تجارت باینری آپشن

انواع اندیکاتور های میانگین متحرک

انواع اندیکاتور های میانگین متحرک

قبل از اینکه وارد مبحث میانگین‌های متحرک یا مووینگ اوریج‌ها ( به انگلیسی moving average) شویم لازم است مختصری در مورد اندیکاتورها بگویم.

اندیکاتورها بطور کلی در سه گروه طبقه‌بندی می‌شوند:

۱- اندیکاتورهای Trend (روند نماها یا تعقیب کننده‌های قیمت): این نوع اندیکاتورها معمولا روی چارت قیمت نمایان می‌شوند مانند مووینگ اوریج‌ها، بولینگر باند، ایچیموکو، سار و …..

۲- اسیلاتور یا Oscillator (نوسان نماها): این نوع اندیکاتور در زیر نمودار قیمت بصورت هیستوگرام و نوسانگر نمایان می‌شوند مانند: مک دی، RSI، استوکاستیک و ….

۳-اندیکاتورهای Volumes (حجمی): اندیکاتورهای حجمی نیز در زیر گراف قیمت نمایان می‌شوند و اگر چه دقیق نیستند ولی بیانگر حجم معاملات هستند مانند: MFI ، OBV و ….

مووینک اوریج‌ها (MA) جزو اندیکاتورهای تعقیب کننده قیمت هستند و به علت اینکه در فورمول داخلی اکثر اندیکاتورها به نوعی و با تقدم و تاخر خاصی از فورمول مووینگ اوریج‌ها استفاده شده به مووینگ اوریج‌ها مادر اندیکاتورها نیز گفته می‌شود.

فورمول تهیه مووینگ اوریج‌ها از ساده‌ترین تا پیچیده‌ترین آنها بر یک مبنای کلی استوار است و آن میانگین‌گیری و معدل‌گیری از قیمت است.

به این صورت که اگر یک مووینگ اوریج را بر روی چارت بیندازید یک گراف و یک نمودار در کنار قیمت مشاهده می‌کنید که تا حد زیادی نوسانات قیمت را فیلتر کرده و به دنبال قیمت حرکت می‌کند.

میانگین متحرک، میانگینی از داده‌های بازار در بازه زمانی خاص است. میانگین متحرک عموما به عنوان یک اندیکاتور تکنیکال برای یکدست کردن داده‌های بازار برای تشخیص روند شناخته می‌شود.

به شکل زیر نگاه کنید:

مووینگ اوریج ها چیست؟ با مووینگ اوریج ها آشنا شویم

نمونه‌ای از یک مووینگ اوریج

ساده‌ترین فرمول ساخت یک مووینگ اوریج این است:

که SUM به معنای مجموع و N به معنای تعداد دوره و Close قیمت پایانی قیمت در آن دوره است. به جدول زیر نگاه کنید تا موضوع برایتان بهتر جا بیوفتد.

نکته : وقتی ما یک مووینگ اوریج با دوره زمانی ۱۰۰ را روی تایم فریم روزانه قرار می‌دهیم به معنای این است که یک مووینگ اوریج ۱۰۰ روزه روی چارت داریم .

هنگامی که همین مووینگ اوریج را در تایم پنج دقیقه قرار می‌دهیم به این معناست که ما یک مووینگ اوریج صد تا پنج دقیقه روی چارت انداختیم.

پس در کل مووینگ اوریجی که در چارت استفاده می‌شود با تایم فریم آن نسبت مستقیم دارد.

انواع مووینگ اوریج‌ها بر اساس فرمول داخلی آنها :

شماره
نام کامل

تفاوت این مووینگ اوریج‌ها به دو نکته اساسی بر می‌گردد. اینکه در EMA و WMA به قیمت‌های جدید و لحاظ کردن دوره در فرمول خود بها و وزن بیشتری می‌دهند و EMA حساس‌تر عمل می‌کند.

مووینگ اوریج ها چیست؟ با مووینگ اوریج ها آشنا شویم

استراتژی‌ها و کاربردهای انواع مووینگ اوریج:

۱- به عنوان حمایت و مقاومت داینامیک (پویا)

به اینصورت که شما یک مووینگ اوریج با دوره زمانی خاص را روی چارت می‌اندازید و به واکنش قیمت در گذشته به آن توجه می‌کنید.

مثلا فلان سهم به موونیگ 55 در تایم روزانه حساس است. هر سهم یا دارایی تنظیم خاصی برای میانگین متحرک نیاز دارد که به آن حساس است و باید بگردید و پیدا کنید.

مووینگ اوریج ها چیست؟ با مووینگ اوریج ها آشنا شویم

سطوح مقاومت در قیمت دقیقا بر روی مووینگ تشکیل شده است.

مووینگ اوریج ها چیست؟ با مووینگ اوریج ها آشنا شویم

سطوح حمایت در قیمت دقیقا بر روی مووینگ تشکیل شده است.

۲- از کراس و برخورد مووینگ با هم می‌توان سیگنال خرید و فروش گرفت

در این روش به حداقل دو مووینگ اوریج نیاز است، یکی با دوره زمانی بالا یعنی کندتر و دیگری با دوره زمانی کوچک یعنی تند تر.

هر موقع میانگین متحرک تندتر به زیر میانگین متحرک کندتر رسید، سیگنال فروش صادر می‌شود و هر موقع میانگین متحرک تندتر بالاتر از میانگین متحرک کندتر قرار گرفت، سیگنال خرید صادر می‌شود.

البته ضعف این روش در بازارهای رنج (روند خنثی) است که مووینگ اوریج‌ها به طور دائم در هم پیچیده و تنیده می‌شوند ولی در بازارهای رونددار معمولا به خوبی عمل می‌کنند.

مووینگ اوریج ها چیست؟ با مووینگ اوریج ها آشنا شویم

مووینگ اوریج ها چیست؟ با مووینگ اوریج ها آشنا شویم

عملکرد ضعیف مووینگ اوریج ها در بازار رنج

۳- استفاده از خاصیت دافعه و جاذیه در میان مووینگ اوریج ها

در این روش شما به حدودا ۱۰ عدد مووینگ اوریج با دوره‌های زمانی مناسب نیاز دارید.

مبحثی که در اینجا وجود دارد یک اصل جالب است. وقتی همه‌ی این ده مووینگ اوریج به هم فشرده می‌شوند به مانند یک فنر فشرده شده عمل می‌کنند و قدرت زیادی در آنها ذخیره می‌شود. این انرژی می‌تواند در جهتی خاص آزاد شده و منجر به افرایش یا کاهش شدید قیمت شود که در این حالت مووینگ‌ اوریج‌ها به تدریج از هم دور می‌شوند (دفع می‌شوند).

مووینگ اوریج ها چیست؟ با مووینگ اوریج ها آشنا شویم

قانون فشردگی قیمت را به بالا پرتاب کرده است.

مووینگ اوریج ها چیست؟ با مووینگ اوریج ها آشنا شویم

قانون فشردگی قیمت را به پایین پرتاب کرده است.

مووینگ اوریج ها چیست؟ با مووینگ اوریج ها آشنا شویم

قانون فشردگی باعث رشد شدید قیمت شده است.

کاربردهای دیگری هم برای مووینگ‌ها وجود دارد که شما می‌توانید در آن به تحقیق بپردازید.

در خیلی از سیستم‌های معاملاتی دنیا یک پایه‌ی اصلی همیشه میانیگین‌های متحرک هستند، پس به آنها بها دهید و به تحقیق در مورد آنها بپردازید.

میانگین متحرک‌ در تحلیل تکنیکال چیست؟

میانگین متحرک

تحلیل تکنیکال (TA) در دنیای معامله‌گری و سرمایه‌گذاری موضوع جدیدی نیست. چه در پرتفوی‌های سنتی و چه در مورد رمزارزهایی مانند بیت کوین و اتریوم، استفاده از اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال به منظور هدف ساده‌ای انجام می شود: از داده‌های موجود برای تصمیم‌گیری‌های آگاهانه که احتمالاً پیامدهای مطلوبی خواهند داشت استفاده کنید. با پیچیده‌تر شدن بازارها، صدها اندیکاتور تحلیل تکنیکال مختلف در دهه‌های اخیر به وجود آمده‌اند، اما تعداد کمی از آن‌ها محبوبیت یافتند و همواره از میانگین متحرک‌ها استفاده کرده‌اند.

میانگین متحرک چیست ؟

با وجود تنوع میانگین متحرک‌ها ، هدف اصلی آنها ایجاد شفافیت در نمودارهای معاملاتی است. این کار از طریق حل نمودارها و به‌منظور ایجاد اندیکاتور قابل‌استخراج روند، انجام می‌شود. ازآنجایی‌که این میانگین متحرک‌ها به داده‌های پیشین بستگی دارند، آن‌ها را اندیکاتورهای متأخر (lagging) یا اندیکاتورهای دنبال کننده روند در نظر می‌گیرند. علیرغم این موضوع همچنان قدرت زیادی برای کاهش نویز و تعیین جهت بازار دارند.

انواع میانگین متحرک:

انواع مختلفی از میانگین متحرک‌ها وجود دارند که معامله گران نه‌تنها در معاملات روزانه و سوئینگ بلکه در معاملات بلندمدت نیز از آن‌ها استفاده می‌کنند. علیرغم انواع مختلف، معمولاً میانگین متحرک‌ها به دو گروه جداگانه تقسیم می‌شوند: میانگین متحرک‌های ساده (simple moving averages(SMA)) و میانگین متحرک‌های نمایی (exponential moving averages (EMA)). با توجه به بازار و پیامدهای مطلوب آن، معامله گران می‌توانند اندیکاتوری را انتخاب کنند که بیشترین منفعت را برای آن‌ها دارد.

میانگین متحرک ساده:

میانگین متحرک ساده داده‌های موردنیاز خود را از یک دوره زمانی تعیین‌شده دریافت می‌کنند و قیمت میانگینی برای آن دوره تعیین‌شده تعیین می‌کنند. تفاوت میان میانگین متحرک ساده و میانگین اصلی قیمت‌های پیشین همانند تفاوت میانگین متحرک ساده است، به‌محض اینکه یک مجموعه جدید داده‌ها وارد می‌شود، مجموعه قبلی نادیده گرفته می‌شود؛ بنابراین اگر میانگین متحرک ساده میانگین را بر اساس ارزش 10 روزه داده‌ها محاسبه کند، کل مجموعه داده‌ها تنها برای اینکه 10 روز آخر را در خود جای دهد به‌روزرسانی می‌شود.

باید توجه داشت که همه داده‌های ورودی در یک میانگین متحرک ساده بدون در نظر گرفتن اینکه کدام‌یک زودتر و کدام‌یک دیرتر واردشده‌اند، در یک رده قرار دارند. معامله‌گرانی که اعتقاددارند ارتباط بیشتری با داده‌های جدید موجود وجود دارد، اغلب بیان می‌کنند که ارزش یکسان میانگین متحرک ساده برای تحلیل تکنیکال زیان‌آور است. میانگین متحرک نمایی برای حل این مشکل ساخته شد.

میانگین متحرک نمایی:

میانگین متحرک‌های نمایی از این نظر به میانگین متحرک ساده شبیه هستند که تحلیل تکنیکال را بر اساس نوسانات پیشین قیمت انجام می‌دهند. بااین‌وجود، معادله کمی پیچیده‌تر است زیرا یک میانگین متحرک نمایی اهمیت و ارزش بیشتری برای جدیدترین قیمت‌های ورودی دارد. اگرچه هر دو میانگین‌ها ارزشمند هستند و کاربرد بسیاری دارند، میانگین متحرک نمایی نسبت به نوسانات ناگهانی قیمت و بازگشت‌ها حساس‌تر است.

ازآنجایی‌که میانگین متحرک‌های نمایی سریع‌تر از میانگین متحرک‌های ساده بازگشت‌های قیمت را هدف قرار می‌دهند، اغلب موردتوجه و استفاده معامله‌گرانی قرار می‌گیرند که به معاملات کوتاه‌مدت مشغول هستند. برای یک معامله‌گر یا سرمایه‌گذار انتخاب نوع میانگین متحرک بر اساس استراتژی‌ها و اهداف شخصی او اهمیت دارد و می‌تواند تنظیمات دلخواه خود را مطابق با آن انجام دهد.

تنظیمات میانگین متحرک

ازآنجایی‌که میانگین متحرک‌ها از قیمت‌های پیشین به‌جای قیمت‌های اخیر استفاده می‌کنند، دوره مشخصی از تأخیر را دارند. هرچه مجموعه داده‌ها بزرگ‌تر باشد، تأخیر صورت گرفته بزرگ‌تر خواهد بود. برای مثال میانگین متحرکی که 100 روز قبل را تحلیل می‌کند به اطلاعات جدید کندتر از میانگین متحرکی که تنها 10 روز قبل را در نظر می‌گیرد، واکنش نشان می‌دهد. علت آن است که ورود جدید به مجموعه داده‌های بزرگ‌تر، تأثیر کمتری بر کل ارقام خواهد داشت.

هر دو این میانگین متحرک‌ها بر اساس تنظیمات معاملاتی می‌توانند سودآور باشند. مجموعه داده‌های بزرگ‌تر به سرمایه‌گذاران طولانی‌مدت سود می‌رسانند زیرا احتمال کمی وجود دارد که به دلیل یک یا دو نوسان بزرگ دچار تغییر شوند. معامله گران کوتاه‌مدت اغلب از مجموعه داده‌های کوچک‌تر که امکان انجام معاملات واکنشی بیشتر را فراهم می‌کنند، پشتیبانی می‌کنند.

میانگین متحرک روی چه اعدادی تنظیم می شود ؟

در بازارهای سنتی، میانگین متحرک‌های 50، 100 و 200 روزه متداول‌ترین نوع‌های مورداستفاده هستند. میانگین متحرک‌های 50 و 200 روزه از نزدیک توسط معامله گران سهام موردبررسی قرار می‌گیرند و هرگونه شکستی در بالا یا پایین این خطوط را معمولاً سیگنال‌های مهم معاملاتی می‌نامند، به‌ویژه زمانی که کراس آورها (crossovers) به دنبال آن‌ها می‌آیند. در معاملات رمزارزها هم به همین شکل است اما به این دلیل که در این بازارها 24 ساعت شبانه‌روز نوسان وجود دارد، تنظیمان میانگین متحرک و استراتژی معاملاتی می‌تواند مطابق با پروفایل معامله‌گر تغییر کند.

تنظیمات میانگین متحرک

سیگنال‌های کراس آور (Crossover signals):

طبیعتاً یک میانگین صعودی روندی صعودی را ارائه می‌کند و یک میانگین متحرک نزولی نمایانگر یک‌روند نزولی است. بااین‌وجود، یک میانگین متحرک به‌تنهایی اندیکاتور چندان قابل‌اعتماد و قدرتمندی نیست. ازاین‌رو، میانگین متحرک‌ها همواره به‌صورت ترکیبی به کار می‌روند تا سیگنال‌های صعودی و نزولی کراس آور را مشخص کنند.

اندیکاتور و کاربرد آن

اندیکاتورها با استفاده از محاسبات ریاضی بر روی قیمت سهم و حجم معاملات آن، اطلاعات بسیار خوبی در مورد آن سهم، ازجمله شتاب قیمتی، روند حرکتی و سایر معیارهای مهم ارائه می‌دهند. معمولاً از اندیکاتورها برای تائید و اعتبارسنجی روند سهم استفاده می‌شود که در نهایت و با به‌کارگیری اندیکاتور های دیگر، منجر به سیگنال خرید و فروش می‌گردد. اندیکاتورها به دو دسته پیشرو (leading) و دنباله‌رو (lagging) تقسیم می‌شوند.
اندیکاتورهای پیشرو به‌طور معمول همراه با نوسانات قیمت و اندیکاتورهای دنباله‌رو معمولاً با تأخیر، پس از حرکت قیمت و جابجایی بازار، هشدار و پیش‌بینی لازم را اعلام می‌کنند.

اندیکاتورها (Indicators) توابع ریاضی هستند که فرمول‌های خاصی دارند. متغییرهای این روابط ریاضی میتواند قیمت یک سهم، حجم معاملات، تعداد معاملات، زمان و غیره باشد. معمولا اندیکاتورها تعقیب کننده‌ی روندها هستند. هر کسی میتواند فرمولی بر اساس داده های گذشته یک سهم بنویسد و اندیکاتور خود را طراحی کند. اما برخی از اندیکاتورهای معروف وجود دارند که کارایی آنها در طول زمان به اثبات رسیده است و تحلیلگران فنی معمولا از آنها استفاده میکنند. اندیکاتورها مانند هر تابع ریاضی دیگر، نشان دهنده یک نمودار هستند. این نمودار در کنار نمودار قیمت، میتواند تفاسیر و معانی مختلفی داشته باشد که به تحلیلگر در پیش بینی آینده کمک میکند.

یک مثال برای درک کارکرد اندیکاتورها

در اینجا برای مثال به فرمول بندی اندیکاتور RSI می پردازیم. بررسی این اندیکاتور معروف میتواند به درک چگونگی کارکرد سایر اندیکاتورها به ما کمک کند. فرمول محاسبه این اندیکاتور به شکل زیر است:

RSI 1

در این فرمول دو متغییر میانگین سود و میانگین ضرر وجود دارد. میانگین سود و میانگین ضرر به وسیله جمع قیمت روزهای مثبت و مفنی تقسیم بر تعداد روزها در یک بازه زمانی معیین است. این بازه زمانی متواند هر چند روزه باشد. اما به طور استاندارد بازه زمانی ۱۴ روزه را برای این رابطه در نظر میگیرند. بنابراین برای محاسبه میانگین سود، باید قیمت های روزهای مثبت در ۱۴ روز اخیر معاملاتی را باهم جمع کرد و بر ۱۴ تقسیم کرد. برای میانگین انواع اندیکاتور های میانگین متحرک ضرر هم باید قیمت‌های روزهای منفی سهم در طی ۱۴ روز اخیر را باهم جمع و بر۱۴ تقسیم کرد.

شما میتوانید همین کار را در بازه ۲۰ روزه اخیر انجام دهید. هرچه بازه بیشتر باشد، نوسان این اندیکاتور کمتر خواهد بود و به شما روند بلند مدت تری را نشان میدهد. هر چقدر که این بازه زمانی کوتاه باشد (مثلا ۵ روزه) اندیکاتور روندهای کوتاه مدت تری را از سهم نشان خواهد داد. خوب با محاسبه دو متغییر میانگین سود و ضرر میتوان اندیکاتور RIS را در طول زمان رسم کرد. در واقع هر یک روزی که معاملات سهم به پیش میرود، یک RSI یک عدد جدید را نشان میدهد که با اتصال آنها نمودار اندیکاتور رسم میشود. برای مثال نمودار قیمت و اندیکاتور RSI مربوط به آن را مشاهده می‌کنید.

موارد استفاده از اندیکاتورها

به‌طورکلی از اندیکاتورها در بازارهای مالی بر اساس تغییرات گذشته قیمت، به سه شکل استفاده می‌شود:

۱- هشدار: اندیکاتورها در برخی مواقع و بر اساس شرایط، قبل از تغییر روند یا هم‌زمان با آن، علائم بازگشت روند را نمایش می‌دهند. پس یکی از مهم‌ترین کاربردهای اندیکاتور، اعلام هشدارهای مناسب تغییر روند و جهت حرکتی قیمت است.

۲- پیش‌بینی: یکی دیگر از موارد استفاده از اندیکاتورها، پیش‌بینی قیمت مناسب برای ورود به سهم است.

۳- تایید: مهم‌ترین استفاده‌ای که از اندیکاتورها می‌شود، برای گرفتن تایید از تشخیص درست روند و جهت آن است. این روش معمولاً زمانی مورد استفاده قرار می‌گیرد که تحلیل‌گر بر اساس داده‌های تکنیکالی یا بنیادی، جهت و قیمت ورودی مناسب در بازار را پیش‌بینی کرده و از اندیکاتور برای تاییدگرفتن استفاده می‌کند.

انواع اندیکاتورها

۱- روندها (Trends)

برخی اندیکاتورها روند بازار یا جهت بازار را نشان می‌دهند و این روند می‌تواند افزایشی، کاهشی یا خنثی باشد. شاخص حرکت جهت‌دار یک نمونه از اندیکاتورهایی است که روند صعودی و نزولی را مشخص می‌کند. همچنین انواع میانگین‌های متحرک، شاخص رگرسیون خطی و شاخص روند قیمت و حجم، نمونه‌هایی از اندیکاتورهای تِرند هستند.

نمودار زیر برابری یورو و دلار را به همراه میانگین متحرک نمایی ۲۰ روزه آن نشان می‌دهد. همان‌طور که اندیکاتور میانگین متحرک(خط قرمز) نشان می‌دهد، روند حرکت صعودی است.

۲- اسیلاتورها (Oscillators)

اسیلاتورها یا نوسانگرها به مجموعه‌ای از اندیکاتورها اطلاق می‌شود که هدفشان درک و سنجش میزان هیجان خریداران و فروشندگان است. در حقیقت اسیلاتورها سعی دارند دماسنج هیجانات خریداران و فروشندگان فعال در سهام باشند و ما را از میزان هیجان خریدوفروش حاضر در معاملات آگاه کنند. همچنین اسیلاتورها اندیکاتورهایی هستند که حول یک خط مرکزی یا میان سطوح معینی نوسان می‌کنند و معمولاً به دو دسته اسیلاتورهای مرکزی و نواری تقسیم می‌شوند. همان‌طور که اشاره شد دو لغت اندیکاتور و اسیلاتور هم‌معنی و مترادف نیستند، بلکه اسیلاتورها یکی از زیر مجموعه‌های اندیکاتورها محسوب می‌شوند و این اولین تفاوت اسیلاتور و اندیکاتور است.

اسیلاتورهای مرکزی: در اسیلاتورهای مرکزی منحنی در بالا و پایین یک نقطه یا خط مرکزی نوسان می‌کند و برای شناسایی قدرت یا ضعف حرکت قیمت بکار می‌رود؛ به‌طوری‌که حرکت به بالای خط مرکزی تغییر قیمت صعودی و حرکت به پایین خط مرکزی تغییر قیمت نزولی را نشان می‌دهد. اندیکاتور MACD و ROC نمونه‌هایی از یک اسیلاتور مرکزی هستند که بالا و پایین خط صفر نوسان می‌کنند.

اسیلاتورهای نواری: این اسیلاتورها برای شناسایی سطوح اشباع خرید و اشباع فروش طراحی شده‌اند. از آنجایی‌که این اسیلاتورها بین دو حد مشخص نوسان می‌کنند، استفاده از آن‌ها درحرکت‌های روند دار مشکل است. اسیلاتورهای نواری برای بازارهایی که روند مشخص ندارند یا محدوده‌ای جهت معامله دارند بهتر عمل می‌کنند.

اندیکارتور RSI و اندیکاتور استوکاستیک، دو نمونه از اسیلاتورهای نواری هستند. در RSI نوارهای اشباع خرید و اشباع فروش به‌ترتیب در ۷۰ و ۳۰ تنظیم می‌شوند؛ به‌طوری‌که اگر منحنی RSI به زیر ۳۰ برود نمایانگر قیمت در منطقه اشباع فروش است و اگر این منحنی بالای ۷۰ قرار گیرد نمایانگر قیمت در منطقه اشباع خرید است. در نوسان‌نمای استوکاستیک حرکت منحنی به بالاتر از ۸۰ و پایین‌تر از ۲۰ به ترتیب منطقه اشباع خریدوفروش است.

علاوه بر نمودار قیمت، نمودار شاخص قدرت نسبی(RSI) نیز ترسیم ‌شده است. مطابق هر دو نمودار در زمان‌هایی که بیش‌ازاندازه برابری دو ارز افزایش‌یافته و خرید سرمایه‌گذاران در منطقه اشباع خرید قرار دارد، نمودار RSIنیز بالای ۷۰ است و در مقابل در زمان‌هایی که این نسبت برابری با کاهش انجام‌ شده، فروش سرمایه‌گذاران در منطقه اشباع فروش است، نمودار RSI نیز پایین‌تر از ۳۰ قرار دارد.

۳- حجم (Volume)

دسته‌ای از اندیکاتورها هستند که حجم و ارزش معاملات را نیز مورد آنالیز قرار می‌دهند، مثلا در روندهای صعودی افزایش قیمت و افزایش حجم معاملات نشانه استحکام روند است و در مقابل افزایش قیمت و کاهش حجم نشانه واگرایی و ضعف روند و برگشت احتمالی قیمت است.

اندیکاتور جریان سرمایه(MFI)، اندیکاتور حجم تعادلی OBV و اندیکاتور تجمع و توزیع نمونه‌هایی از اندیکاتورهای مرتبط با حجم هستند.

۴- اندیکاتور بیل ویلیامز (Bill wiliams)

بیل‌ویلیامز برای اینکه بتواند درک صحیحی از روانمله‌ای مختص به خود را توسعه دادشناسی بازار داشته باشد،مجموعه‌ای از اندیکاتورهایی که بیل ویلیامز خالق آن‌ها بوده و به احترام تلاش‌های وی در یک خانواده قرار گرفته‌اند، این شاخص‌های ارائه شده به‌واسطه استراتژی‌ای که توسط بیل ویلیامز، معامله‌گر اسطوره‌ای، معرفی شدند خلق شده است. بیل‌ویلیامز برای اینکه بتواند درک صحیحی از روانشناسی بازار داشته باشد، روش معامله‌ای مختص به خود را توسعه داد. روشی که مبنایش استفاده از راهی منطقی برای تحلیل بازار و برهان غیرمنطقی آشفتگی است. شناخته شده‌ترین اندیکاتور این خانواده اندیکاتور Aligator است. البته در این خانواده دو اسیلاتور نیز وجود دارد،Accelerator Oscillator و Awesome Oscillator که انواع اندیکاتور های میانگین متحرک در بازار ایران کمتر استفاده می‌شود.

اندیکاتور چیست؟

اندیکاتور چیست؟

یکی از پرکاربردترین و اساسی‌ترین ابزارهای تحلیل تکنیکال ، اندیکاتورها هستند. با توجه به تجربیات مثبت تحلیل‌گران تکنیکال در به کارگیری اندیکاتورها، همیشه بعضی از آن‎ها مورد توجه عموم تحلیل‌گران قرار گرفته‌اند.

اندیکاتور یا شاخص، نمودارهای کمکی در تحلیل تکنیکال به شمار می‌روند که از مواد خام تحلیل تکنیکال یعنی قیمت، زمان و حجم و ترکیب آن با توابع ریاضی ترسیم می‌شوند.

در حقیقت اندیکاتورها یا استخراج اطلاعات از نمودار قیمت و زمان آن‎ها را در توابع ریاضی معینی قرار می‌دهند که خروجی این فرآیند اطلاعاتی را جهت تصمیم‌گیری در آینده به تحلیل‌گران ارائه می‌دهد.

اندیکاتورها از طریق محاسبات ریاضی روی قیمت سهم و حجم معاملات آن اطلاعات بسیار مناسبی در رابطه با آن سهم، مانند شتاب قیمتی، روند حرکتی و دیگر معیارهای مهم ارائه می‌دهند.

اغلب از اندیکاتورها برای تایید و اعتبارسنجی روند سهم مورد استفاده قرار می‌دهند که سرانجام با به‌کارگیری اندیکاتورهای دیگر، منتهی به سیگنال خریدوفروش می‌شود.

انواع اندیکاتور ها از حیث سیگنال زمانی

اندیکاتورها از لحاظ سیگنال زمانی به دو دسته پیشرو و پیرو (تاخیری) تقسیم می‌شوند. در ادامه به توضیح هر دسته می‌پردازیم.

این اندیکاتورها ویژگی حدس زدن تغییر جریان را دارند و برخی اوقات سطوح بازگشتی و سیگنال شکست را زودتر از نمودار قیمت به ما نشان می‌دهند.

این اندیکاتورها از نوع تاخیری به شمار می‌روند و اغلب روی نمودار قیمت قرار می‌گیرند و با کمی تاخیر نواحی برگشتی را تایید می‌کنند.

چهار دسته اصلی اندیکاتور ها

اندیکاتورها به 4 گروه اصلی تقسیم می‌شوند و هر یک قابلیت‌های خاص خود را دارند.

سه گروه از اندیکاتورها در قالب اندیکاتورهای عمومی به حساب می‌آیند و یک گروه نیز جزء اندیکاتورهایی هستند که از طریق اسطوره بازارهای سرمایه ‌گذاری جناب آقای «بیل ویلیامز» ایجاد شده است. در ادامه به توضیح این گروه‌ها می‌پردازیم:

این اندیکاتورها از نوع تاخیری به شمار می‌روند و اغلب روی نمودار قیمت تشکیل می‌شوند و اغلب با میانگین‌گیری از نمودار قیمت اطلاعاتی را برای تحلیل و تصمیم‌گیری در اختیار تحلیل‌گر قرار می‌دهند.

اندیکاتور نوسانگر همان طور که از نام آن پیدا است نوسانگر هستند و در محدوده منحصربه‌فردی حرکت می‌کنند. نوسانگرها قابلیت بررسی قدرت جریان را دارند و چنان‌چه ضعفی در جریان ایجاد شود تا حدودی در نوسانگر قابل رویت است.

از قابلیت‌های دیگر نوسانگر بررسی هیجانات بازار است و زمانی که خرد جمعی واکنشی به قیمت‌ها نشان دهد، نوسانگرها نیز به این مسئله واکنش‌ نشان می‌دهند و تا حد بسیاری به تحلیل‌گر کمک می‌کنند تا کیفیت تحلیل خود را بالا ببرند.

حجم یک نوع از ندیکاتورها به شمار می‌رود که حجم معاملات و ارزش آن را مورد بررسی و ارزیابی قرار می‌دهند. حجم معاملات در تایم فریم‌های معینی دارای معانی مهمی برای تحلیل‌گران به حساب می‌آید که استفاده از این اندیکاتورها در تصمیم‌گیری آن‌ها تاثیر بسیاری دارد.

این نوع از اندیکاتورهای بیل ویلیامز از طریق شخص آقای «ویلیامز» طراحی و به‌وسیله دختر ایشان بهیه سازی شده‌اند. در طراحی این اندیکاتورها فرمول‌های ریاضی، فیبوناچی و اعداد و واکنشگرا به کار گرفته شده است.

آشنایی با برخی از اندیکاتور های پر طرفدار

اندیکاتور چیست

اندیکاتور مکدی به وسلیه آقای «جرالد اپل» طراحی شده است که به بررسی قدرت و شتاب روند می‌پردازد. این اندیکاتور شامل دو میانگین متحرک با نام‌های «خط مکدی» و «خط سیگنال» است که تقاطع این دو خط در نقاطی منحصربه‌فرد سیگنال‌هایی برای تحلیل‌گران صادر می‌کند که می‌تواند اساس تصمیم‌گیری قرار گیرد.

یکی از مهم‌ترین اندیکتورها، شاخص قدرت نسبی است که قدرت جریان و جهت آن را به خوبی حدس می‌زند. این اندیکاتور در گروه نوسانگرها قرار دارد و اغلب برای استراتژی‌های معاملاتی خرید در پایین‌ترین قیمت و فروش در بالاترین قیمت به کار گرفته می‌شود.

یکی از اندیکاتورهای دنباله‌رو روند میانگین متحرک است چرا که با میانگین‌گیری از قیمت‌های گذشته متوسط قیمت را در دوره‌های مختلف مورد ارزیابی قرار می‌دهند.

معمولا میانگین متحرک به دو شکل ساده و نمایی محاسبه می‌شود. در روش محاسبه به شکل نمایی به قیمت‌های نزدیک‌تر به انتهای دوره وزن بیشتری داده خواهد شد.

این نوع اندیکاتور به وسلیه آقای «ولز وایلدر» طراحی شده است تا تغییرات ناگهانی روند را شناسایی نماید و نواحی برگشتی را تشخیص دهد. پارابولیک سار نیز مانند میانگین متحرک پیرو روند است با این تفاوت که از نظر سیگنال زمانی به‌صورت بهینه‌تر عمل می‌کند.

این اندیکاتور برای دریافت تائیدیه برگشت روند بسیار مناسب و روش کار با آن بسیار راحت است.

یکی از پرطرفدارترین اندیکاتورها در میان نوسانگیرها بدون شک استوکستیک است و در بازارهای پرنوسان مانند بازار ارز و بازار آتی بسیار پرکاربرد است.

این اندیکاتور برای ورود و خروج فوری از سهم بسیار مناسب است و هر چقدر عمق بازار بیشتر باشد این اندیکاتور کارکرد بهتری خواهد داشت.

  • باندهای بولینگر (Bollinger Bands)

این اندیکاتور به وسیله «جان بولینگر» گسترش داده شده است. در حقیقت شامل دو نوار نوسانی است که در بالا و پایین یک میانگین متحرک در حال حرکت هستند.

با بالا رفتن نوسانات، پهنای باند این اندیکاتور نیز افزایش می‌یابد. اغلب کاهش فاصله میان خطوط این اندیکاتور به عنوان سیگنال تغییر روند تعبیر می‌شود.

ابر ایچیموکو (Ichimoku Cloud)

ichimoku

این اندیکاتور به وسیله یک روزنامه نگار ژاپنی به نام «گوچی هوسودا» گسترش داده شده است.

با به کارگیری آن می‌توان به تشخیص مایت و مقاومت، روند رکت، سنجش شتاب و غیره یک انواع اندیکاتور های میانگین متحرک سهم اقدام کرد. شاید در نگاه اول این اندیکاتور سخت و پیچیده به نظر برسد، ولی در اصل کارکردن با آن سخت نیست.ما در مقاله ای جداگانه به صورت مفصل در مورد ابر ایچیموکو (Ichimoku Cloud) صحبت کرده ایم.

3 مزایت استفاده از اندیکاتور در تحلیل تکنیکال را در ادامه توضیح خواهیم داد.

1- موجب می‌شود تا تعداد بسیاری از معاملات خود را به شکل اتوماتیک صورت دهید.

2 – به تحلیل جریان بازار کمک می‎کند.

3 – اشتباهات تحلیل را بسیار کاهش می‌دهد.

تفاوت اندیکاتور ها با اسیلاتور ها در چیست؟

اغلب اسیلاتورها در پنجرهای جدید و در زیر نمودار قیمت نمایش داده می‎شوند، ولی اندیکاتورها روی نمودار قیمت مشاهده می‎شوند. اسیلاتورها دارای محدوده اشباع خریدوفروش هستند، ولی اندیکاتورها از چنین ویژگی بهره نمی‎برند.

اسیلاتورها قادر به تشخیص واگرایی نیز هستند و در این میان RSI و MACD از پرکاربردترین‌ها به شمار می‎روند. البته بهتر است که از اندیکاتور و اسیلاتور به شکل هم‌زمان استفاده نمایید که این مسئله نیز بیشتر از مباحث تئوریک، به تجربه شخصی شما وابسته است.

نتیجه گیری

اندیکاتورها در تحلیل تکنیکال دارای جایگاه منحصربه‌فردی هستند. تقریبا تمام تریدرها حداقل یکی از آن‎ ها را در استراتژی معامله ‎گری خود استفاده می‎کنند. اسیلاتورها نیز زیر مجموعه‌ اندیکاتورها به شمار می‌روند که در یک پنجره‌ دیگر در زیر نمودار قیمت یا نرخ قرار می‌گیرند.

از اسیلاتورها برای پیدا کردن واگرایی و علاوه‌بر این نواحی اشباع خریدوفروش بهره‌برداری می‌شود. انتخاب یک اندیکاتور به استراتژی معاملاتی ارتباط دارد و این‌ که در یک استراتژی کدام یک از اندیکاتورها در کنار هم استفاده شوند به دانش و تجربه تریدر باز می‌گردد.

طبق تجربیات به دست آمده مشخص شده است که اندیکاتورها در بهبود کیفیت تحلیل تاثیر بسیاری دارند.

انواع اندیکاتور های میانگین متحرک

چگونه با میانگین متحرک تحلیل کنیم؟

میانگین متحرک چیست ؟

میانگین متحرک یک اندیکاتور دنبال کننده روند است.این اندیکاتور نیز مانند سایرین قابلیت پیش بینی آینده را نداشته و فقط برای نشان دادن روند جاری بازار کاربرد دارد. از این اندیکاتور نمی‌توان برای پیش‌بینی آینده استفاده کرد، اما برای توصیف وضعیت فعلی می‌تواند مفید باشد.بایستی توجه داشت که این اندیکاتور تأخیر دارد، چون بدنبال قیمت حرکت می کند و بر اساس داده های قبلی قیمتی محاسبه می شوند.

بیشتر بخوانید : کانسلیم چیست ؟

میانگین متحرک به گونه ای طراحی شده که در طراحی و توسعه سایر اندیکاتورها، هم کاربرد دارد. اندیکاتور میانگین متحرک انواع مختلفی دارد، اما میانگین متحرک ساده، نمایی و وزنی محبوب‌ترین میانگین‌های متحرک مورد استفاده معامله گران هستند.همچنین از اندیکاتور میانگین متحرک می‌توان برای تعیین سطوح حمایت/مقاومت یا سیگنال های خرید و فروش نیز استفاده کرد.

انواع اندیکاتور میانگین متحرک

میانگین متحرک ساده:

اندیکاتور میانگین متحرک ساده از محاسبه میانگین قیمت در یک بازه زمانی مشخص محاسبه می شود.برای محاسبات قیمتی معمولاً از قیمت بسته شدن استفاده می‌شود.برای تعیین دوره با توجه به تایم فریم نمودار از اعداد استفاده می شود.مثلا اگر در نمودار روزانه میانگین متحرک را با عدد 10 اعمال کنیم یعنی میانگین قیمتی 10 روز اخیر را اعمال کرده ایم.با باز شدن کندل های جدید، میانگین متحرک به روز رسانی شده و بر اساس قیمت ها و کندل جدید نمایش داده می شود.

میانگین متحرک نمایی:

در این نوع میانگین متحرک، تاخیر کمتری نسبت به میانگین متحرک ساده دارد.در این روش آخرین کندل های تشکیل شده در بازار (کندل های جدید) وزن بیشتری در میانگین محاسبه شده خواهند داشت.فرمولاسیون این میانگین ها با یکدیگر تفاوت دارد که امروزه با توجه به وجود نرم افزارهای آنلاین تحلیلی نیازی به دانستن و پیاده سازی دستی آن ها نیست و براحتی در دسترس هستند.

تفاوت میانگین متحرک‌های نمایی و ساده:

تفاوت زیادی بین این میانگین ها وجود ندارد و عملا نمی توان به هیچ کدام برتری نسبت داد.میانگین نمایی به دلیل تاخیر کمتر، حساسیت بیشتری داشته و واکنش های سریع تر و بیشتری دارد.بطور کلی عملکرد میانگین ها بیشتر به سبک کاری تحلیلگر و تجربه و نحوه استفاده او بستگی دارد.برای بدست آوردن بهترین تنظیمات میانگین متحرک که برای شما کارایی مناسبی داشته باشد باید اعداد مختلف را در تایم فریم های متفاوت تست کنید تا یه تنظیمات بیهنه شخصی دست یابید.بطور کلی تنظیمات عددی یا نموداری ثابت و مشخصی در این زمینه وجود ندارد.بطور کلی بسته به استراتژی سرمایه گذار از دوره های 5 تا 20 کندلی برای تحلیل های کوتاه مدت، از دوره های20 تا 60 کندلی برای تحلیل های میان مدت و از دوره های60 تا 100 کندلی برای تحلیل های بلند مدت استفاده می شوند که در میان آن ها برخی دوره های زمانی از محبوبیت بیشتدر میان معامله گران برخوردارند.

تأخیر در اندیکاتور میانگین متحرک:

هر چه عدد دوره زمانی میانگین متحرک بزرگتر باشد، تاخیر واکنش های آن هم بیشتر خواهد بود.مثلا میانگین متحرک با دوره زمانی 10 روزه نسبت به میانگینی با دوره زمانی 100 روزه واکنش های قیمتی سریع تری خواهد داشت البته از این موضوع نیز نباید غافل شد که هرچه واکنش ها سریع تر باشد، امکان خطا نیز بیشتر است.تا حدودی می توان گفت که میانگین های با دوره زمانی بالا از اعتبار بیشتری برخوردارند و قابل اتکاتر هستند.

بیشتر بخوانید : فیلترنویسی در بورس

تعیین روند به کمک اندیکاتور میانگین متحرک:

بطور کلی و با صرف نظر از نوع میانگین متحرک، کاربرد اصلی آن ها برای تعیین روند بوده و بر اساس شمای ظاهری که به خود می گیرند می توان در مورد وضعیت روند اظهار نظر کرد.در صورتی که شیب خط میانگین متحرک صفر یعنی کاملا افقی باشد، بازار در حالت رنج یا خنثی قرار دارد، اگر شیب خط میانگین متحرک منفی باشد، به معنی روند نزولی است و در غیر این صورت شیب مثبت به معنی روند صعودی است.

سیگنال یابی به کمک میانگین متحرک:

طی سال های اخیر برخی معامله گران با استفاده از میانگین متحرک اقدام به سیگنال گیری و ورود به پوزیشن می نمایند و این موضوع تقریبا فراگیر شده که برای این کار روش های مختلفی وجود دارد که در اینجا به صورت تیتر وار به آن اشاره می نماییم؛

  • سیگنال یابی با استفاده از تقاطع دو میانگین متحرک
  • به کمک تقاطع قیمت و اندیکاتور میانگین متحرک
  • با استفاده از ترکیب میانگین متحرک با سایر اندیکاتورها
  • تعیین سطوح حمایت/مقاومت به کمک اندیکاتور میانگین متحرک

میانگین های متحرک علاوه بر اینکه خاصیت های روندیابی و سیگنال گیری دارند، به عنوان سطوح حمایت/مقاومت داینامیک نیز می توانند استفاده شوند و گاها برخی معامله گران برای تنظیم حد ضرر و حد سود خود از این ابزار استفاده می نمایند و بسیاری اوقات عملکرد و واکنش مناسبی دارند.

به عنوان نکته پایانی همیشه سعی کنید از میانگین های متحرک به عنوان ابزار تکمیلی استفاده نمایید تا کیفیت و کارایی تحلیل هایتان افزایش یابد.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا