیل تکنیکال در آن جوابگو خواهد بود.

در بازارهای جهانی این امکان وجود دارد که بتوان در یک بازار مالی صرفا با دانش تکنیکالی خرید و فروش انجام داد ولی تقریبا بعید به نظر می آید که شخصی بتواند صرفا بر اساس دانش فاندامنتالی و عدم بررسی قیمت و نمودار تکنیکالی، خرید و فروش موفقی انجام دهد، به همین علت است که فعالان بازارهای مالی در جهان ابتدا تکنیکال را آموزش دیده و با آن معامله می کنند و برای اینکه بتوانند معاملات موفقتری داشته باشند در سال هایی که با تجربه شده اند عوامل بنیادی را نیز بررسی کرده و همه عوامل را در یک معامله لحاظ می کنند.

برگفته از بخش هایی از کتاب تحلیل تکنیکال در بازار سرمایه نوشته استاد جان مورفی

تحلیلگران از چه ابزارهایی برای تحلیل تکنیکال استفاده می‌کنند؟

معرفی ابزارهای تحلیل تکنیکال

ابزارهای تحلیل توسط تریدرها برای به دست آوردن بینشی در مورد عرضه و تقاضای اوراق بهادار و روانشناسی بازار استفاده می‌شود. این شاخص‌ها با هم اساس تحلیل تکنیکال را تشکیل می‌دهند. معیارها، مانند حجم معاملات، سرنخ هایی را در مورد اینکه آیا حرکت قیمت ادامه خواهد داشت یا خیر، ارائه می‌دهد.

به این ترتیب می‌توان از اندیکاتورها برای تولید سیگنال خرید و فروش استفاده کرد. در این لیست، با هفت ابزار تحلیل برای افزودن به جعبه ابزار معاملاتی خود آشنا خواهید شد. شما نیازی به استفاده از همه آنها ندارید، بلکه تعدادی را انتخاب کنید که در تصمیم گیری‌های تجاری بهتر کمک می‌کنند.

معامله‌گران فنی و چارتیست‌ها طیف گسترده‌ای از اندیکاتورها، الگوها و نوسانگرها را در جعبه ابزار خود برای تولید سیگنال‌ها دارند.

برخی از آنها تاریخچه قیمت را در نظر می‌گیرند، برخی دیگر به حجم معاملات نگاه می‌کنند و برخی دیگر متوجه شاخص‌های حرکت هستند. اغلب، این‌ها به صورت پشت سر هم یا ترکیبی با یکدیگر استفاده می‌شوند.

در اینجا، ما به هفت ابزار برتر که تکنسین‌های بازار استفاده می‌کنند، نگاهی می‌اندازیم؛ اگر قصد تجارت در تحلیل تکنیکال را دارید، باید با آن‌ها آشنا شوید.

ابزارهای تجارت در تحلیل تکنیکال

ابزار معامله برای معامله گران روزانه و تحلیلگران فنی شامل ابزارهای نموداری است که سیگنال‌هایی برای خرید یا فروش ایجاد می‌کند یا روندها یا الگوهای موجود در بازار را نشان می‌دهد.

۱. حجم در تعادل

اندیکاتور حجم تعادل یک شاخص حرکت در تحلیل تکنیکال است که از جریان حجم برای پیش بینی تغییرات قیمت سهام استفاده می‌کند که جوزف گرانویل برای اولین بار آن را در کتاب سودهای بازار سهام توسعه داد.
گرانویل معتقد بود که حجم نیروی اصلی در پشت بازارها است و این اندیکاتور را طوری طراحی کرد که در صورت تحولات عمده در بازارها بر اساس تغییرات حجم طرح ریزی کند.وی در کتاب خود پیش بینی‌های تولید شده توسط شاخص OBV را “چشمه ای محکم و پیچیده” توصیف کرد و معتقد بود وقتی حجم بدون تغییر قابل توجه در قیمت سهام به شدت افزایش یابد، قیمت در نهایت جهش رو به بالا خواهد داشت یا سقوط خواهد کرد.
در حقیقت اندیکاتور حجم تعادل جمعیتی را نشان می‌دهد که می‌تواند نتیجه صعودی یا نزولی را پیش بینی تحلیل گران تکنیکال کند. همچنین مقایسه عملکرد نسبی بین میله‌های قیمت و OBV سیگنال‌های قابل کنش بیشتری نسبت به هیستوگرام‌های حجم سبز یا قرمز که در پایین نمودارهای قیمت یافت می‌شود تولید می‌کند.

۲. خط انباشت/توزیع

یکی از رایج‌ترین شاخص‌هایی که برای تعیین جریان پول در داخل و خارج از اوراق بهادار استفاده می‌شود، خط انباشت/توزیع (خط A/D) است.

اندیکاتور خط توزیع / انباشت توسط marc chaikin ایجاد شده است که یک ابزار مبتنی بر حجم معاملات می‌باشد.این اندیکاتور میزان انباشت جریان پول به درون یا بیرون از یک بازار دارایی را مشخص می‌کند.
اندیکاتور خط توزیع انباشت یک شاخص تجمیعی برای اندازه گیری جریان پولی در یک دوره است. یک ضریب مثبت بالا که با حجم معاملات بالا ترکیب شده است نشان دهنده فشار خرید قوی است که باعث بالاتر رفتن منحنی اندیکاتور می شود. به صورت برعکس، یک ضریب منفی پایین همراه با حجم معاملات بالا بازتاب دهنده فشار فروش قدرتمند است که منحنی اندیکاتور را به سمت پایین می کشد. این حجم جریان پول انباشته می شود تا خطی که تایید کننده یا رد کننده روند حرکت قیمت است، ایجاد شود.

این شبیه به نشانگر حجم موجود در تراز (OBV) است، اما به جای در نظر گرفتن فقط قیمت پایانی اوراق بهادار برای دوره، محدوده معاملات دوره و جایی که بسته شدن در رابطه با آن محدوده است را نیز در نظر می‌گیرد. اگر سهمی نزدیک به اوج خود تمام شود، نشانگر وزن بیشتری نسبت به زمانی که نزدیک به نقطه میانی محدوده بسته شود، به حجم می‌دهد. محاسبات مختلف به این معنی است که OBV در برخی موارد بهتر و A/D در موارد دیگر بهتر کار خواهد کرد.

اگر خط اندیکاتور روند صعودی داشته باشد، علاقه خرید را نشان می‌دهد، زیرا سهام در حال بسته شدن بالاتر از نیمی از محدوده است. این به تأیید یک روند صعودی کمک می‌کند. از سوی دیگر، اگر A/D در حال کاهش باشد، به این معنی است که قیمت در قسمت پایین‌تر محدوده روزانه خود به پایان می‌رسد و بنابراین حجم منفی در نظر گرفته می‌شود. این به تأیید یک روند نزولی کمک می‌کند.

معامله گرانی که از خط A/D استفاده می‌کنند نیز مراقب واگرایی هستند. اگر در حالی که قیمت در حال افزایش است، A/D شروع به کاهش کند، این نشان می‌دهد که روند مشکل دارد و می‌تواند معکوس شود. به طور مشابه، اگر قیمت روند کاهشی داشته باشد و A/D شروع به افزایش کند، می‌تواند نشان دهنده قیمت‌های بالاتر در آینده باشد.

۳. میانگین جهت شاخص

شاخص جهت دار متوسط ​​(ADX) یک شاخص روند است که برای اندازه گیری قدرت و حرکت یک روند استفاده می‌شود.

اندیکاتور ADX توسط «J. Welles Wilder» ابداع شد و برای مشخص‌کردن حالت‌های روند دار (trending) و یا حالت‌های بدون روند (non-trending) به کار گرفته می‌شود.

ADX خط اصلی روی نشانگر است که معمولاً سیاه رنگ است. دو خط اضافی وجود دارد که می‌توان به صورت اختیاری نشان داد. اینها DI+ و DI- هستند. این خطوط اغلب به ترتیب به رنگ قرمز و سبز هستند. هر سه خط با هم کار می‌کنند تا جهت روند و همچنین حرکت روند را نشان دهند.

ADX بالای ۲۰ و DI+ بالای DI-: این یک روند صعودی است.

ADX بالای ۲۰ و DI- بالای DI+: این یک روند نزولی است.

ADX زیر ۲۰ یک روند ضعیف یا دوره دامنه ای است که اغلب با DI- و DI+ که به سرعت از یکدیگر متقابل می‌شوند همراه است.

زمانی که نمودار +DI از -DI بیشتر باشد نتیجه می‌گیریم بازار گاوی (bullish) است یا تمایل دارد به سمت بالا حرکت کند. در مقابل زمانی که نمودار -DI از +DI بیشتر باشد برداشت می‌کنیم بازار خرسی (bearish) است تمایل دارد به سمت پایین حرکت کند.

۴. نشانگر آرون

Tushar Chande اندیکاتور آرون را در سال ۱۹۹۵ توسعه داد. آرون (AROON) در زبان سانسکریت به معنای روز و شب است.

نوسانگر آرون یک نشانگر فنی است که برای اندازه‌گیری اینکه آیا یک اوراق بهادار در یک روند است یا خیر، و به طور خاص اگر قیمت در طول دوره محاسبه (معمولاً ۲۵) به اوج یا پایین‌ترین سطح رسیده باشد، استفاده می‌شود.

این نشانگر همچنین می‌تواند برای شناسایی زمانی که یک روند جدید شروع می‌شود استفاده شود. نشانگر Aroon از دو خط تشکیل شده است: یک خط Aroon-up و یک خط Aroon-down.

هنگامی که Aroon-up از Aroon-down عبور می‌کند، این اولین نشانه تغییر روند احتمالی است. اگر Aroon-up به ۱۰۰ برسد و نسبتاً نزدیک به آن سطح بماند در حالی که Aroon-down نزدیک به صفر بماند، این تایید مثبت یک روند صعودی است.

برعکس آن هم درست است. اگر Aroon-down از Aroon-up عبور کند و نزدیک به ۱۰۰ بماند، این نشان می‌دهد که روند نزولی وجود دارد.

از این اندیکاتور برای تشخیص وجود روند در سهام استفاده می‌شود. هم‌چنین با توجه به شیب و جایگاه خطوط، می‌توان از قدرت روند نیز مطلع شد.

۵. MACD

اندیکاتور مکدی MACD مخفف عبارت Moving Average Convergence Divergence است. این اندیکاتور سه میانگین متحرک را شامل می‌شود و سرمایه گذاران با استفاده از آن می‌توانند قدرت روند، جهت گیری روند و شتاب روند نزولی یا صعودی در بازار ارز دیجیتال را تشخیص دهند.

شاخص واگرایی همگرایی میانگین متحرک (MACD) به معامله گران کمک می‌کند تا جهت روند و همچنین حرکت آن روند را ببینند. همچنین تعدادی سیگنال تجاری را ارائه می‌دهد.

زمانی که MACD بالای صفر باشد، قیمت در یک فاز صعودی است. اگر MACD زیر صفر باشد، وارد دوره نزولی شده است.

نشانگر از دو خط تشکیل شده است: خط MACD و یک خط سیگنال که کندتر حرکت می‌کند. وقتی MACD از زیر خط سیگنال عبور می‌کند، نشان می‌دهد که قیمت در حال کاهش است. هنگامی که خط MACD از خط سیگنال عبور می‌کند، قیمت در حال افزایش است.

نگاه کردن به اینکه نشانگر در کدام سمت صفر قرار دارد به تعیین سیگنال‌هایی که باید دنبال شوند کمک می‌کند. به عنوان مثال، اگر نشانگر بالای صفر است، مراقب باشید MACD از بالای خط سیگنال برای خرید عبور کند. اگر MACD زیر صفر باشد، عبور MACD از زیر خط سیگنال ممکن است سیگنال یک معامله کوتاه احتمالی را ارائه دهد.

۶. شاخص قدرت نسبی

شاخص قدرت نسبی (RSI) حداقل سه کاربرد عمده دارد. این اندیکاتور بین صفر تا ۱۰۰ حرکت می‌کند و افزایش قیمت اخیر در مقابل ضرر اخیر قیمت را ترسیم می‌کند. بنابراین سطوح RSI به اندازه گیری حرکت و قدرت روند تحلیل گران تکنیکال کمک می‌کند.

اساسی‌ترین استفاده از RSI به عنوان یک شاخص خرید و فروش بیش از حد است. وقتی RSI به بالای ۷۰ برسد، دارایی بیش از حد خرید در نظر گرفته می شود و ممکن است کاهش یابد. هنگامی که RSI زیر ۳۰ باشد، دارایی بیش از حد فروخته می‌شود و می‌تواند افزایش یابد. با این حال، ایجاد این فرض خطرناک است; بنابراین، برخی از معامله گران منتظر می‌مانند تا اندیکاتور به بالای ۷۰ برسد و سپس قبل از فروش به زیر نزول می‌کند، یا به زیر ۳۰ می‌رسد و سپس قبل از خرید به بالاتر می‌رود.

واگرایی یکی دیگر از کاربردهای RSI است. وقتی اندیکاتور در جهتی متفاوت از قیمت حرکت می‌کند، نشان می‌دهد که روند فعلی قیمت در حال ضعیف شدن است و به زودی می‌تواند معکوس شود.

سومین کاربرد RSI سطوح پشتیبانی و مقاومت است. در طول روندهای صعودی، سهام اغلب بالای سطح ۳۰ باقی می‌ماند و اغلب به ۷۰ یا بالاتر می‌رسد. زمانی که یک سهم در روند نزولی قرار دارد، RSI معمولاً زیر ۷۰ باقی می‌ماند و اغلب به ۳۰ یا کمتر می‌رسد.

۷. نوسانگر تصادفی

نوسانگر تصادفی شاخصی است که قیمت فعلی را نسبت به محدوده قیمت در تحلیل گران تکنیکال چند دوره اندازه گیری می‌کند. این نوسانگر بین صفر تا ۱۰۰ ترسیم شده است، ایده این است که وقتی روند صعودی است، قیمت باید به اوج‌های جدید برسد. در یک روند نزولی، قیمت به ثبت کف‌های قیمتی جدید تمایل پیدا می‌کند. نوسانگر تصادفی ردیابی می‌کند که آیا این اتفاق می‌افتد یا خیر.

هنگام استفاده از سطوح بیش خرید و فروش بیش از حد، روند کلی قیمت را در نظر بگیرید. به عنوان مثال، در طول یک روند صعودی، زمانی که اندیکاتور به زیر ۲۰ می رسد و دوباره از آن بالا می رود، سیگنال خرید ممکن است. اما رالی‌های بالای ۸۰ پیامد کمتری دارند زیرا انتظار داریم که در طول یک روند صعودی شاهد حرکت این اندیکاتور به ۸۰ و بالاتر باشیم. در طول یک روند نزولی، به دنبال این باشید که اندیکاتور به بالای ۸۰ حرکت کند و سپس به پایین برگردید تا یک معامله کوتاه احتمالی را نشان دهد. سطح ۲۰ در یک روند نزولی کمتر معنادار است.

جمع بندی

هدف هر معامله گر کوتاه مدت تعیین جهت حرکت یک دارایی معین و تلاش برای کسب سود از آن است. صدها نشانگر فنی و نوسانگر برای این هدف خاص توسعه یافته اند، تحلیل گران تکنیکال و این نمایش اسلاید تعداد انگشت شماری را ارائه کرده است که می توانید شروع به آزمایش کنید. از شاخص‌ها برای توسعه استراتژی‌های جدید استفاده کنید یا آنها را در استراتژی های فعلی خود بگنجانید. برای تعیین اینکه کدام یک از آنها استفاده کنید، آنها را در یک حساب آزمایشی امتحان کنید. آنهایی را که بیشتر دوست دارید انتخاب کنید و بقیه را رها کنید.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا