استراتژی معاملاتی

تصورات نادرست درباره سرمایه‌گذاری در بورس

این تصاویر هالیوودی از هوش مصنوعی شاید سرگرم‌کننده باشد، اما تصورات غلطی را در فرهنگ عامه ماندگار می‌کند؛ کاربردهای هوش مصنوعی می‌تواند یاری‌گر افراد باشد شاید حتی فراتر از خانه‌ها و موبایل‌های هوشمند هستند که این‌ها تنها نقطه آغازین عملکرد هوش مصنوعی در صنایع است و حالا این فناوری در حال اثربخشی روی مدیران و رهبران کسب‌وکارهای آینده است تا با استفاده از یک سیستم یکپارچه‌ هوش مصنوعی فضای مشاغل را تغییر دهند

گمانه‌هایی درباره بورس در نیمه دوم ۱۴۰۰

بازار سرمایه در سال 1399 توانست با یک رکوردشکنی برای اولین‌بار شاخص دومیلیونی را فتح کند ولی این افزایش شاخص هیچ‌گونه همخوانی با واقعیت‌های اقتصادی کشور نداشت و طبیعی بود که این بازار دچار ریزش و اصلاح قیمتی شود و از مرداد ماه سال گذشته تا خرداد ماه سال جاری این ریزش ادامه داشته باشد و باعث افت شاخص تا محدوده یک‌میلیون‌و100هزار واحدی شود.

حسین جعفری، پژوهشگر بازار سرمایه: به‌‌جرات می‌توان گفت سال 1399 عجیب‌ترین سالی بود که بازار سرمایه در عمر 53ساله خود در کشور ایران تجربه‌ ‌کرد؛ بازاری که نیمه اول سال را درحالی‌که کشور به‌‌تازگی درگیر ویروس کرونا شده بود؛ سبز و پرهیجان آغاز کرد و سپس به ‌‌پاییزی پراضطراب و درنهایت سال را با زمستانی مایوس‌کننده برای سهامدارانش به‌‌پایان رساند. آنچه در این یک‌سال بر بازار سرمایه گذشت، به‌‌دفعات در رسانه‌های گوناگون مورد بحث و بررسی قرار گرفته است اما آنچه به‌‌رغم افت‌وخیز‌های تاریخی بازار سرمایه در سال 1399 مورد قبول همگان است، فرصت‌هایی بود که پس از استقبال عموم مردم از این بازار، رایگان از دست رفت. درنهایت این بحران عدم اعتماد به‌‌وجود‌آمده نسبت به ‌‌بازار سرمایه به‌‌عنوان اصلی‌ترین چالشی شناخته می‌شود که بازار سرمایه را در سال 1400 تهدید می‌کند. اما کاهش سطح توقع از کسب سودهای رویایی در بورس و دوری از خرید و فروش‌های مکرر به‌‌قصد کسب سود در کوتاه‌مدت، درکنار عدم دخالت‌های دولتمردان در روند طبیعی بازار و آموزش‌های لازم جهت سرمایه‌گذاری در بازار‌های مالی برای عموم افراد، می‌تواند بازار سرمایه را در سال 1400 بار دیگر به‌‌روند منطقی خود بازگرداند تا از ظرفیت‌های این بازار جهت ثبات اقتصادی کشور استفاده کرد. در این بین متغیر‌های زیادی وجود دارند که می‌توانند بازار سرمایه را متاثر سازند و روند آن‌ را تا پایان سال دستخوش تغییراتی کنند. در این مطلب قصد داریم مروری به ‌‌برخی از این متغیرها داشته باشیم و درنهایت افق بازار سرمایه را در پایان سال 1400 را پیش‌بینی کنیم.

بودجه دولت و تحولات بورس

براساس قانون بودجه سال ۱۳۹۹ منابع حاصل از واگذاری شرکت‌های دولتی حدود 11هزار میلیارد تومان درنظر گرفته شده بود. این درحالی است که در قانون بودجه سال ۱۴۰۰ پیش‌بینی ۹۵هزار میلیارد تومانی از منابع حاصل از واگذاری شرکت‌های دولتی انجام شده است. در قانون بودجه سال۱۴۰۰ درآمدهای دولت حدود ۳۱۸هزار میلیارد تومان برآورد شده است، بنابراین منابع حاصل از واگذاری شرکت‌های دولتی سهمی حدود ۳۰درصدی از درآمدهای دولت در سال ۱۴۰۰ خواهند داشت که این سهم در مقایسه با سال گذشته حدود هفت‌برابر شده است. در قانون بودجه سال ۱۳۹۹ درآمدهای دولت حدود ۲۸۹هزار میلیارد تومان در نظر گرفته شده بود. بر این اساس، منابع حاصل از واگذاری شرکت‌های دولتی سهمی حدود ۴درصدی از درآمدهای دولت داشت. افزایش پیش‌بینی منابع حاصل از واگذاری سهام، سهم‌الشرکه، اموال، دارایی‌ها و حقوق مالی و نیروگاه‌های متعلق به‌‌ دولت و موسسه‌ها و شرکت‌های دولتی وابسته و تابعه، با افزایش از ۶۷۰۰میلیارد تومان به ‌‌۹۰هزار میلیارد تومان بیشترین تاثیر را در افزایش سهم منابع‌ حاصل از واگذاری شرکت‌های دولتی در درآمدهای دولت داشته است. همچنین در قانون بودجه سال 1399 رقم مالیات نقل‌وانتقال سهام دوهزار و287میلیارد تومان تعیین‌شده بود و این درحالی است این رقم در قانون بودجه سال 1400 با 11هزار و 877میلیارد تومان افزایش به‌‌رقم 14هزار و 164میلیارد تومان رسیده است. بر این اساس، درآمد دولت از نقل‌وانتقال سهام در سال 1400 نسبت به ‌‌سال 1399 حدود 6برابر شده است. به‌‌نظر می‌رسد با این افزایش رقم دولت تصور می‌کرد سال 1400 حجم معاملات سهام در بورس بالا خواهد رفت. با مطالعه ارقام موجود در قانون بودجه سال 1400 و مقایسه آن با قانون بودجه سال 1399 اهمیت بازار سرمایه و سهم بسزایی را که این بازار در تامین منابع بودجه سال 1400 دارد، متوجه می‌شویم و این امر حاکی از آن است که در تصورات دولت، بازار سرمایه باید نقشی به‌‌مراتب بیشتر در اقتصاد کشور بازی کند اما با ادامه روند موجود در بازار سرمایه که از اواخر مرداد سال 1399 آغاز شده به‌‌نظر دولت در تصورات خود اشتباه کرده و اگر بازار سرمایه طبق انتظارات عمل نکند، ضربه ‌‌سختی متوجه اقتصاد می‌شود.

از طرفی در بررسی منابع عمومی دولت در بودجه سال 1400 می‌توان سطح حداقل و حداکثر وابستگی بودجه به ‌‌اوراق را مشخص کرد. درصورت پایبندی دولت به‌‌لایحه بودجه 1400، کارشناسان اقتصادی، وابستگی بودجه به ‌‌اوراق را حدود 170هزار میلیارد تومان و در صورت پایبندی دولت به‌‌قانون بودجه سال 1400 وابستگی اوراق را در حدود 440هزار میلیارد تومان تخمین زده‌اند، بنابراین حداکثر مقدار این وابستگی 440هزار میلیارد تومان و حداقل مقدار این وابستگی 170هزار میلیارد تومان درنظر گرفته شده اما با توجه به ‌‌اینکه هنوز تیم اقتصادی دولت سیزدهم مشخص نشده و اراده این تیم در برخورد با بودجه سال 1400 در هاله‌ای از ابهام قرار دارد؛ در تحلیل‌های خود، میانگین این مقدار یعنی 300هزار میلیارد تومان را درنظر می‌گیریم. با وجود این پیش‌بینی‌ها، دولت تا پایان خرداد سال 1400 توانسته است حدود 60هزار میلیارد تومان اسناد خزانه اسلامی ( اخزا) و 2.6هزار میلیارد تومان اوراق را منتشر کرده و به ‌‌فروش برساند و واقعیت این امر حاکی است که انتشار اوراق در جهت پوشش کسری بودجه نتوانسته کمک چندانی کند. اصلی‌ترین عاملی را که می‌توان برای عدم توانایی دولت در فروش اوراق عنوان کرد، نامعلوم بودن سیاست اقتصادی دولت سیزدهم درقبال نرخ بهره دانست، بنابراین تا تعیین تیم اقتصادی دولت سیزدهم و اتخاذ سیاست‌های اقتصادی می‌توان انتظار داشت که دولت حداقل تا پایان شهریور سال 1400 موفق به‌‌ فروش معنادار اوراق نشود و در این شرایط انتظار می‌رود اوایل نیمه‌دوم سال 1400 دولت نتواند به ‌‌تامین کسری بودجه از محل فروش اوراق شود و از پایه پولی به‌‌عنوان یک ابزار برای جبران کسری بودجه استفاده کند که در مبحث بعدی به‌ ‌آن پرداخته می‌شود.

تغییرات پایه پولی و بورس

بنا بر اطلاعات و شواهد موجود در بانک مرکزی، رشد پایه پولی در سال 1399 برابر با 29.2درصد است، این درحالی است که بررسی‌ها نشان می‌دهد پایه پولی در سه‌سال اخیر به‌‌صورت میانگین 28.7درصد رشد داشته است. همچنین از ابتدای سال 1390 و ابتدای سال 1380 به‌‌طور میانگین به‌‌ترتیب حدود 22 و 22.3درصد رشد پیدا کرده است. اما در ارتباط با تغییرات پایه پولی در سال 1400 در اردیبهشت امسال، پایه پولی 6 درصد رشد پیدا کرده که با توجه به ‌‌ناتوانی دولت در فروش اوراق دولتی و ابهام در سیاست نرخ بهره دولت بعدی می‌توان پی برد که حقوق کارمندان دولتی در اردیبهشت امسال از محل تنخواه‌گردان بانک مرکزی پرداخت شده و منجر به‌‌ بیشترین رشد پایه پولی ماهانه از فروردین ماه سال گذشته شده است. اما همانطور که پیش‌تر گفته شد فروش اوراق دولتی به‌‌دلیل ابهامات گفته شده و تا زمان مشخص شدن برنامه‌های اقتصادی دولت سیزدهم، به‌‌نظر می‌رسد که کمک چندانی در جهت پوشش کسری بودجه در سال 1400 نکند و کسری بودجه فشار خود را بر پایه پولی وارد کند. از طرفی نیز یکی از راه‌هایی که می‌تواند تاثیر منفی عدم فروش اوراق دولتی را جبران کند و موجب کاهش بخش قابل‌توجهی از کسری بودجه دولت شود؛ حذف ارز دولتی یا همان ارز 4200 تومانی است. اما نکته‌ای که باید در اینجا به ‌‌آن توجه شود، این است که درصورت حذف ارز دولتی در برخی اجناس به‌‌خصوص گروه مواد غذایی شاهد تورمی قابل‌ملاحظه و درصورت عدم حذف ارز دولتی نیز شاهد فشار بر پایه پولی و در نهایت باز هم تورم قابل ملاحظه خواهیم بود. بنابراین یکی از مواردی که برای اقتصاد ایران در پایان سال می‌توان تصور کرد، سالی تورمی است که درکنار خود نیز ریسک نرخ بهره را دارد و این عوامل درنهایت می‌توانند بر تمامی بازار‌های مالی تا پایان سال موثر باشند و موجب افزایش قیمتی آنان شوند.

برجام و بورس

بازار سرمایه در سال 1400 علاوه بر مسائل اقتصادی و بنیادی، درگیر دو مساله سیاسی نیز بود که هرکدام سمت‌وسوی بازار را به نوعی تعیین می‌کرد؛ یکی سیزدهمین انتخابات ریاست‌جمهوری بود که درنهایت با انتخاب سیدابراهیم رئیسی به پایان رسید و دیگری مذاکرات وین بود که با هدف احیای برجام آغاز شد و همچنان این مذاکرات ادامه دارد و این مذاکرات درحال حاضر به درخواست تیم مذاکره‌کننده ایرانی، تا زمان استقرار دولت سیزدهم متوقف شد و بر این اساس، دور هفتم این مذاکرات، تا زمانی زودتر از نیمه ماه آگوست (اواخر مرداد) آغاز نمی‌شود و می‌توان انتظار داشت که حداقل برای چندین ماه تکلیف سیاست خارجی ایران مشخص نخواهد بود و یکی از اساسی‌ترین سوال‌هایی که دولت سیزدهم باید نسبت به آن پاسخگو باشد؛ آن است که آیا به برجام باز خواهد گشت یا خیر؟ به‌صورت کلی اگر برجام محقق نشود و تبادلات کشور به‌راحتی صورت نگیرد؛ قطعا در سال 1400، کسری بودجه ادامه خواهد پیدا کرد ولی در‌صورتی‌که برجام محقق شود؛ دولت می‌تواند با فروش نفت و امکان تبادلات ساده‌تر با کشورهای دیگر، تا حدودی مشکل کسری بودجه را حل کند. از آنجا که هنوز دیدگاه‌های دولت سیزدهم در ارتباط با برجام بر همگان مشخص نیست و به نوعی کشور نسبت به این موضوع در حالت انتظار به سر می‌برد و به دلیل تورم ساختاری که کشور سال‌هاست درگیر آن است، در کنار عدم‌افزایش نرخ بهره اسمی، بار دیگر می‌توان نرخ بهره حقیقی منفی را برای کشور در سال 1400 متصور شد. بنابراین تمایل اقتصاد ایران در سال 1400 به سمت سناریویی است که نتایج مذاکرات تا مدت زمانی نامعلوم بوده و نرخ بهره حقیقی نیز منفی است تحت این شرایط می‌توان انتظار داشت که بار دیگر تورم نیز از این ناحیه تشدید شود و طبق محاسبات، بازار سرمایه به اندازه 31 درصد رشد کند. در این شرایط به‌منظور مدیریت دارایی برای سهامداران می‌توان تداوم استراتژی بلندمدت سهام از سبد دارایی و وزن دادن بیشتر به صنایع غیردلاری را پیشنهاد کرد. هرچند ریسک سایر رخدادها را نمی‌توان نادیده گرفت و سهامداران باید مرتبا شرایط سیاسی و اقتصادی روز را در تحلیل و تصمیم‌گیری‌های خود مدنظر قرار دهند.

نگاه تکنیکالی به بورس

از منظر تکنیکالی درحال حاضر شاخص بورس اوراق بهادار در محدوده یک‌میلیون‌و300هزار واحدی قرار دارد و به‌تازگی توانسته است سقف داینامیک روند نزولی خود را بشکند و به سمت بالا حرکت کند اما همچنان در نواحی پایین‌تر از خط صعودی 11ماهه‌ای است که در تاریخ 12 اردیبهشت رو به پایین شکست. همچنین شاخص قدرت نسبی(RSI) به مرور به سمت سقف کانال در حرکت است این به معنای آن است که شاخص کل توانسته در محدوده یک‌میلیون‌و130 هزار واحدی حمایت مهمی که به دفعات زیاد به آن واکنش نشان داده است؛ را تشکیل دهد. از آنجا که شاخص کل توانسته است مقاومت یک‌میلیون‌و230هزار واحدی را به سمت بالا بشکند، می‌توان به دید میان‌مدتی امیدوار بود که در ابتدا تا محدوده یک‌میلیون و420هزار واحدی و سپس تا محدوده یک‌میلیون‌و500 هزار واحدی رشد کند. اما در‌صورتی‌که حمایت یک‌میلیون‌و130هزار واحدی از دست رود؛ می‌توان انتظار داشت که شاخص کل تا محدوده حمایت بعدی خود یعنی محدوده 950هزار واحدی افت کند که با توجه به رشد ارزش و بهبود روند معاملات در روزهای اخیر، امری غیرمحتمل به نظر می‌رسد. در ارتباط با شاخص هم‌وزن نیز می‌توان گفت که هم‌اکنون در نزدیکی کف قبلی خود که در آبان سال 1399 تشکیل داده بود یعنی در محدوده 360هزار واحدی قرار دارد ولی تصورات نادرست درباره سرمایه‌گذاری در بورس از منظر حجم معاملات درحال حاضر نسبت به آن تاریخ افت فاحشی را تجربه کرده است. همچنین در حدود 30 درصد از نمادهای بازار مدت‌های مدیدی است که با ارزش حدود دو تا 5.2هزار میلیارد تومان، همواره در صفوف فروش قرار گرفته‌اند که این امر اتفاق خوبی برای شاخص هم‌وزن محسوب نمی‌شود. درصورتی‌که شاخص هم‌وزن بتواند کف‌سازی مناسبی را در محدوده 360 هزار واحد داشته باشد می‌توان انتظار رشد این شاخص را تا محدوده 400هزار واحد در میان‌مدت متصور شد. به‌صورت کلی بررسی تکنیکال شاخص کل و شاخص هم‌وزن بازار سرمایه گویای آن است که افتی بیشتر از این را نمی‌توان برای بازار سرمایه در نظر گرفت و حتی در میان‌مدت نیز می‌تواند رشدی آهسته را تجربه کند.

سناریوهای شاخص بورس در سال 1400

بازار سرمایه در سال 1399 توانست با یک رکوردشکنی برای اولین‌بار شاخص دومیلیونی را فتح کند ولی این افزایش شاخص هیچ‌گونه همخوانی با واقعیت‌های اقتصادی کشور نداشت و طبیعی بود که این بازار دچار ریزش و اصلاح قیمتی شود و از مرداد ماه سال گذشته تا خرداد ماه سال جاری این ریزش ادامه داشته باشد و باعث افت شاخص تا محدوده یک‌میلیون‌و100هزار واحدی شود. اما ریزش بازار سرمایه که به‌نوعی خود نیز یک رکورد دیگر محسوب می‌شود علاوه‌بر اصلاح قیمتی و زمانی که داشت با تصمیمات دولتمردان و دخالت‌ها در روند طبیعی بازار دچار رکودی خسته‌کننده نیز شد که درنهایت مجموعه این عوامل باعث شد اعتماد سهامداران از بازار سرمایه از بین برود. اما وضعیت بازار سرمایه در سال 1400 دچار تغییراتی شده و نمی‌توان همانند سال پیش برای آن رشد و ریزش‌های پی‌درپی و مداوم را متصور کرد و به‌نوعی نسبت به سال پیش حالت منطقی‌تری به خود گرفته است. بررسی منابع بودجه عمومی دولت و ناتوانی دولت در فروش اوراق دولتی درکنار فشاری که کسری بودجه بر پایه پولی وارد می‌کند و مبهم‌بودن وضعیت مذاکرات، همگی نشان از یک‌سال تورمی در سال 1400 می‌دهند که در سایه سال تورمی می‌توان رشد بازار سرمایه را با آهنگی آهسته‌تر تا پایان سال پیش‌بینی کرد، زیرا بازار سرمایه یک بازار تورم‌دوست شناخته می‌شود و در شرایط تورمی دارایی شرکت‌ها به اندازه تورم رشد کرده و برخی شرکت‌ها که فروش آنها براساس نرخ‌های جهانی است، سود بالاتری را محقق می‌کنند. از طرفی نیز با توجه به بازده برآوردی حدود 31درصد بازار تحت محتمل‌ترین سناریو برای اقتصاد ایران، می‌توان شرایط فعلی بازار را مناسب سرمایه‌گذاری با پذیرش ریسک متوسط با دید میان‌مدت تلقی کرد. همچنین وضعیت شاخص کل بازار سهام در تحلیل تکنیکال نشان می‌دهد با بهبود ارزش و روند معاملات در روزهای اخیر، ریزشی بیشتر از این مقدار برای بازار سرمایه نمی‌توان تصور کرد و در میان‌مدت نیز می‌تواند تا محدوده یک‌میلیو‌ن‌و500هزار واحد نیز رشد پیدا کند.

آشنایی با تصورات نادرست درباره سرطان

آشنایی با تصورات نادرست درباره سرطان

بدن شما پس از ابتلا به سرطان با مشکلات زیادی مواجه می‌شود. مساله فقط اثرات ناشی از خود سرطان و درمان‌های تهاجمی نیست، بلکه فشار عاطفی هم تاثیر خودش را دارد.

به گزارش بهداشت نیوز: با وجود این‌که سرطان به یکی از مشکلات اساسی در جهان تبدیل شده است و برای مثال یک نفر در هر ۲ دقیقه‌ در بریتانیا به سرطان مبتلا می‌شود، اما همچنان تصورات نادرست زیادی درباره این بیماری رواج دارند. برای مقابله با این تصورات نادرست از مسئولان بنیاد حمایتی Macmillan Cancer Support خواسته‌ایم که ما را راهنمایی کنند.

تصور نادرست: سرطان یعنی مرگ قطعی

نگرش‌های افراد نسبت به سرطان در دهه‌های اخیر به‌طور چشمگیری درحال تغییر بوده است. در دهه ۶۰ میلادی، سرطان به‌عنوان دومین علت اصلی مرگ، پس از بیماری‌های قلبی، قرار می‌گرفت و نزد مردم به‌عنوان عامل مرگ شناخته می‌شد. سالی جوردن (سرپرستار قدیمی بنیاد Macmillan Cancer Support) که ۵۴ سابقه فعالیت دارد، می‌گوید: «آن روزها هیچ کس در مورد سرطان صحبت نمی‌کرد. اگر مبتلا بودن فردی به سرطان مشخص می‌شد، بستگانش به ما التماس می‌کردند که هیچ چیز درباره این موضوع به خود بیمار نگوییم. البته ما درنهایت مجبور می‌شدیم که حقیقت را به بیمار بگوییم، اما درک می‌کردیم که نزدیکان و بستگان فرد بیمار سعی می‌کنند تا از او در مقابل مرگ محافظت کنند». امروزه، مبتلا بودن به سرطان به‌سادگی مساوی با مرگ قطعی نیست. تعداد افرادی که با گذشت ۵ سال یا بیشتر پس از تشخیص قطعی سرطان هنوز زنده مانده‌اند، تا سال ۲۰۱۵ حدود ۲۱ درصد نسبت به سال‌های قبل بیشتر شده است. از طرف دیگر، انواع مختلف سرطان‌ها دارای نرخ متفاوت مرگ‌ومیر هستند که این مساله هم عمدتا به عواملی مانند میزان تهاجمی بودن سرطان و نوع درمان‌پذیری آن مرتبط است. برای مثال، نرخ بقا پس از ابتلا به سرطان بیضه در بریتانیا حدود ۹۸ درصد است، ‌درحالی که این نرخ در موارد ابتلا به سرطان پانکراتیک می‌تواند تا حدود یک درصد کاهش پیدا کند.

تصور نادرست: اگر به سرطان مبتلا شوید، باید استراحت مطلق کنید

بدن شما پس از ابتلا به سرطان با مشکلات زیادی مواجه می‌شود. مساله فقط اثرات ناشی از خود سرطان و درمان‌های تهاجمی نیست، بلکه فشار عاطفی هم تاثیر خودش را دارد. با این‌حال، این ایده که افراد مبتلا به سرطان باید از هر گونه فعالیت بدنی خودداری کنند، می‌تواند مضرات بیشتری نسبت به فوایدش برای آنان داشته باشد. دکتر جو فاستر (مسئول بخش فعالیت‌های بدنی در بنیاد مک‌میلان) می‌گوید: «این‌که فرد مبتلا به سرطان باید مطلقا استراحت کند، یکی از تصورات نادرست و شایع درباره سرطان است. امروزه می‌دانیم که اگر می‌شد فعالیت بدنی را به یک داروی تزریقی تبدیل کرد، چه داروی شگفت‌انگیزی اختراع می‌شد! فعالیت بدنی بیشتر، هم در دوره درمان سرطان و هم پس از پایان دوره درمان، می‌تواند عارضه‌های جانبی ناشی از روش‌های درمانی مانند خستگی و تضعیف استخوان‌ها را جبران کند. همچنین، این فعالیت‌های بدنی در درازمدت می‌توانند مانع از ابتلا به بیماری‌های دیگر مانند بیماری‌های قلبی شوند. یافته‌های علمی دیگری هم نشان می‌دهند که فعالیت بدنی برای بعضی از افراد مبتلا به سرطان، سرعت گسترش و پیش‌روی سرطان را می‌گیرد و حتی شانس عود کردن سرطان را کاهش می‌دهد». بنابراین، افراد مبتلا به سرطان باید فعالیت بدنی را جدی بگیرند و رفته‌رفته میزان این فعالیت‌ها را بیشتر کنند. حضور دوستان و اعضای خانواده در کنار این بیماران واقعا تاثیر فعالیت بدنی را افزایش می‌دهد.

چرا اطلاعات غلط را به ابراز بی اطلاعی، ترجیح می دهیم؟

حتما برای شما پیش آمده که آدرسی را از شخصی در کوی و برزن پرسیده اید و طرف نشانی اشتباهی را به شما معرفی کرده و با مشاوره غلط خود، تصورات نادرست درباره سرمایه‌گذاری در بورس وقت و هزینه زیادی به شما تحمیل کرده است. در حالی که می توانست ابراز بی اطلاعی کرده و به شما نشانی غلط ندهد.

حتما بارها برای شما پیش آمده است که فردی که خود را کارشناس در فلان موضوع (به خصوص آشنایی به قوانین، قیمت ارز و سکه و طلا و مسکن و بورس)، می داند، به شما پیشنهادی داده است که این پیشنهاد بر اساس داده های غلط بوده و شما را به مضیقه و مصیبت انداخته است.

ذهن فریبکار ما سبب می شود که همواره درستی اطلاعات و داده ها و تصورات خود را مسجل بدانیم و بر اساس این داده ها، دیگران را به انجام کاری یا عدم انجام کاری، تشویق کنیم. در عصر دیجیتال که تبادل اطلاعات از طریق کانال های رسمی، بسیار متداول شده است، راهنمایی های غلط،بخشی از سبک زندگی افراد شده است.

ما همواره دوست داریم که اطلاعات غلط و غیر راستی آزمایی شده و صحیح را درباره چیزهای مختلف در ذهن داشته باشیم و تلاش خاصی هم برای بررسی درستی یا غلط بودن آن نمی کنیم. اگر از بعضی افراد درباره هر چیزی سوال کنیم، بالاخره پاسخی برای تحویل دادن به من و شما دارند. خواه تعمیر تلسکول فضایی هابل باشد یا سفر به جنگل های آمازون یا سرمایه گذاری روی سکه و سهام!

بعضی ها، پاسخ گوی جسور به هر نوع سوالی هستند. چرا که معتقدند بی اطلاعی، کسر شان آن هاست. این ها، یک نقشه غلط و داده های مجهول و اشتباه و راستی آزمایی نشده را به ابراز بی اطلاعی، ترجیح می دهند.

ما انسان ها همواره دوست داریم به چیزی اعتقاد داشته باشیم. چرا که عدم اعتقاد، از اعتقاد به چیزی ولو غلط، سخت است.

ما انسان ها برای توجیه اظهارات خود و داده هایی که در ذهن داریم و به دیگران منتقل می کنیم، هزار جور آسمان و ریسمان داریم. تلاش می کنیم که بعضا داده های غلط و نادرست خود را با تزیین ادبیات فاخر و ارجاع به گفته فلان شخصیت یا منبع خبری (که درستی آن بر ما مشخص نیس)، به خورد مخاطب بدهیم.

بی اطلاعی

بی اطلاعی را باید با نه گفتن یا نمی دانم، جبران کرد و به دنبال راستی آزمایی اطلاعات و تصورات ذهنی خود بود

در کتاب «علم»، «شبه علم» و «ضد علم»، به تصورات و توهمات بشر در طول تاریخ مروری کرده و ریشه تصورات غلطی که در ذهن انسان نقش می گیرد و پایه و معیار تصمیم گیری آن ها می شود را بررسی می کند که خواندنش را به مخاطبان عزیز توصیه می کنیم.

درست اندیشیدن، شفاف اندیشین، تکنولوژی فکر و رهایی از ذهن فریبکار،مهارت هایی است که باید آموخت. شجاعت از بی اطلاعی و عذرخواهی از دیگران به واسطه این که درباره فلان چیز، اطلاعاتی نداریم، مرام و منش و فرهنگ افراد فرهیخته و دانا است.

وقتی شما آدرسی را نمی دانید، متخصص سرمایه گذاری در بورس نیستید، هنوز یک اجاره نامه منزل مسکونی تنظیم نکرده اید، ۲ ماه سابقه بیمه ندارید، سابقه تحصیل و زندگی در خارج از کشور ندارید، فرق رادیولوژی و سونوگرافی را نمی دانید!، نیاز نیست که درباره بورس و خرید مسکن و قوانین تامین اجتماعی و مهاجرت و مسائل درمانی، به دیگران مشورت دهید.

در دنیایی زندگی می کنیم که همه چیز، تخصص و فوق تخصصی دارد. از هوش مصنوعی گرفته تا جراحی قرنیه. پذیرفته نیست که دیگران را به واسطه چیزهایی که نمی دانیم و درستی آن ها بر ما مشخص نیست، به دردسر بیاندازیم.

گاها از افراد سوال می شود که چرا روزی چند نخ تا چند بسته سیگار می کشید؟ معمولا این پاسخ را می شنویم که پدر بزرگش، روزی چندبسته سیگار می کشید و ۱۰۲ سال هم زندگی کرد!

  • حتما ببینید: جامعه شناسی ۱۳ سوال عجیب و غریب ایرانیان

ما معمولا چنین اظهاراتی را بیان می کنیم که چیزی را ثابت کنیم. به جای این که از عمل غیر منطقی خود دفاع نکنیم، به دنبال مثال هایی برای تطهیر ذهن فریبکار خود هستیم. ما با مثال های خیلی ساده که در ذهن ما نقش می بندد، سعی می کنیم تصویری از دنیا بسازیم. لذا، به خاطر خطای در دسترس بودن، درک و برداشت صحیحی از ریسک ها و خطرات در ذهن نداریم.

✅مشاوران معمولاً قربانی خطای در دسترس بودن میشوند. آنها اگر به یک مورد کاملاً جدید برخورد کنند، دستهایشان را بالا نمیبرند و با حسرت نمیگویند: «واقعاً نمیدانم چه پاسخی بدهم؟» درمقابل، به یکی از متدهای آشناتر خود رو می آورند، فارع از اینکه مناسب است یا خیر.

آیا هوش مصنوعی می‌تواند ناجی انسان باشد؟

فابانیوز؛ بسیاری از فیلم‌های هالیوودی مانندBlade Runner،The Terminator،The Matrix، Transcendence وEx Machina‌ نشان از آن دارند که هوش مصنوعی همان ربات‌های شومی هستند که پس از مدتی سرکش خواهند شد؛ فهرستی که اگر بنا باشد به صورت کامل نوشته شود، بیشتر متوجه خواهیم شد که چرا مفهوم هوش مصنوعی آن‌گونه که باید در بین مردم جا نمی‌افتد.

به‌گزارش فابانیوز؛ این تصاویر هالیوودی از هوش مصنوعی شاید سرگرم‌کننده باشد، اما تصورات غلطی را در فرهنگ عامه ماندگار می‌کند؛ کاربردهای هوش مصنوعی می‌تواند یاری‌گر افراد باشد شاید حتی فراتر از خانه‌ها و موبایل‌های هوشمند هستند که این‌ها تنها نقطه آغازین عملکرد هوش مصنوعی در صنایع است و حالا این فناوری در حال اثربخشی روی مدیران و رهبران کسب‌وکارهای آینده است تا با استفاده از یک سیستم یکپارچه‌ هوش مصنوعی فضای مشاغل را تغییر دهند. دنیای اقتصاد نوشت: با توجه به آنچه گفته شد، بهتر است کمی بیشتر درباره هوش مصنوعی بدانیم و آگاهی بیشتری از کاربردها و همچنین تصورات غلط درباره آن پیدا کنیم:

هوش مصنوعی اتوماسیون نیست: رایج‌ترین تصور غلط در مورد هوش مصنوعی مترادف دانستن آن با اتوماسیون است؛ در واقع تنها نقطه مشترک بین هوش مصنوعی و اتوماسیون اتکا به داده‌ها با هدف ساده‌سازی عملکرد است. تشبیه هوش مصنوعی به اتوماسیون فراتر از آن نقاط مشترک، به معنای نادیده گرفتن ظرافت بیشتر یک سیستم هوش مصنوعی است؛ در حالی که سیستم‌های خودکار باید برای انجام کارهای یکنواخت و تکراری به صورت دستی پیکربندی شوند، سیستم‌های هوش مصنوعی به محض اینکه داده‌ای برای پردازش داشته باشند، به طور مستقل فرآیند سازگاری را آغاز کرده و این به آن معناست که می‌توانند بدون نظارت مستمر هنگام کار یاد بگیرند. باید در نظر داشت که هوش مصنوعی از جنبه‌های اتوماسیونی بهره می‌برد، اما با یادگیری، خودتصمیم‌گیری و تقلید از رفتار انسان، فراتر از اجرای ساده وظایف عمل می‌کند.

این تصاویر هالیوودی از هوش مصنوعی شاید سرگرم‌کننده باشد، اما تصورات غلطی را در فرهنگ عامه ماندگار می‌کند؛ کاربردهای هوش مصنوعی می‌تواند یاری‌گر افراد باشد شاید حتی فراتر از خانه‌ها و موبایل‌های هوشمند هستند که این‌ها تنها نقطه آغازین عملکرد هوش مصنوعی در صنایع است و حالا این فناوری در حال اثربخشی روی مدیران و رهبران کسب‌وکارهای آینده است تا با استفاده از یک سیستم یکپارچه‌ هوش مصنوعی فضای مشاغل را تغییر دهند

هوش مصنوعی پایان بشریت نیست: بسیاری از افراد توانایی هوش مصنوعی را برای پیشی گرفتن از هوش انسانی و در نهایت کنترل جامعه بشری، نادرست معرفی کرده و با اغراق همراه می‌سازند. به صورت کلی هوش مصنوعی فناوری ترسناکی به حساب نمی‌آید؛ هر چند می‌تواند با استفاده‌ نامناسب کارآیی نامناسبی نیز پیدا کند؛ اما به خودی خود دارای هدف مخرب نیست. ضمن آنکه باید توجه داشته باشیم که هر علم یا نظریه جدید یا فناوری نو، نسبت به کاربری افراد از آن می‌تواند دارای خطر شود، ولی خود فناوری و علم هیچ‌وقت هدف مخرب و آسیب‌رسانی در ماهیت خودش ندارد.

هوش مصنوعی فقط به اندازه داده‌هایی که به آن می‌دهید، قدرتمند است: هوش مصنوعی فرآیندی است برای جمع‌آوری اطلاعات (یعنی داده‌ها)، مرتب‌سازی آنها و یادگیری از آنچه ذخیره شده است و رایانه‌ها را قادر می‌سازد وظایفی را انجام دهند که معمولا به هوش انسان نیاز دارند.

نکته‌ اصلی این است که هوش مصنوعی از هوش انسان تقلید می‌کند. این به آن معنی است که به کمک هوش مصنوعی نیاز‌ کمتری به برنامه‌ریزی، یادگیری، حل مساله، بازنمایی دانش، حرکت و دستکاری و همچنین مهارت‌ها و خلاقیت‌های اجتماعی وجود خواهد داشت. بر این اساس لازم است تا هوش مصنوعی را در مورد درک اهمیت داده‌ها و سنتز و تجزیه و تحلیل و عملکرد داده‌ها آموزش داد.

هوش مصنوعی همچون موتوری است که با استفاده از داده‌ها تغذیه شده است؛ به این صورت که داده‌ها را مصرف کرده، الگوها را در داده‌ها تشخیص داده و ضمن الگو گرفتن از آنها بر اساس آن اقدام می‌کند و همان‌طور که کیفیت بهتر سوخت منجر به عملکرد بهتر موتور در جاده‌ها می‌شود، کیفیت بهتر داده و اطلاعات خوب در سازمان‌ها موجب پیش‌بینی‌های دقیق‌تر و تقویت عملکرد آنها می‌شود.

هوش مصنوعی مجموعه‌ای از تعاملات مداوم با داده‌ها است: هوش‌مصنوعی شامل یکپارچگی و پیش‌بینی داده‌ها، علم داده، یادگیری ماشینی و موارد دیگری است. آن را می‌توان هم کاربرد فناوری و هم یک مکتب فکری دانست؛ درست شبیه فیزیک. در عصر کنونی هوش مصنوعی، فعالیت‌های تجاری، پزشکی، آموزشی و زندگی شخصی ما را متحول خواهد کرد و برخلاف تصویری که فیلم‌های تخیلی از آن نشان می‌دهند، تصورات نادرست درباره سرمایه‌گذاری در بورس واقعیت هوش مصنوعی به معنای درک بهتر، بهبود فرآیندها و رهایی ذهن انسان است.

حقیقت‌جویی را جایگزین زنده‌باد و مرده‌باد کنیم/ با روش علمی از انقلاب اسلامی جداً دفاع می‌کنم

فرشاد مؤمنی، عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی

استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی با بیان اینکه ما به خاطر اطلاعات ناقص و دستکاری شده درباره برخی واقعیت‌ها در فهم آنها به مشکل می‌خوریم، دانشجویان را به حقیقت‌جویی و مطالعه عمیق درباره انقلاب دعوت کرد.

به گزارش خبرنگار عطنا، نشست «ظهور و سقوط» به همت انجمن اسلامی دانشجویان آزاداندیش به مناسبت انقلاب ۱۳۵۷ بهمن‌ماه با حضور دکتر احسان خاندوزی و دکتر فرشاد مومنی، اعضای هیئت علمی گروه برنامه‌ریزی و توسعه اقتصادی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی برگزار شد.

در این نشست، فرشاد مومنی به یک خطای راهبردی در عنوان نشست (ظهور و سقوط) اشاره کرد و عنوان دقیق‌تر همایش را «سکوت و سقوط» عنوان کرد و گفت: در اثر انقلاب اسلامی یک رژیم سیاسی از قدرت به زمین نشست و یک رژیم انقلابی جایگزین آن شد که بسیاری‌ آن را انقلاب 57 می‌نامند، در صورتی که عنوان دقیق آن انقلاب اسلامی است.

وی دو زاویه درباره ماجرای پیروزی انقلاب اسلامی را این‌گونه معرفی کرد: اول اینکه در طرز اداره کشور در دوران پهلوی دوم چه کاستی‌ها، محدودیت‌ها و خطاهای بزرگ وجود دارد که سقوط آنها را توضیح می‌دهد و به ما هشدار می‌دهد که با قرار گرفتن در مسیر آنها خطر سقوط برای جمهوری اسلامی نیز وجود دارد.

عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائی دومین زاویه را بررسی تجربه پس از انقلاب اسلامی از طریق تجربه آرمان‌ها و فداکاری‌های بزرگ و بی‌سابقه خواند و افزود: ایرانی‌ها پس از 2015 سال به این جمع‌بندی رسیدند که اگر رژیم حکومتی خصلت جمهوری داشته باشد، بهتر است.

مومنی با اشاره به نقش سازه‌های ذهنی که هویت جمعی پیدا می‌کند و در عملکرد اقتصادی اجتماعی به توسعه ملی مربوط می‌شود، گفت: به واسطه کاستی‌ها، ضعف‌ها و سهل‌انگاری‌هایی که انقلابیون در دوره پس از پیروزی انقلاب اسلامی داشته‌اند، در معرض سوء‌تفاهم‌های بزرگ در نسل‌های پسا‌ انقلابی هستیم که بخشی از این سوء‌تفاهم‌ها به کارنامه رژیم‌ پهلوی و بخش دیگر آن به کارنامه جمهوری اسلامی باز می‌گردد.

وی نقص اطلاعات را به عنوان یک پدیده سرنوشت‌ساز که بی‌توجهی به آن باعث اختلال در فهم علمی و دینی می‌شود، معرفی کرد و گفت: انسان‌ها با نقص اطلاعات روبه‌رو هستند، در حالی که یکی از حوزه‌های بنیادی که در حوزه بازارگرایی نقطه عظیمت تحلیل‌ها قرار می‌گیرد، فرض اطلاعات کامل است.

وی افزود: به غیر از ناقص بودن اطلاعات، توزیع اطلاعات نا‌متقارن نیز در بین انسان‌ها وجود دارد، این اطلاعات برای تبدیل شدن به انتخاب باید از صافی ذهن انسان‌ها عبور کنند، یعنی انسان‌ها نمی‌توانند با داشتن اطلاعات یکسان انتخاب‌های یکسان انجام دهند.

حاضرم سه واحد «شگفتی‌های اقتصاد ایران» تدریس کنم

فرشاد مومنی با اعتقاد به اینکه اگر ما دقت نداشته باشیم، در فهم واقعیت به مشکل می‌خوریم، بیان کرد: اگر توزیع اطلاعات نامتقارن باشد امکان برخورد فرصت‌طلبانه با واقعیت‌ها و دستکاری واقعیت‌ها به وجود می‌آید.

وی افزود: متاسفانه ما به موقع اوضاعی که به انقلاب منجر شد و ماجراهای پس از انقلاب را ثبت و ضبط نکرده‌ایم.

عضو هیئت علمی گروه اقتصاد دانشگاه علامه تصریح کرد: کسانی که نمی‌توانستند انقلاب اسلامی را بپذیرند و کسانی که منافع آنها در مقیاس ملی به مخاطره افتاد، به سمت دستکاری واقعیت‌ها رفتند، درباره همه انقلاب‌های فراگیر در دنیا چنین مشکلات وجود داشته است.

وی با اعتقاد بر اینکه مطالعه عمیق اوضاع و احوال دوران پهلوی و دوران محمدرضا پهلوی برای همه کسانی که به ایران و آینده آن اهمیت می‌دهند ضروری است، گفت: فراز و نشیب‌های شدید در جهت‌گیری‌ها و عملکرد اقتصادی پس از انقلاب اسلامی نیز باید مورد مطالعه قرار گیرد.

مومنی با اشاره به انقلاب مشروطه اظهار کرد: درباره انقلاب مشروطه نیز، حوزه مشروطه‌گرایان در برابر مشروعه‌گرایان وجود دارد، در صورتی که انقلاب مشروطه سال 1906 پیروز شده است، هنوز درباره بسیاری از مسائل آن دانایی جمعی شکل نگرفته است.

استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی یادآور شد: در حال حاضر به اعتبار اینکه انقلاب اسلامی بخش قابل توجه‌ای از وعده‌ها و آرمان‌ها را محقق نکرده است، در برابر یک هجمه فکری و فرهنگی معطوف به سوء‌استفاده از نقص اطلاعات شهروندان قرار گرفته است.

وی در ادامه اظهار کرد: می‌توانم یک درس سه واحدی با عنوان «شگفتی‌های اقتصاد ایران» با محتوای بحث درباره دوره پنجاه ساله اخیر اقتصادی ایران را ارائه دهم، تا نشان دهم که بخش بزرگ تصوراتی که درباره مسائل اقتصاد ایران وجود دارد و هویت جمعی پیدا کرده است در واقع غلط است.

مومنی در این‌باره تصریح کرد: من با این ادعا می‌خواهم شما را متقاعد کنم که کشور ایران برای اینکه به سمت بهتر بودن حرکت کند به جنبش فراگیر فسفرسوزانی نیاز دارد و باید کارهای فکری زیادی صورت گیرد.

رئیس موسسه دین و اقتصاد در ادامه گفت: بعضی‌ها می‌گویند انقلاب اسلامی یک جهت‌گیری ضدتولیدی داشته است؛ به همین دلیل به دلال‌ها و واردکنندگان بعد از انقلاب کاری نداشتند، اما سختگیرانه‌ترین کارها با صنعتگران انجام می‌شد و بالاترین صدور مصادره‌ها را در دوره بعد از انقلاب در زمینه واحدهای صنعتی داشته‌ایم و این را جزء خطاهای راهبردی پس از پیروزی انقلاب اسلامی به حساب می‌آورند.

وی با اشاره به اینکه ساحت علم، ساحت واقعیت‌شناسی است، اضافه کرد: اگر ما یک نظام تبلیغاتی کارآمد یا یک نظام آموزشی و پژوهشی مسئله‌محور داشتیم، هرگز تصورات نادرست درباره وضعیت اقتصادی انقلاب اسلامی شایع نمی‌شد که حتی پژوهشگران غیرمتخصص در امر اقتصادی نیز کلیشه‌های نادرست را در آثار خود تکرار کنند.

مومنی با تاکید بر اینکه انقلاب اسلامی یک نقطه عطف محسوب می‌شود، تصریح کرد: در تاریخ ایران همواره با تغییر حکومت‌ها مالکیت‌ها هم تغییر ‌کرده است، از نظر تاریخی ایران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی یکی از متزلزل‌‌ترین نظام‌های حقوق مالکیت را در دنیا داشته است، پس از اینکه انقلاب اسلامی پیروز شد، برای اولین بار در تاریخ ایران در ارتباط با حقوق مالکیت، دو اتفاق افتاد.

وی این دو اتفاق را چنین مطرح کرد:‌ نکته اول در ایران اولین بار بوده است که با تغییر حکومت‌ها تغییر مالکیت ایجاد شد، با اینکه نسبت به دوره‌های پیش از خود تغییر کمتر بوده است، نکته دوم اینکه تغییر مبتنی بر قانون بوده است، یعنی دارایی‌های اشخاص به خود آنها منتقل نشده است بلکه دارایی‌های اشخاص حقیقی به دارایی‌های حقوقی اشخاص متولی امور عمومی منتقل شده است، مثلا دارایی‌های محمدرضا پهلوی به خاطر جانشینی به امام خمینی منتقل نشده تصورات نادرست درباره سرمایه‌گذاری در بورس است.

استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی با اشاره به اینکه در سطح نظری گفته می‌شود که هیچ متغیری به اندازه امنیت حقوق مالکیت در سرنوشت توسعه تاثیر ندارد، با ابراز تأسف گفت: از پیروزی انقلاب اسلامی تا به حال یک مقاله هم در این زمینه نوشته نشده است و حتی به صورت شفاهی نیز به این مورد رسیدگی نمی‌شود.

حقیقت مصادره امول انقلابی چیز دیگری بود

وی با اعتقاد به اینکه اگر این میراث را گرامی بداریم و آن را توسعه ببخشیم، مسیر توسعه را هموارتر کرده‌ایم، گفت: برای مثال، بخش اعظم آنچه که به عنوان مصادره مطرح شده است، مصادره نیست، بلکه ملی کردن بدهی‌های سرمایه داران فراری است.

مومنی در ادامه به آرای میکائیل عظیم یکی از پژوهشگران در حیطه اقتصاد اشاره کرد و گفت: او با تقاضای من به موضوع مصادره پس از انقلاب پرداخت و مشخص شد آنچه که به عنوان مصادره مطرح می‌شود یکی از هوشمندانه‌ترین و عالمانه‌ترین کارهایی است که انقلابیون‌ و در رأس آنها اعضای شورای انقلاب اسلامی با منطق حفاظت و توسعه صنایع ایران بوده است تا بدهی‌های سرمایه‌داران فراری را که بخشی از سرمایه‌هایشان را صرف تولید کرده‌‌اند، ملی کنند.

استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی ماجرای مصادره را این‌گونه تعریف کرد:‌ یک شبکه قدرت و ثروت علیه بقای ایران و جمهوری اسلامی در گذشته وجود داشته است و حتی در حال حاضر نیز وجود دارد که به ساخت سیاسی و دربار، سیستم بانک‌های خصوصی و غیر مولدها وصل است، از این شبکه روابط استفاده کردند و مثلا 100 واحد وام از سیستم بانک به ویژه در سال‌های پایانی حکومت پهلوی گرفتند که20 واحد را صرف سرمایه‌گذاری تولیدی و 80 واحد آن را به ارز تبدیل کردند و از کشور خارج شدند.

وی ادامه داد: شورای انقلاب که با منطق حفاظت و توسعه سرمایه در ایران به احترام اینکه سرمایه‌گذاری خصلت تولیدی داشته است، قانون حفاظت از توسعه صنایع ایران را ایجاد کرده است که در متن این قانون و متن قانون متمم آن گفته شده است ما می‌دانیم که شما از طریق یک مناسبات فاسد پول‌های بانک را به شکل ناسالم از کشور خارج کرده‌اید، اما بخشی از پول‌ها را صرف تولید کرده‌اید، بازگردید ما فساد شما را نادیده می‌گیریم و از شما فقط این را می‌خواهیم که درباره ساز و کار بازگرداندن وامی که گرفته‌اید با بانک‌های وام دهنده توافق کنید.

وی در ادامه ماجرا اظهار کرد: در قانون متمم مهلت را چندین بار تمدید کردند و پس از اینکه این تمدیدها جواب نداد، دولت با منطق آن حفاظت و توسعه صنایع ایران دارایی‌های اینها را تملک کرد و در ازای آن، مسئولیت بدهی‌های آنها را نیز بر عهده گرفت.

مومنی با اشاره به کار تحقیقی خود که تا پنج سال گذشته منتشر می‌شود، گفت: تا به حال 11 مورد از وارونه‌نمایی 100 درصدی را درباره 10 سال اول بعد از انقلاب یادداشت کرده‌ام و در حال جمع‌کردن داده هستم، باید دقت کنیم چیزی را بدون تحقیق و بررسی کافی نپذیریم، هر چه آگاهی‌ها را بالا بریم سطح تحلیل‌پذیری پایین می‌آید، خرد و دانایی مبنای تصمیم‌گیری و تخصیص منابع می‌شود.

استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی دیدگاه‌هایی را که به ما بگوید در دوره پهلوی عملکرد آنها کاملا سیاه بوده است مخالف با علم خواند و گفت: باید به روش علمی که در قلب آن انصاف و حقیقت‌جویی وجود دارد، نقاط قوت و ضعف را ببینیم.

وی با استناد به تعبیر ارسطو که افلاطون گرامی اما حقیقت را گرامی‌تر دانسته است، اظهار کرد: روح کاوش علمی حقیقت‌جویی است، با روش علمی از انقلاب اسلامی به صورت جدی دفاع می‌کنم اما در عین حال درباره اشتباهات و خطاهایی که در حیطه تخصصی مدیریت اقتصادی کشور انجام می‌شود نقد می‌کنم، شرافت علمی و حقیقت جویی گوهر اصلی یک انسان پژوهشگر است.

مومنی در پایان بیان کرد: تا به حال در هیچ جای دنیا با رویکرد مرده‌ باد و زنده باد مشکلی حل نشده است، خط قرمز درباره پهلوی، قاجار و جمهوری اسلامی موازین علمی است، باید تلاش کنیم تا بلوغ فکری بالارود و وفادار به حقیقت باشیم، در این صورت انقلاب می‌تواند به وعده‌های خود عمل کند و توسعه‌یافتگی صورت گیرد.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا