استراتژی معاملاتی

الگوی بازگشت نزولی

الگوی هارمونیک گارتلی Gartley

الگوی دو کندل بازگشتی (Two Bar Reversal) چیست؟

الگوی دو کندل بازگشتی (Two Bar Reversal)، ساختاری از الگوهای حرکات قیمتی است که معمولاً در تمام تایم فریم‌های پیدا می‌شود. همان‌طور که از اسم این الگو پیداست، از دو کندل تشکیل‌شده و همچنین تنها نشانگر بازگشت بازار است. از این الگو برای ورود به معامله از بازگشتِ اصلاح بازار (در جهت روند بازار)، معامله در بازارهای خنثی و بدون روند (در سقف یا کف محدوده نوسانی) و یا معامله در ابتدای اصلاح‌های روند استفاده می‌شود.

درواقع الگوی دو کندل بازگشتی همان الگوی پین بار (Pin Bar) است. به‌طور مثال اگر الگوی دو کندل بازگشتی در نمودار ۱۵ دقیقه تشکیل شود، معمولاً در نمودار ۳۰ دقیقه نشانگر الگوی پین بار خواهد بود. به همین دلیل، تمام قوانین الگوی پین بار در الگوی دو کندل بازگشتی هم کاربرد دارند.

بااین‌حال بایستی گفت که اکثر معامله گران نمی‌توانند از این الگو به‌خوبی استفاده کنند. معمولاً ظاهر الگو، معامله گران را به‌اشتباه می‌اندازد. الگوهای شمعی بسیاری در بازار تشکیل می‌شوند که شبیه الگوی دو کندل بازگشتی هستند. برای به حداقل رساندن اشتباهات، بایستی به ویژگی‌های خاص این الگو توجه کرد.

• این الگو از دو کندل تشکیل‌شده و هر دو کندل باید نسبت به سایر کندل های قیمتی نمودار، کندل بزرگی باشند و همچنین دنباله‌های کندلی کوتاهی داشته باشند.

• الگوی دو کندل بازگشتی صعودی، از یک کندل نزولی بزرگ همراه با کندل صعودی در کف نمودار ظاهر می‌شود. بالعکس، اگر کندل اول صعودی و بزرگ باشد و کندل دوم نزولی، و همچنین الگو در سقف نمودار ظاهرشده باشد، الگوی دو کندل بازگشتی، نزولی خواهد بود.

• یکی از ساده‌ترین راه‌های تشخیص این الگوی بازگشتی، بررسی نمودار بالاتر است. همان‌طور که در بالا هم گفته شد، اگر در نمودار پایین‌تر (۱۵ دقیقه)، الگوی دو کندل بازگشتی ظاهر شود، بایستی در نمودار بالاتر (۳۰ دقیقه)، الگوی پین بار دیده شود.

• ظاهر الگوی دو کندل بازگشتی به معامله‌گر نشان می‌دهد که نبرد سختی میان خریداران و فروشندگان در جریان است. بخصوص وقتی‌که دو کندل بزرگ قیمتی در خلاف جهت هم و پشت سر هم تشکیل می‌شوند. درست همانند الگوی پین بار، این الگو نشانگر وضعیتی است که بازار قیمت‌های بالاتر یا پایین‌تر را قبول ندارد. به همین خاطر قیمت در جهت خلاف کندل اول حرکت می‌کند.

• این الگو به‌راحتی با الگوی کندل پوششی (Engulfing) اشتباه گرفته می‌شود. بایستی دقت کرد که در این الگو نیازی نیست که حتماً کندل دوم، کندل ماقبل خود را به‌طور کامل پوشش دهد.


بهترین سیگنالی که الگوی دو کندل بازگشتی صادر می‌کند، زمانی است که این الگو در سطوح کلیدی نمودار ظاهر شود. تشکیل الگو در سطوح کلیدی نشانگر بازگشت قوی بازار است.

کندل چکش یا Hammer چیست؟ آموزش کندل شناسی و کندل خوانی

یکی از الگوهای کندلی کاربردی کندل چکش یا Hammer است. این الگو یک الگوی تک کندلی است و در روند نزولی بیانگر وجود ضعف در فروشندگان و ایجاد قدرت در خریداران می باشد. در واقع تشکیل کندل Hammer نشانه ای از بازگشت روند می دهد.

برای آموزش کندل خوانی و کندل شناسی و الگوهای کندلی پر کاربرد به لینک روبرو مراجعه کنید: کندل شناسی

فهرست عناوین این مطلب

ویژگی ظاهری کندل چکش

نام این candle از شکل ظاهری آن مشخص است. کندل چکش یا Hammer دارای یک بدنه کوچک در بالا و سایه بلند در زیر بدنه است. سایه پایینی بایستی حداقل دوبرابر بدنه یا بادی باشد.

ظاهر کندل چکش

رنگ بادی (صعودی یا نزولی بودن کندل) در این الگو مهم نیست و شرط تشخیص آن اندازه بدنه نسبت به سایه و محل تشکیل سایه است.

رنگ بادی کندل چکش

لایت فارکس یکی از بهترین بروکرهای فعال در بازار فارکس است و در مقایسه با رقبای خود برای تریدرهای ایرانی امکانات بسیار خوبی ایجاد کرده است. شما در بروکر لایت فارکس قادر به معامله تمام جفت ارزهای فارکس، ارزهای دیجیتال، فلزات، سهام های بازار بورس نیویورک و نزدک هستید.

  • جهت آموزش ثبت نام و بررسی بروکر لایت فارکس بر روی لینک روبرو کلیک فرمایید: لایت فارکس
  • جهت مراجعه به وبسایت بروکر لایت فارکس بر روی لینک روبرو کلیک فرمایید: وبسایت رسمی لایت فارکس

مفهوم کندل چکش ( Hammer )

یکی از مراحل اصلی تحلیل به روش الگوی بازگشت نزولی پرایس اکشن تحلیل کندل ها می باشد.

به طور کلی و بدون توجه به نوع روند، سایه کندل نشانگر تقابل بین خریداران و فروشندگان است و هر چه این سایه بلندتر باشد حجم معاملات بیشتر می باشد. وقتی که سایه بلند در زیر کندل تشکیل می شود به معنای این است که فروشندگان در تلاشند تا قیمت را پایین بیاورند و خریدران با خریدهای خود قیمت را بالا آورده و تلاش فروشندگان را خنثی می کنند.

candle چکش یک از نشانه های اتمام روند نزولی می باشد و در کنار دیگر نشانه ها سیگنالی جهت بازگشت روند و آغاز روند صعودی یا شروع یک اصلاح در نظر گرفته می شود.

توجه شود که کندل چکش به تنهایی تعیین کننده هیچ نتیجه ای نیست و بایستی در موقعیت خودش بررسی گردد. به عنوان مثال در بازار رنج کندلی با سایه بلند به معنای تغییر روند نیست و نمی توان بر اساس آن وارد موقعیت call یا buy و put یا sell شد.

همچنین اگر در یک روند نزولی کندل Hammer تشکیل گردید بایستی چک شود که آیا بازار به یک ناحیه حمایتی قدرتمند رسیده است یا نه. واضح است که وجود چند عامل در کنار یکدیگر بر اعتبار تحلیل می افزاید.

محل کندل Hammer

انواع کندل چکش ( Hammer )

کندل Hammer بر اساس رنگ بادی آن یا به عبارتی دیگر بر اساس صعودی یا نزولی بودن کندل به دو نوع تقسیم بندی می شود.

کندل Hammer نزولی

این candle گویای این مطلب است که با وجود ایجاد ضعف در فروشندگان، آنها توانسته اند قیمت پایانی را به کمتر از قیمت باز شدن کندل برسانند.

قدرت چکش صعودی

کندل چکش صعودی

در این candle خریداران قدرت بیشتری نسبت به خریداران در کندل چکش نزولی دارند. سایه بلند در زیر کندل به این معناست که قدرت فروش را خنثی کرده اند. علاوه بر این آنها توانسته اند قیمت بسته شدن candle را به بالاتر از قیمت باز شدن آن برسانند.

چکش در روند نزولی

در یک روند نزولی تشکیل کندل هایی که با سایه های بلند در زیر نشان دهنده شروع ضعف در فروشندگان و عدم وجود قدرت در پایین تر آوردن قیمت است. تریدر بایستی با بررسی نواحی حمایتی و مقاومتی و الگوهای کندلی فرصت مناسب برای ورود را بیابد.

کندل چکش یا Hammer نزولی در یک روند صعودی به چه معناست؟

در یک روند صعودی هنگامیکه candle چکش نزولی تشکیل می شود نشان دهنده این است که فروشندگان قدرت عرضه را بالا برده اند. فروشندگان با فروش های خود قیمت یا نرخ را پایین آورده ولی الگوی بازگشت نزولی خریداران نیز با خریدهای خود از زیاد پایین آمدن قیمت جلوگیری کرده اند و در نهایت قیمت بسته شدن پایین تر از قیمت باز شدن candle قرار گرفته است. وجود این کندل در روند صعودی نشان دهنده قدرت فروشندگان است.

ورود به بازار با اردر call یا buy با ظاهر شدن Hammer

در صورتیکه یک روند نزولی با حداقل سه candle نزولی ایجاد شد و پس از آن کندل چکش تشکیل گردید تریدر با توجه به دیگر شرایط استراتژی معامله گری خود می تواند آماده ورود به معامله گردد. در نظر گرفتن نکات زیر در مواجه شدن با کندل Hammer کمک کننده است.

  • در صورتیکه بعد از کندل چکش یک کندل صعودی تشکیل گردد، می تواند تاییدی برای تغییر روند در نظر گرفته شود.
  • در صورتیکه چند کندل صعودی پس از candle چکش ایجاد شود به شرطی که بالای هر کندل از بالای کندل قبلی بالاتر باشد، تریدر می تواند در اصلاح وارد بازار در جهت صعود شود.
  • در صورتیکه قیمت به زیر کندل Hammer رسید روند نزولی ادامه دار است و باید منتظر علامت دیگری بود. کندل چکش قبلی دیگر معتبر نیست.

عدم اعتبار کندل چکش

  • همانطور که بالاتر توضیح داده شد تشکیل candle چکش نزولی (قیمت بسته شدن کمتر از قیمت باز شدن است) در یک روند صعودی نشان دهنده ظهور قدرت عرضه می باشد. اگر بعد از کندل Hammer کندل نزولی تشکیل گردد تاییدی برای تغییر روند است.
  • اگر در یک روند صعودی کندل Hammer تشکیل شد و پس از آن چند کندل نزولی به صورتیکه قیمت پایین هر کندل پایین تر از قیمت پایین کندل قبلی باشد ظاهر شود تریدر می تواند در پایان اصلاح برای ادامه نزول وارد بازار شود.
  • در صورتیکه قیمت در کندلهای بعدی به بالاتر از کندل چکش در روند صعودی برود به عبارت دیگر قیمت بسته شدن candle جدید بالاتر از قیمت بالای کندل چکش برسد دیگر candle چکش معتبر نیست.

تحلیل با کندل چکش و اسیلاتور

برای اطمینان بیشتر از پیشبینی می توان علاوه بر بررسی اینکه کندل چکش در روند نزولی بر روی یک ناحیه حمایتی تشکیل شده است، بررسی نمود که اسیلاتوری مانند stochastic در اشباع فروش باشد. با کراس دو خط اسیلاتورتغییر روند محتمل تر خواهد بود و می توان وارد بازار در جهت صعود شد.

کراس اسیلاتور در کندل چکش

الگوی Hammer یکی از الگوهای معتبر و مورد علاقه تریدرهای پرایس اکشن است. بسیاری از تریدرها در استراتژی های معامله گری خود در کنار دیگر عوامل به این الگو نیز توجه ویژه ای دارند.

الگوهای برگشتی در بازار بورس

الگوهای برگشتی: در این الگوها همانطور که از نامش نیز پیداست، روند شکل گرفته شده تغییر جهت داده و باز خواهد گشت.

نکات مهم در الگوهای برگشتی

نیاز به روند اولیه: وجود یک روند اولیه مهمترین شرط ایجاد الگوی برگشتی است. اگر الگو به وسیله یک روند اولیه مشایعت نشده باشد، چیزی برای بازگشت وجود ندارد. و این روند اولیه است که کمک می کند تا مقدار حدودی بازگشت را اندازه گیری نماییم.

شاید این پست ها هم مفید باشد!

نحوه خرید سهام به زبان ساده – سبد سهام خود را بهینه و به روز کنید

نحوه خرید سهام به زبان ساده – نوع سفارش سهام خود را انتخاب کنید

نحوه خرید سهام به زبان ساده – تصمیم بگیرید که چند سهام بخرید

نحوه خرید سهام به زبان ساده – در مورد سهام مورد نظر برای خرید تحقیق کنید

نحوه خرید سهام به زبان ساده – یک کارگزار مناسب پیدا کنید

تکمیل الگو و شکست خط الگو: باید توجه داشت که الگو به صورت کامل شکل گرفته باشد و بعد از شکست قیمت و تایید آن اقدام به معامله نمود.

الگوهای بزرگتر پتانسیل بیشتری دارند: هر چه اندازه الگو (بزرگی نوسان و مقدار زمان شکل گیری) بزرگتر باشد، اطمینان بیشتری برای بازگشت و کامل شدن الگو وجود دارد.

مهمترین الگوهای بازگشتی

الگوی برگشتی دو قلو

الگوی برگشتی دو قلو سقف (Double Tops)

الگوی برگشتی دو قلو سقف (Double Tops)

این الگوی برگشتی به خاطر شباهتی ظاهری که به M انگلیسی دارد به الگوی M-Top نیز معروف است و بدین صورت است که اگر نوسان قیمت در یک روند صعودی نقطه اوج یا قله اولی را ایجاد نماید (A) و سپس کاهش نموده (B) و مجددا روند صعودی را پیش بگیرید و تقریبا به نقطه اوج اول برسد (C) (ایجاد قله دوم) و نتواند از سطح قبلی فراتر رود و دوباره تا نقطه قبلی نزول کند (D) و سطح نزول قبلی را قطع کند (Breakout) می توان انتظار کاهش بیشتر قیمت تا نقطه هدف (نقطه ای که انتظار داریم قیمت تا آن ادامه یابد) را نیز داشت.

این الگو به خاطر شباهتی ظاهری که به M انگلیسی دارد به الگوی M-Top نیز معروف است

نقطه هدف: به اندازه فاصله بین سطح بالایی ایجاد شده در نقطه (A) و (C) و نیز سطح پایینی در نقطه (B) شکل گرفته در این الگو یعنی به اندازه خط (H) یا در صورتی دیگر می توان نقطه هدف را به اندازه نقطه شروع روند قبلی (ابتدای شکل گیری الگو) در نظر گرفت.

همانطور که در تصویر زیر مشاهده می نمایید در الگوی شکل گرفته زیر، قیمت پس از سقوط از نقطه (C)، سطح ایجاد شده در نقطه (B) را قطع نموده و مجددا بازگشته و دوباره سطح قبلی را شکسته و تا ابتدای روند شکل گیری یا به عبارتی دیگر قاعده شکل M نزول نموده است.

حتما نباید دو قله هم ارتفاع باشد تا الگو شکل بگیرد

شرط شکست این سطح ایجاد یک بار (Bar) یا در صورت استفاده از نمودار شمعی، یک کندل (Candle) جدید زیر سطح ایجاد شده در نقطه (B) می باشد. در برخی از این الگوها همانند مثال زیر ارتفاع خط (H) کوتاه تر از سطح ایجاد شده در نقطه (B) و ابتدای روند قبلی یا به عبارتی دیگر قاعده شکل M می باشد. در این حالت قاعده شکل M معتبر تر می باشد.

در نظر داشته باشید همیشه قله دوم (C) نباید کاملا تا ارتفاع قله اول بالا بیاید تا این الگو شکل بگیرید. به شکل زیر توجه کنید. قله دوم حداقل به اندازه سه چهارم ارتفاع قله اول صعود نموده است. در این تصویر بعد از شکل گیری الگو و شکست سطح ایجاد شده در نقطه (B) معادل ارتفاع خط (H) که به اندازه قاعده شکل (M) یا شروع شکل گیری نیز است، قیمت نزول داشته است.

الگوی برگشتی دو دره (Double Bottoms)

الگوی برگشتی دو دره (Double Bottoms)

این الگوی برگشتی به خاطر شباهت ظاهری که به W انگلیسی دارد به الگوی W- Bottom نیز معروف است. این الگو دقیقا برعکس الگوی M-Top است. به تصویر زیر توجه نمایید. بعد از شکل گیری دو دره و شکست سطح ایجاد شده در نقطه (B) یا نقطه جدید (D) به اندازه معادل خط (H) قیمت به سمت بالا بازگشته و در نهایت از این مقدار نیز فراتر رفته است.

این الگو به خاطر شباهت ظاهری که به W انگلیسی دارد به الگوی W- Bottom نیز معروف است

الگو سرو شانه (Head & Shoulders)

این الگوهای برگشتی نیز به دو حالت زیر شکل می گیرد:

  • الگو سر و شونه در یک روند صعودی (برگشت بعد از روند صعودی)
  • الگو سر و شونه در یک روند نزولی (برگشت بعد از روند نزولی)

الگوی برگشتی سر و شونه در یک روند صعودی (برگشت بعد از روند صعودی)

الگوی برگشتی سر و شونه در یک روند صعودی (برگشت بعد از روند صعودی)

در این الگو نوسان گذشته قیمت به گونه ای است که پس از یک روند افزایشی و رسیدن به نقطه اوج نخست (A) یا اصطلاحا شانه چپ (Left Shoulder)، سپس قیمت با روند برگشتی مواجه شده و تا نقطه بازگشت نخست حرکت می نماید (B). پس از آن قیمت برای بار دوم روند صعودی به خود گرفته و تا نقطه اوج دوم (C) یا اصطلاحا سر (Head) رشد می نماید. این نقطه از نقطه اوج اول (A) بالاتر می باشد. پس از آن دوباره قیمت با روند نزولی مواجه شده و تا نقطه قعر دوم (D) حرکت می نماید. مجددا قیمت برای سومین بار تا نقطه اوج جدیدی (E) موسوم به شانه راست (Right Shoulder) که تا اندازه زیادی به شانه چپ شبیه است رشد نموده و دوباره روند برگشتی آن آغاز می شود. از بهم وصل کردن نقاط قعر اول (B) و دوم (D) خطی موسوم به خط گردن (Neck line) به دست می آید. بعد از قطع شدن یا شکسته شدن (Breakout) خط گردن (Neck Line) می توان انتظار ادامه روند فعلی یا بازگشت تا شروع روند قبلی را داشت. نوع دیگر اندازه گیری مقدار برگشت یا نقطه هدف معادل ارتفاع خط (H) می باشد. به تصویر زیر دقت نمایید.

حتما به گردن و ارتفاع شونه ها دقت کنید

الگوی برگشتی سر و شونه در یک روند نزولی (برگشت بعد از روند نزولی)

الگوی برگشتی سر و شونه در یک روند نزولی (برگشت بعد از روند نزولی)

این الگو دقیقا برعکس الگوی قبلی است. لازم به ذکر است که در برخی از مواقع این الگوهای برگشتی به صورت مایل شکل می گیریند و نباید انتظار داشت به طور مثال خط گردن (Neck Line) دقیقا به صورت افقی در الگو شکل بگیرد یا شانه راست دقیقا به اندازه شانه چپ صعود نماید. به تصویر زیر توجه نمایید.

الگوی هارمونیک گارتلی Gartley

شاید بتوان گفت که الگوی Gartley شناخته شده ترین الگوی هارمونیک (Harmonic) در میان جامعه معامله‌گری باشد. هر چند این الگو برای اولین بار در سال ۱۹۳۵ معرفی شد اما استانداردسازی آن برمی‌گردد به سال ۱۹۹۹ میلادی. بسیاری از معامله‌گران، نسبت‌های متنوعی از فیبوناچی را برای نقاط D این الگو نسبت داده‌اند. این دسته از معامله‌گران بر این باورند که هر بازگشت ۰٫۶۱۸ یا ۰٫۷۸۶، نشانگر الگوی Gartley است. این مسئله موجب سردرگمی در جامعه معامله‌گران تکنیکال شده است و به شهرت این الگو هم آسیب زده است.

الگوی هارمونیک گارتلی Gartley

الگوی هارمونیک گارتلی Gartley

الگوی هارمونیک گارتلی Gartley

بایستی گفت که همه الگوهای Gartley یکسان نیستند. مهم‌ترین ویژگی این الگو نسبت‌های دقیق فیبوناچی است که ساختار Gartley را تائید می‌کنند. در واقع در سال ۱۹۹۹ میلادی بود که در کتاب “معامله‌گری به سبک هارمونیک” اصلاح دقیق نقطه B را ۰٫۶۱۸ و نقطه D را ۰٫۷۸۶ در نظر گرفتند. بعداً انتساب این نسبت‌های فیبوناچی به یک استاندارد در جامعه معامله‌گری تبدیل شد و به آن الگوی گارتلی Gartley گفتند. اصلاح دقیق ۰٫۶۱۸ نقطه B تنها یکی از شرایط منحصربه‌فرد برای تعریف این ساختار است. علاوه بر این الگوی AB=CD و برآورد BC هم برای تائید این ساختار قیمتی لازم است.
ناحیه بازگشتی محتمل یا همان PRZ الگوی Gartley، عناصر دیگری را از سایر ساختارهای هارمونیک شامل می‌شود. الگو بایستی شامل ساختار متمایز و معادلی از الگوی AB=CD باشد که درست در محدوده اصلاح ۰٫۷۸۶ موج XA قرار دارد. در واقع تکمیل الگوی معادل AB=CD و اصلاح ۰٫۷۸۶ حداقل شرایط مورد نیاز برای تائید Gartley است. معمولاً اصلاح ۰٫۷۸۶ موج XA با AB=CD در محدوده بازگشتی محتمل (PRZ) همپوشانی دارد. این انطباق نشانگر سطح PRZ است.
برآورد BC یکی دیگر از شروط لازم برای تائید الگو است و نباید بیش از ۱٫۶۱۸ درصد باشد. هر چند در مقایسه با سایر الگوها برآورد BC کم اهمیت‌ترین عدد در محدوده بازگشتی است، اما محدودیت ۱٫۶۱۸ به تشخیص الگوی Gartley کمک می‌کند. معمولاً برآوردهای بالای ۱٫۶۱۸ برای BC در ساختار Bat مشاهده می‌شود. بدون توجه به نسبت‌های مهم در PRZ، الگوی گارتلی Gartly بایستی اصلاح دقیق ۰٫۶۱۸ برای B را الگوی بازگشت نزولی داشته باشد. در واقع الگوی Grtley دقیق‌ترین اصلاح B را در میان همه الگوهای هارمونیک نیاز دارد تا بهترین فرصت معاملاتی را برای معامله‌گر ایجاد کند.

ویژگی‌های الگوی Gartley

  • اصلاح دقیق ۶۱٫۸ درصدی B برای موج XA
  • برآورد BC نباید بیشتر از ۱٫۶۱۸ باشد
  • معادل‌های الگوی بازگشت نزولی الگوی AB=CD در این ساختار بسیار رایج هستند.
  • اصلاح نقطه C بایستی بین محدوده ۰٫۳۸۲ تا ۰٫۸۸۶ باشد.

تجربه ثابت کرده که اگر ساختاری نسبت‌های فیبوناچی پایین‌تری از موارد بالا را داشته باشد، ساختار اصلاحی عمیق‌تری را در پی خواهد داشت و نشانگر الگوی Bat خواهد بود. هر چند انتساب‌های دقیق و سفت‌وسخت نسبت‌های فیبوناچی موجب می‌شود تا کمتر با این الگو مواجه شویم، اما بایستی حتماً توجه کرد که این ویژگی‌های سفت‌وسخت عامل تمایز میان الگوی Gartly و Bat است. همان‌طور که در اکثر الگوهای هارمونیک نسبت‌های خاص فیبوناچی برای تعیین هر ساختار قیمتی امری حیاتی است، الگوی Gartley به‌خوبی این مهم را نشان می‌دهد که هر الگویی بایستی ویژگی‌های خاص تعریف شده را داشته باشد. به‌طوری‌که گاها این ساختار در فرآیند تکمیل شدن مشابه الگوی Bat عمل می‌کند.

الگوی بازگشت صعودی گارتلی Gartley
ساختار متمایز AB=CD و اصلاح ۰٫۷۸۶ نشانگر محدوده محتمل بازگشتی (PRZ) در الگوی صعودی Gartley هستند. با این وجود این ویژگی‌ها زمانی صحیح هستند که شاهد اصلاح دقیق ۰٫۶۱۸ برای نقطه B موج XA باشیم.

آموزش الگو های هارمونیک: الگوی بازگشت صعودی Gartley

برآورد BC بایستی در محدوده PRZ تکمیل شود و یکی از برآوردهای ۱٫۱۳، ۱٫۲۷، ۱٫۴۱ یا ۱٫۶۱۸ را در همان محدوده داشته باشد. بایستی توجه کرد که این الگو از برآوردهای بالاتر از ۱٫۶۱۸ استفاده نمی‌کند. هر برآورد BC بزرگ‌تر از ۱٫۶۱۸ در الگوی Bat دیده می‌شود. محدوده اصلاح فیبوناچی ۰٫۳۸۲ تا ۰٫۸۸۶ هم برای نقطه C می‌تواند همه نسبت‌های موجود در این بازه باشد: ۰٫۳۸۲، ۰٫۵۰، ۰٫۶۱۸، ۰٫۷۰۷، ۰٫۷۸۶ یا ۰٫۸۸۶٫

الگوی بازگشت نزولی گارتلی Gartley
ساختار الگوی Gartley نزولی شامل اصلاح ۰٫۶۱۸ برای نقطه B از موج XA می‌شود. سایر عناصر الگو AB=CD برآورد BC و اصلاح ۰٫۷۸۶ هم بایستی درست در مجاور هم قرار گیرند تا محدوده محتمل بازگشتی PRZ را تعریف کنند.

آموزش الگو های هارمونیک: الگوی بازگشت نزولی گارتلی Gartley

الگوی کامل گارتلی Gartley

برای اینکه ساختار Gartley به عنوان الگوی کامل در نظر گرفته شود بایستی شرایط زیر را داشته باشد:

  • اصلاح نقطه B از موج XA باید دقیقاً برابر ۰٫۶۱۸ باشد.
  • اصلاح نقطه D از موج XA باید دقیقاً برابر ۰٫۷۸۶ در محدوده محتمل بازگشتی باشد.
  • برآورد BC باید برابر ۱٫۶۱۸ باشد.
  • معادل‌ها و ساختار کامل (۰٫۶۱۸/۱٫۶۱۸)AB=CD تقارن و مدت‌زمان متمایز برای هر موج قیمتی داشته باشد.
  • نقطه C بایستی برابر اصلاح ۰٫۶۱۸ باشد.
    هر چند ساختار الگوی ایده آل Gartley به خوبی مشخص شده، اما ساختار الگوی کامل Gartley از الگوی AB=CD کامل (۰٫۶۱۸/۱٫۶۱۸) استفاده می‌کند. الگوی کامل AB=CD بایستی اصلاح ۰٫۶۱۸ نقطه C از موج AB باشد. اصلاح ۰٫۶۱۸ نقطه C، برآورد ۱٫۶۱۸ را برای BC ایجاد می‌کند. نسبت‌های ۰٫۶۱۸ و ۱٫۶۱۸ الگوی AB=CD نشانگر نسبت‌های هارمونیک مهمی هستند که مستقیماً از توالی فیبوناچی مشتق شده‌اند.
    الگوی Gartley کامل دقیقاً از اصلاح خاصی در نقطه B استفاده می‌کند. هر چند که ساختار ایده آل این الگو می‌تواند کمی از اصلاح B درصد ۰٫۶۱۸ اختلاف داشته باشد، اما الگوی Gartley کامل شامل اصلاح دقیق می‌شود. علاوه بر این، نقطه C می‌تواند اصلاح ۰٫۶۱۸ هم باشد. با توجه به اینکه الگوی AB=CD کامل برای تائید صحت Gartley لازم است، نقطه C هم یک نسبت دقیق دیگری است که این الگو را از سایرین متمایز می‌کند. ویژگی دیگر الگوی کامل Gartley، تقارن کلی آن و مدت‌زمان تکمیل الگو است، که هر موج قیمتی در الگو بایستی مدت‌زمان یکسانی را طی کرده باشد.

الگوی کامل بازگشت صعودی گارتلی Gartley

الگوی کامل بازگشت صعودی Gartley دقیقاً اصلاح ۶۱٫۸ درصدی را برای نقطه B تعیین می‌کند. با اینکه در ایده آل ترین حالت، حرکات قیمتی بایستی کل دامنه بازگشتی محتمل (PRZ) را لمس کند، اما حداقل مقدار AB=CD و ۰٫۷۸۶ درصد موج XA هم نشانگر اعداد مهمی برای تکمیل الگوست. این الگو بایستی متمایز باشد و تقارن کاملی را نشان دهد. علاوه بر این، AB=CD بایستی الگوی صعودی و کاملی داشته باشد و نسبت‌های ۰٫۶۱۸ و ۱٫۶۱۸ را نشان دهد. ترکیب این عوامل محدوده مهم و قابل‌توجه بازگشتی (PRZ) را تعریف می‌کند. هر چند چنین ساختارهایی نادر هستند، اما بهترین الگو در انواع Gartley به حساب می‌آیند.

آموزش الگو های هارمونیک: الگوی کامل بازگشت صعودی گارتلی Gartley

الگوی کامل بازگشت نزولی گارتلی Gartley

الگوی کامل بازگشت نزولی Gartley شامل اصلاح دقیق ۰٫۶۱۸ درصدی در نقطه B است. علاوه بر این ساختار AB=CD هم بایستی الگوی کامل و نزولی باشد و اصلاح ۰٫۷۸۶ درصدی موج XA هم بایستی به اندازه ۱٫۶۱۸ درصد BC تکمیل شود.

آموزش الگو های هارمونیک:الگوی کامل بازگشت نزولی گارتلی Gartley

خلاصه الگوی گارتلی Gartley
الگوی Gartley الگوی بحث برانگیزی در میان معامله‌گران ‌هارمونیک است. با این حال این الگو خاص‌ترین ویژگی‌ها را دارا می‌باشد.
اصلاح ۰٫۶۱۸ درصدی نقطه B برای تائید الگوی Gartley بسیار اهمیت دارد. هر چند که اصلاح ۰٫۷۸۶ درصدی موج XA هم عامل مهمی در ساختار به حساب می‌آید، اما الگوی AB=CD متناظر با آن هم در الگو یکی از مهم‌ترین نقاط تکمیل الگو در محدوده بازگشتی محتمل (PRZ) است. علاوه بر این تکمیل الگوی AB=CD حداقل فاکتور مورد نیاز برای تائید الگوی Gartley است.

  • نقطه B بایستی دقیقاً به اندازه ۰٫۶۱۸ درصد موج XA اصلاح شود.
  • نقطه D بایستی دقیقاً به اندازه ۰٫۷۸۶ درصد موج XA اصلاح شده باشد و در محتمل‌ترین محدوده بازگشتی (PRZ) قرار داشته باشد.
  • برآورد BC بایستی ۱٫۲۷ یا ۱٫۶۱۸ باشد.
  • الگوی معادل AB=CD هم تشکیل شود.
  • میزان اصلاح نقطه C هم می‌تواند چیزی بین ۰٫۳۸۲ تا ۰٫۸۸۶ باشد.

الگوی Gartley بایستی همه شرایط بالا را رعایت کند تا به عنوان بهترین الگوی هارمونیک شناخته شود. هر چند که Gartley شبیه Bat است، اما نسبت‌های فیبوناچی به کار رفته مختص این الگو هستند. علاوه بر این الگو بایستی متمایز باشد و تقارن کاملی هم داشته باشد.

آشنایی با الگوهای دو کندلی

در مقاله آشنایی با الگوهای تک کندلی تلاش کردیم که با آن دسته از الگوهایی که به صورت تک کندلی هستند، الگوی بازگشت نزولی آشنا شویم. در این مقاله می‌خواهیم با الگوهای دو کندلی (Double Candlestick Patterns) آشنا شویم.

1. الگوی پوشای صعودی (اینگالفینگ صعودی)

در صورتی که تمایل دارید به صورت کامل با این الگو آشنا شوید، پیشنهاد می‌شود مقاله بررسی الگوی کندل استیک اینگالفینگ را مطالعه کنید. الگوی پوشای صعودی (پوششی صعودی) یک الگوی بازگشتی است و زمانی به وجود می‌آید که پس از یک کندل نزولی، یک کندل صعودی بزرگ‌تر تشکیل شود. اگر این الگو در یک روند نزولی اتفاق نیفتاد، آن را نادیده بگیرید؛ زیرا شرط اعتماد به این الگو وقوع آن در یک روند نزولی است. هر چه بدنه کندل نزولی کوتاه‌تر و بدنه کندل صعودی بلندتر باشد، این سیگنال قوی‌تر است. این الگو معمولاً یکی از سیگنال‌های بازگشتی مهم به حساب می‌آید.

2. الگوی پوشای نزولی(اینگالفینگ نزولی)

خصوصیات این الگو دقیقاً عکس الگوی پوشای صعودی است. این الگو پس از یک روند صعودی تشکیل می‌شود و زمانی شاهد چنین الگویی هستیم که پس از یک کندل صعودی، یک کندل نزولی بزرگ‌تر تشکیل شود. هر چه بدنه کندل صعودی کوتاه‌تر و بدنه کندل نزولی بزرگ‌تر باشد، این سیگنال قدرتمندتر خواهد بود.

3. الگوی کیکینگ (Kicking)

این الگو هم یک سیگنال بازگشتی است که در آغاز روند، میانه روند و پایان روند تشکیل می‌شود. وقتی یک ماربوزوی صعودی (در ماربوزوی صعودی، باز شدن قیمت برابر با کمترین قیمت و بسته شدن قیمت برابر با بیشترین قیمت است.) پس از یک ماربوزوی نزولی (در ماربوزوی نزولی، باز شدن قیمت برابر با بیشترین قیمت و بسته شدن قیمت برابر با کمترین قیمت است.) تشکیل شود، شاهد یک کیکینگ صعودی خواهیم بود.

الگوی کیکینگ می‌تواند در یک روند صعودی، سیگنال بازگشتی ایجاد کند. اگر یک ماربوزوی نزولی پس از یک ماربوزی صعودی تشکیل شود، الگوی کیکینگ ما نزولی خواهد بود.

4. الگوی ابر سیاه پوشاننده

در این الگو پس از یک کندل صعودی بلند، یک کندل نزولی تشکیل می‌شود. کندل نزولی، بالاتر از محل بسته شدن کندل صعودی باز می‌شود و پایین‌تر از نقطه میانی بدنه کندل صعودی، بسته می‌شود. این الگو می‌تواند بیانگر پایان یک روند صعودی و ایجاد یک فرصت فروش باشد. این الگو، یک سیگنال بازگشتی است ولی اگر پس از یک روند صعودی ایجاد نشود، می‌توان آن را نادیده گرفت.

5. الگوی هارامی صعودی

الگوی هارامی صعودی یک الگوی بازگشتی است که بیانگر تثبیت در بازار است. این الگو بدین معنا است که بازار می‌تواند به سمت بالا برگردد و ممکن است معامله‌گران قبل از خرید یا فروش، منتظر تأیید بمانند. این الگو حاصل تشکیل یک کندل صعودی و سپس یک کندل نزولی بزرگتر است. بدنه کندل نزولی به صورت کامل کندل صعودی را پوشش می‌دهد.

6. الگوی هارامی نزولی

در این الگو یک کندل صعودی بزرگ و سپس یک کندل نزولی تشکیل می‌شود. همان طور که در تصویر زیر مشاهده می‌کنید، کندل نزولی به صورت کامل در دل کندل صعودی جای گرفته است. اگر این الگوی بازگشتی پس از یک روند صعودی ایجاد نشود، بهتر است آن را نادیده بگیریم.

7. الگوی کف‌های همسنگ (Matching Low)

در این الگو یک کندل نزولی بزرگ و سپس یک کندل نزولی دیگر تشکیل می‌شود. البته محل بسته شدن هر دو کندل یکسان است که این موضوع نشان می‌دهد که یک حمایت کوتاه ‌مدت در حال تشکیل است و می‌تواند موجب ایجاد بازگشت در بازار شود.

8. الگوی خط نافذ

این الگو، یک سیگنال صعودی بازگشتی است. اگر این الگو بعد از یک روند نزولی تشکیل نشد، بهتر است آن را نادیده بگیرید. کندل صعودی، پایین‌تر از کمترین قیمت کندل نزولی قبلی باز می‌شود. البته قیمت‌ها بالاتر می‌رود و این کندل ، بالاتر از نقطه میانی بدنه کندل نزولی قبلی بسته می‌شود.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا