فارکس در ایران

نمودارهای خطی، میله‌ای و شمعی

خطوطی که یک دنیا حرف دارد

طی سه شماره پیشین در بخش آموزشی با مفهوم ریسک، مفهوم مهم EPS، نسبت قیمت به درآمد (P/E) سود تقسیمی (DPS) و همچنین مفهوم سهم، قیمت پایانی و قیمت آخرین معامله و حجم مبنا آشنا شدیم و همچنین آموختیم که چگونه یک صورت مالی سود و زیان را بخوانیم و چه اطلاعاتی از آن قابل دریافت است. امروز درباره یک مهارت مهم نمودارهای خطی، میله‌ای و شمعی دیگر، یعنی نمودارخوانی صحبت می کنیم. یک نمودار، یک دنیا حرف درباره گذشته سهم و تحولات آن دارد که قبل از خرید هر سهمی، اگر تحلیل های بنیادین و تکنیکال را انجام ندادید، حداقل باید نمودار تغییرات قیمت و تحولات آن را به دقت بررسی کنید. ضمن این که مبنای تحلیل تکنیکال نیز استفاده از برخی انواع نمودارهاست.

قبل از این که وارد توضیح انواع نمودار شویم، لازم است توضیحات هفته قبل درباره انواع قیمت را مرور کنید.

نمودار خطی که یک نمونه آن در زیر آمده، بر اساس قیمت پایانی سهم ترسیم می شود. مثلا در نمودار زیر می توانید تحولات یک ماه گذشته قیمت نماد فملی را ببینید. این نمودار هیچ توضیحی درباره تغییرات قیمت در طول یک روز نمی دهد بلکه صرفا قیمت پایانی را برای هر روز ثبت می کند. اگر بخواهید صرفا تحولات گذشته سهم را ببینید این نمودار ساده برای شما مفید خواهد بود.

اما دسته دیگری از نمودارها هستند که در اصطلاح به آن ها OHLC گفته می شود و در خود 4 قیمتِ گشایش (Open)، بالایی (High)، پایینی (Low) و بسته شدن(Close) را نشان می دهند. نمودارهای میله ای و شمعی از این دسته اند. چنان که در تصویر که مربوط به یک نمودار میله ای است می بینید، برای هر روز 4 قیمت مذکور گزارش می شود و با کنار هم قراردادن میله ها، یک نمودار ایجاد می شود. یعنی شما علاوه بر تحولات هر روز، با کنار هم قرار گرفتن میله ها، تحولات تاریخی سهم را هم ملاحظه می کنید.

نمودارهای مشهور شمعی یا کندل استیک هم نوعی از OHLC ها هستند که مبنای اکثر تحلیل های تکنیکال قرار می گیرند. در این نمودار نیز چهار نوع قیمت باز، بسته، بالا و پایین نمایش داده می شود.

اگرچه نمودارها و مخصوصا نمودارهای شمعی اطلاعات زیادی به ما منتقل می کنند اما یکی از مهم ترین و ساده ترین اطلاعات، مربوط به خطوط روند و سطوح حمایت و مقاومت سهم است. می توانید نمودار را در دوره های زمانی (تایم فریم) های مختلف ببینید و خطوط روند کلی آن را (فارغ از نوسانات کوتاه مدت) بیابید و با توجه به آن آینده سهم را پیش بینی کنید. در واقع کار یک تحلیل گر فنی یا تکنیکالیست آن است که روندها و الگوهای موجود در رفتار بازیگران سهم در گذشته را استخراج کند و با توجه به آن دریابد که مسیر آینده سهم کجاست.

الگوهای بسیار متنوعی تاکنون معرفی شده است که برخی از آن ها را در آینده معرفی خواهیم کرد اما قبل از آن، باید با خطوط مقاومت و حمایت آشنا شویم.

خطوط مقاومت جایی است که با نزدیک شدن قیمت سهم به آن، فروشندگان سهم افزایش می یابند و احتمال بالاتر رفتن سهم از آن نقطه بسیار کم می شود. لذا احتمال افت قیمت از آن نقطه بسیار افزایش می یابد. خطوط حمایت هم در نقطه مقابل، جایی است که با نزدیک شدن قیمت سهم به آن، نمودارهای خطی، میله‌ای و شمعی بازیگران سهم احساس می کنند که قیمت بسیار پایین آمده است و عمدتا خریدار می شوند. در این نقطه، با فشار خرید، سهم شروع به رشد می کند.

به خاطر همین حمایت خریداران و پیشگیری از افت قیمت است که به آن سطح حمایت گفته می شود. این که یک سطح حمایتی یا مقاومتی چقدر معتبر است نشانه هایی دارد که در آینده تشریح خواهیم کرد. نمودار زیر نشان می دهد که نماد لامپ پارس شهاب (بشهاب) در حال نزدیک شدن به یکی از سطوح حمایتی بلندمدت خود است.

فارکس یار

انواع نمودارها

نمودار خطی ساده، خطی است که از یک قیمت بسته شدن به قیمت بسته شدن بعدی رسم می شود. وقتی نقاط با خط بهم متصل شوند، می توانیم حرکت کلی قیمت یک جفت ارز در یک دوره زمانی را ببینیم.

مثالی از نمودار خطی برای EURUSD چنین است:

نمودار خطی

نمودار میله ای

نمودار میله ای کمی پیچیده تر است. این نمودار قیمتهای باز و بسته شدن و همچنین سقف و کف قیمت را نشان می دهد. پایین نوار عمودی نشان دهنده کف قیمت معامله شده برای آن دوره زمانی است، در حالی که بالای نوار نشان دهنده سقف قیمت پرداخت شده است.

خود نوار عمودی نشان دهنده دامنه معامله ی جفت ارز به طور کلی است.

خط تیره افقی در سمت چپ نوار قیمت باز شدن است، و خط تیره افقی در سمت راست قیمت بسته شدن است.

مثالی از نمودار میله ای برای EURUSD به صورت زیر است:

نمودار میله ای

توجه کنید که در طول درسها، کلمه "میله" برای اشاره به یک قطعه واحد از داده ها روی نمودار است.

میله یک بخش از زمان است، یک روز، یک هفته، یا یک ساعت. هنگامی که می بینید کلمه "میله" جلو می رود، مطمئن شوید که به چه بازه زمانی اشاره می کند.

به نمودارهای "میله ای" نمودارهای "OHLC" نیز گفته می شود، چرا که آنها نشان دهند باز، بالا، پایین، و بسته شدن برای آن ارز خاص هستند. مثالی از میله قیمت چنین است:

باز: خط افقی کوچک در سمت چپ قیمت باز شدن است

سقف: بالای خط عمودی سقف قیمت در دوره زمانی را تعریف می کند

کف: پایین خط عمودی که کف قیمت در دوره زمانی را تعریف می کند

بسته: خط افقی کوچک در سمت راست قیمت بسته شدن است

نمودار شمعی

نمودار شمعی همان اطلاعات نمودار میله ای را نشان می دهد اما با فرمت گرافیکی زیباتر. میله های شمعی هنوز هم محدوده بالا به پایین را با خط عمودی نشان می دهند. با این حال، در نمودار شمعی، بلوک بزرگتر (و بدنه) در وسط نشان دهنده محدوده بین قیمت باز شدن و بسته شدن است. به طور سنتی، اگر بلوک وسط توپر یا رنگی باشد، آنگاه ارز با قیمت پایین تر از قیمت باز شدن بسته شده است.

در مثال زیر، رنگ توپر "سیاه" است. برای بلوک های "توپر" بالای بلوک همانا قیمت باز شدن است، پایین بلوک قیمت بسته شدن است. اگر قیمت بسته شدن بالاتر از قیمت باز شدن باشد، آنگاه بلوک وسط "سفید" یا توخالی خواهد بود.

دوست نداریم از شمعی های سنتی سیاه و سفید استفاده کنیم. زیاد جذاب نیستند. و از آنجا که زمان زیادی را صرف نگاه کردن به نمودارهای می کنیم، احساس می کنیم نگاه کردن به نمودارهای رنگی آسانتر است.

تلویزیون رنگی بسیار بهتر از تلویزیون سیاه و سفید است، پس چرا از نمودار شمعی رنگی استفاده نکنیم؟

فقط سبز را جایگین سفید، و قرمز را جایگزین سیاه کردیم. این بدان معنی است که اگر قیمت بسته شدن بالاتر از قیمت باز شدن باشد، شمعی سبز خواهد بود.

اگر قیمت بسته شدن پایین تر از قیمت باز شدن باشد، شمعی قرمز خواهد بود.

در درسهای بعد، خواهید دید که استفاده از شمعی سبز و قرمز به ما اجازه خواهد داد که همه چیز در نمودار را بسیار سریعتر "ببینیم" مانند روندهای صعودی/نزولی و نقاط برگشت احتمالی.

فعلا، فقط به یاد داشته باشید که از این به بعد از شمعی قرمز و سبز به جای سیاه و سفید استفاده می کنیم.

مثالی از نمودار شمعی برای EURUSD چنین است. زیبا نیست؟

هدف از رسم نمودار شمعی این است که کمک بصری باشد زیرا دقیقا همین اطلاعات در نمودار میله ای OHLC ظاهر می شود. مزایای استفاده از نمودار شمعی عبارتند از:

  • تفسیر نمودار شمعی آسان تر است و نقطه شروع خوبی برای مبتدیان برای سر درآوردن از تحلیل است.
  • استفاده از نمودار شمعی آسان است! چشم شما تقریبا بلافاصله به اطلاعات به صورت میله ای وفق پیدا می کند. بعلاوه، تحقیقات نشان می دهد که تصویر به مطالعه کمک می کند، ممکن است به معاملات شما هم کمک کنند!
  • نمودار شمعی و الگوهای شمعی نام های جالبی دارند مانند ستاره ساقب، که به خاطر سپاری معنای آن را آسان می سازد.
  • نمودار شمعی برای شناسایی نقاط عطف بازاریابی مناست است - بازگشت از روند صعودی به رون نزولی یا از روند نزولی به روند صعودی. توضیحات بیشتر در این مورد در ادامه ارائه می شود.

حالا که می دانید که چرا نمودار شمعی مفید است، باید بدانید که در اکثر، اگر نگوییم همه، مثال ها در این سایت از نمودارهای شمعی استفاده می کنیم.

تحلیل تکنیکال (Technical Analysis)

اگر جزو سرمایه گذاران ارز های دیجیتال هستید مسلما با انواع تحلیل آشنایی دارید اما اگر جزوه تازه واردان به این عرصه اید لازم است بدانید که تحلیل ارز های دیجیتال برای تصمیم گیری در رابطه با سرمایه گذاری های به دو روش صورت میگیرد.
تجزیه و تحلیل تکنیکال تلاش می کند با جستجوی الگوها و ترندهایی برای تعیین حرکات آینده قیمت ها، تمایل بازار در پشت روند قیمت را درک کند. دیگری تجزیه و تحلیل فاندامنتال که شامل تجزیه و تحلیل صورتهای مالی یک شرکت برای تعیین ارزش منصفانه معاملات است. در ادامه به بررسی ماهیت تحلیل تکنیکال در بازار ارزهای دیجیتال و هر آنچه باید درباره آن بدانید خواهیم پرداخت.

تحلیل تکنیکال چیست؟

تجزیه و تحلیل تکنیکال، یک رشته معاملاتی است که برای ارزیابی سرمایه گذاری ها و شناسایی فرصت های معاملاتی از طریق تجزیه و تحلیل روند آماری به دست آمده از فعالیت های تجاری، مانند حرکت و حجم قیمت استفاده می شود.

این نوع تحلیل، مطالعه روند آماری است که از جمع آوری داده های تاریخی قیمت و حجم به دست آمده است تا فرصت های معاملاتی را شناسایی کند. تحلیلگران تکنیکال الگوهای حرکت قیمت، سیگنال معاملاتی و سایر ابزارهای تحلیلی را برای ارزیابی نقاط قدرت و ضعف یک دارایی مشاهده می کنند.

بر خلاف تجزیه و تحلیل فاندامنتال که تلاش می کند ارزش یک اوراق بهادار را براساس نتایج معاملاتی مانند فروش و درآمد ارزیابی کند، تجزیه و تحلیل تکنیکال بر مطالعه قیمت و حجم متمرکز است.

در نظریه داوجونز تحلیل تکنیکال بر اساس سه اصل است:

  • این قیمت است که همه چیز را در بازار نشان می‌دهد.
  • روندهای مشخصی در بازار وجود دارند.
  • تاریخ به تکرار خودش علاقه خاصی دارد.

قیمت همه چیز را در بازار نشان می‌دهد

از آنجایی که تحلیلگران تکنیکال تنها حرکات قیمتی را در نظر میگیرند و فاکتورهای فاندامنتال را نادیده می گیرند، مورد انتقاد بسیاری از متخصصین بازار قرار گرفته اند.

روندهای مشخصی در بازار وجود دارند

تحلیل‌ گران تکنیکال معتقدند که قیمت در روند های کوتاه‌ مدت، میان‌ مدت و بلند‌ مدت در حال حرکت است. به معنای دیگر، قیمت بیشتر تمایل دارد در روند قبلی خود حرکت کند تا اینکه روند را دستخوش تغییر قرار دهد. شمار زیادی از استراتژی‌ های تکنیکال بر این فرض استوار هستند.

تاریخ به تکرار خودش علاقه دارد

تحلیلگران معتقدند که تاریخ به تکرار شدن علاقه مند است. مشاهده حرکات قیمتی تکراری در بازار به روانشناسی بازار که طبق ترس و هیجان شکل میگیرد، مرتبط است. در نتیجه، آن ها بر اساس الگوهای شکل گرفته بر روی نمودار ها، این تحرکات و احساسات را تجزیه و تحلیل میکند تا حرکات بعدی بازار را پیش بینی کنند.

تحلیل‌گران تکنیکال با استفاده از الگوهای شکل گرفته بر روی نمودارها این احساسات را تجزیه‌ و تحلیل می‌کنند تا حرکات بعدی بازار را پیش‌بینی کنند. در واقع تحلیلگران طبق الگوهای تکراری قبلی، درباره حرکات قیمتی در آینده نظر می‌دهند.

دنبال کردن تحلیل تکنیکال

چرا تحلیل تکنیکال کاربردی است ؟

نمودار قیمت و حجم، تمام تصمیمات گذشته شرکت کنندگان در بازار (خرید و فروش) را نشان می دهد. این اطلاعات به نوبه خود از دو طریق بر تصمیمات سرمایه گذاران در آینده تاثیر می گذارد:

روانشناختی : آنچه در گذشته انجام داده اید بر نحوه رفتار شما با شرایط آینده تاثیر می گذارد. به عنوان مثال، بسیاری از معامله گران تمرکز خود را بر روی قیمتی که یک دارایی را خریداری کرده اند، متمرکز می کنند و در صورت کاهش، آنها می خواهند هر زمان که به قیمت بی سود و زیان و به اصلاح سر به سر رسید آن را بفروشند.

واکنشی : برخی از معامله گران روندها و الگوهای نمودار را که معمول است شناسایی می کنند و مطابق آن (خرید یا فروش) عمل می کنند. اگر تعداد کافی از شركت كنندگان از همان استراتژی پیروی كنند، پیش بینی می شود که این الگوهای نمودار از نتایج مورد انتظار پیروی کنند و احتمالاً روند ادامه فعالیت شرکت کنندگان بیشتری که به این روند ملحق می شوند پایدار بماند.

ابزارهای ابتدایی تحلیل تکنیکال

ابتدایی ترین ابزار هایی که هر تحلیلگر یا معامله گر برای تحلیل تکنیکال به آن نیاز دارد عبارتند از:

ترند یا روند

این خط برای شناسایی روند است و سه نوع ترند ( روند ) وجود دارد:

روند صعودی : در یک روند صعودی، دارایی در حال افزایش است، اوج های بالاتر و پایین تر.

روند نزولی : در روند نزولی، دارایی در حال نزول است، دارای اوج های پایین تر و پایین ترین سطح.

روند یک سو : در این روند دارایی ها در یک کانال افقی معامله می شوند.

بعضی اوقات معامله گران از اصطلاحات “خرسی” و “گاوی” برای اشاره به روند استفاده می کنند.گاوی یا صعودی به این منظور است که گاو با شاخ های خود به سمت بالا ضربه می زند ، بنابراین قیمت ها را بالاتر می برد و خرسی یا نزول این معنا را میرساند که خرس با پنجه های خود به سمت پایین برخورد می کند، بنابراین قیمت ها را پایین می آورد.

مقاومت و حمایت

به این معنی که حرکات قیمت خطی نیستند، قیمت هر چه بالا می رود با مقاومت روبرو می شود یا همانطور که پایین می آید حمایت می کند.

مقاومت : سطحی است که می توان روند صعودی را متوقف یا برگشت داد که نشان دهنده تمرکز فروشندگان است.

حمایت : سطحی است که انتظار می رود روند نزولی به دلیل تمرکز خریداران متوقف شود یا مجدداً بازگردد. وقتی سطح مقاومت شکسته شود، معمولاً به سطح پشتیبانی تبدیل می شود و بالعکس.

در تجزیه و تحلیل تکنیکال، پشتیبانی اغلب به عنوان یک نقطه ورود و مقاومت به عنوان یک نقطه خروج استفاده می شود. در صورت روندهای قوی، قیمت می تواند از طریق حمایت / مقاومت بدون توقف پیش رود.

اخبار ارزهای دیجیتال

یکی از موثرترین ابزارهای تاثیرگذاری بر مردم، رسانه است. اخبار ممکن است وحشت و ترس و همچنین شوق را به صورت دسته جمعی ایجاد کند. تاثیر اخبار در بازار ارزهای دیجیتال با وقایع برجسته در جهان کاملاً نشان داده می شود. در سپتامبر 2017 ، مقامات چینی ICO یا عرضه اولیه را ممنوع کردند که منجر به سقوط قیمت بیت کوین از 5000 دلار به 3000 دلار شد. یا وقتی eBay و Dell گفتند که بیت کوین را قبول میکنند، قیمت بیت کوین افزایش یافت.

ابزار پیشرفته تحلیل تکنیکال

برای تحلیل تکنیکال علاوه بر ابزار های پایه اشاره شده در بخش بعد می توان از ابزار های پیشرفته تری نیز استفاده کرد:

نمودارها

نمودار ها انواع بسیاری دارند که ما در این قسمت مهمترین آن ها را ذکر کرده ایم:

نمودار OHLC

نمودارهای OHLC

این نمودارها میله هایی را نشان می دهند که به “شمع” معروف هستند. شکل شمع بر اساس رابطه بین قیمت های بالا، پایین، باز و بسته شدن روز متفاوت است.

شمع صعودی (می تواند سبز یا سفید باشد): قیمت بسته شدن بالاتر از قیمت بازشدن است.

شمع نزولی (می تواند قرمز یا سیاه باشد): قیمت باز شدن کمتر از قیمت بسته شدن است.

قابلیتی که نمودارهای OHLC در اختیار معامله‌گر می‌گذارند این است که نوسان قیمت در یک دوره خاص را در قالب یک میله و یا شمع به ما نشان می‌دهند؛ چیزی که در نمودارهای خطی امکان مشاهده آن وجود ندارد. کلمه OHLC از قرار دادن نام اول کلمات زیر بدست می‌آید: Open یا قیمت آغازین و باز شدن High بالاترین قیمت معامله شده Low یا پایین‌ترین قیمت معامله شده Close یا قیمت بسته شدن. موارد ذکر شده را در ادامه بر روی نمودارهای شمعی و میله‌ای بررسی خواهیم کرد.

نمودار کندل استیک (شمعی)

گرچه نمودارهای مختلفی مانند نمودارهای خطی و نمودارهای میله ای وجود دارد اما نمودارهای شمعی یکی از موثرترین نمودارها است.

نمودارهای شمعی که از یک قرن پیش در ژاپن شکل گرفتند، حجم حرکت قیمت را در رنگ های مختلف بصورت تصویری نشان می دهند، اغلب برای شمع مثبت سبز و شمع منفی قرمز است.

هر شمع چهار جز حیاتی را برای بازه زمانی مورد نظر نشان می دهد:

  • قیمت باز شدن
  • قیمت بالا
  • قیمت پایین
  • قیمت بسته شدن

این مولفه ها نه تنها انبوهی از اطلاعات مفید را در قالب آسان و مختصری برای خواندن فراهم می کنند، بلکه امکان شناسایی الگوهای مختلف شمعی را نیز فراهم می کنند. در حالی که انواع الگوهای شمعی زیادی وجود دارد.

نمودار خطی

نمودار خطی

یکی از ساده ترین انواع نمودار در تحلیل تکنیکال، نمودارهای خطی هستند و ثبت قیمت بسته شدن معاملات را در هر تایم‌ فریم نشان میدهند. در نمودار های خطی تایم فریم یک روزه، فقط یک نقطه در هر روز بر روی نمودار نمایش میدهند که این نقطه آخریت قیمت معامله شده در آن روز میباشد.

نمودار خطی از تایم فریم یک روزه حاصل میشوند و نقاط به دست آمده در هر روز به یکدیگر متصل میشوند.

تنها مشکل و نقطه ضعف این نوع نمودار ثبت قیمت نهایی است. به این معنی که برای معاملات انجام شده در روز ارزشی قائل نمی شود و تنها قیمت نهایی روز دارای ارزش است.

البته که بسیاری از معامله گران برای تایید شکست‌های حمایتی و مقاومتی از قیمت بسته شدن استفاده می‌کنند، بدین جهت قیمت نهایی از اهمیت بیشتری برخوردار است.

اندیکاتور یا شاخص ها

شاخص های معاملاتی رمزارزها صرفاً تجزیه و تحلیل فنی منظم در زمینه ارزهای دیجیتال هستند:

میانگین متحرک

میانگین قیمت بسته شدن سهام در مدت زمان مشخص است. این ابزار یک شاخص محبوب و آسان است که نوسان قیمت را هموارتر می کند و تصویری واضح تری از قیمت متوسط دارایی دیجیتال را در مدت زمان مشخص ارائه می دهد.

میانگین متحرک دو نوع اصلی دارد:

  • میانگین های متحرک ساده
  • میانگین متحرک نمایی

میانگین های متحرک ساده از میانگین حساب مجموعه ای از قیمت ها استفاده می کنند، در حالی که میانگین های متحرک نمایی وزن بیشتری به اقدام قیمت های اخیر می دهند.

باند های بولینگر

باندهای بولینگر یک شاخص فنی است که به واسطه بازرگان برجسته جان بولینگر ایجاد شد.

نوسانات به نرخی گفته می شود که قیمت یک دارایی می تواند افزایش یا کاهش یابد. نوسانات بالاتر به این معنی است که دارایی می تواند به طور بالقوه در محدوده ارزش بیشتری به سرعت در حال نوسان باشد.

این شاخص برای اندازه گیری نوسانات بازار و در موارد دیگر برای معاملات معکوس روند استفاده می شود. به طور خلاصه، گروههای بولینگر به شما می گویند که بازار در چه شرایطی به سر میبرد.

میانگین واگرایی همگرایی متحرک (MACD)

واگرایی همگرایی متحرک (یا MACD) یک نوع اندیکاتور است که ترکیبی از دو میانگین متحرک را بررسی می کند:

  • میانگین متحرک کوتاه مدت
  • میانگین متحرک بلند مدت

این دو میانگین متحرک برای شناسایی روند فعلی و اگر تغییری در حرکت ایجاد شود، با هم ترکیب می شوند.

توضیح و تفسیر خطوط MACD می تواند به شرح زیر توضیح داده شود:

اگر خط آبی (خط MACD) بالاتر از خط نارنجی باشد (خط سیگنال)، حرکت صعودی است.

برعکس، اگر خط آبی زیر خط نارنجی باشد، حرکت نزولی است.

هنگامی که خطوط واگرا می شوند، این نشان دهنده تقویت روند فعلی است در حالی که همگرایی روند معکوس را نشان می دهد. هنگام عبور خطوط، احتمال تأیید تغییر حرکت وجود دارد.

شاخص مقاومت نسبی

آخرین ابزاری که در این مقاله به آن خواهیم پرداخت، شاخص مقاومت نسبی است. مقاومت نسبی یک شاخص حرکت است که در درجه اول برای شناسایی خرید یا فروش بیش از حد رمزارز استفاده می شود. به طور مرسوم، مقادیر RSI وقتی عدد بیش از 70 را نشان می دهد که دارایی دیجیتال بیش از حد خریداری شده است و مقادیر ک متر از 30 نشان دهنده فروش بیش از حد است.

با این حال، وقتی صحبت از بیت کوین و سایر ارزهای دیجیتال می شود، RSI نمی تواند مطمئن ترین شاخص باشد. بیت کوین ثابت کرده است که مستعد روند صعودی طولانی است که قیمت آن را مکرراً می بیند و اغلب اوقات بیش از حد خریداری می شود.

محدودیت های تحلیل تکنیکال

استدلالی که برای منتقدان می‌ توان به کار برد این است که بر اساس فرضیه بازار کارا، قیمت یک سهام یا ارز دیجیتال در بازار مالی بازتاب تمام پارامترهایی است که بر روی آن تاثیرگذار است (یا می‌تواند تاثیرگذار باشد). این مورد شامل فاکتورهای فاندامنتال نیز می‌شود که ما را از دخالت دادن پارامترهای دیگری جز قیمت و حجم در تصمیم‌ گیری‌های مالی معاف می‌کند. تنها چیزی که برای تحلیل‌گران تکنیکال معنی دارد، آنالیز حرکات قیمتی است که به نظر ‌آن‌ ها محصول «عرضه و تقاضا» برای یک دارایی خاص در بازار مالی است.

با توجه به اینکه فرضیه بازار کارا از فرضیات اساسی تحلیل تکنیکال است، ممکن است دلیل یکی از محدودیت های آن نیز باشد. همه اطلاعات گذشته و حال بر اساس فرضیه قیمت‌های بازار، منعکس میشود. در نتیجه هیچ راهی برای به دست آوردن سود از روندهای بازار نیست مگر اینکه بازار کارآمدی لازم را نداشته باشد. تحلیلگران بنیادی معتقدند که بازار می‌تواند کارا باشد، اما همه اطلاعات در قیمت گذشته و حال وجود ندارد و قیمت‌ها به صورت تصادفی حرکت می‌کنند.

دومین انتقادی که بر تحلیل تکنیکال وارد میشود این است که این روش در برخی اوقات کاربرد دارد. به عنوان مثال اگر معامله‌ گران حدود ضرر مشابهی برای یک سهم خاص در نظر بگیرند، وقتی سهم به قیمت نزدیک حد ضرر برسد بسیاری از سهامداران اقدام به فروش می‌کنند و این موضوع باعث میشود که قیمت سهم پایین بیاید و پیش‌بینی‌ها را تایید کند و اینگونه برداشت شود که روند پیش‌بینی شده تحلیل تکنیکال درست بوده است.

آشنایی کامل با انواع نمودار تحلیل تکنیکال

نمودارهای خطی، خطی با نقطه، میله ای، نقطه با رقم و شمعی از انواع نمودار تحلیل تکنیکال می باشند که هر یک مزایا خاص خود را دارند. علاوه بر نوع نمودار، مقیاس نمودار (حسابی یا لگاریتمی) و همچنین زمان بندی نمودار (روزانه، هفتگی و ماهانه) نیز اهمیت زیادی دارند که در این مقاله به هر یک از آنها پرداخته می شود. با ما همراه باشید.

انواع نمودار تحلیل تکنیکال

در ادامه به هر یک از نمودارهای خطی، خطی با نقطه، میله ای، نقطه با رقم و شمعی می پردازیم :

1- نمودار خطی (Line)

به عنوان ساده ترین نمودار از انواع نمودار تحلیل تکنیکال می توان نمودار خطی را نام برد. با توجه به اینکه در زمان های مختلف، قیمت مشخص است، با وصل کردن قیمت های مختلف به یکدیگر، این نمودار حاصل می شود. این نمودار به صورت پیش فرض بر اساس قیمت بسته یا همان قیمت آخرین معامله به دست می آید، اما در نرم افزارهای مختلف تحلیل تکنیکال (مثلا آمی بروکر)، امکان تغییر این پیش فرض وجود دارد. در شکل 1، نمودار روزانه خطی تعدیل یافته (با احتساب افزایش سرمایه و سود نقدی) مربوط به نماد پارس (پتروشیمی پارس) آورده شده است. در این شکل علاوه بر نمودار قیمت، حجم معاملات نیز نشان داده شده است.

نمودار خطی در بورس

شکل 1- نمودار خطی روزانه تعدیل یافته

2- نمودار خطی با نقطه (Line with Dots)

در این نوع نمودار، قیمت در هر روز با یک نقطه نمایش داده می شود و از اتصال این نقاط با یکدیگر، این نوع نمودار حاصل می شود. کلیات این نمودار از انواع نمودار تحلیل تکنیکال مشابه نمودار خطی می باشد. در شکل 2 این نوع نمودار برای نماد پارس در نرم افزار آمی بروکر نشان داده شده است.

نمودار خطی با نقطه

شکل 2- نمودار روزانه خطی با نقطه (تعدیل یافته)

3- نمودار میله ای (Bars)

امروزه نمودارهای میله ای به عنوان رایج ترین نمودار از انواع نمودار تحلیل تکنیکال شناخته شده اند. هر چند انواع دیگر نمودارها نیز مانند نمودارهای شمعی به کار برده می شوند. در این نمودار تغییرات قیمت هر روز با یک میله نشان داده می شود. مطابق شکل 3 هر میله نشان دهنده قیمت های پایین (Low)، بالا (High)، باز (Open) و بسته (Close) می باشد.

نمودار میله ای در بورس

شکل 3- نمودار میله ای (در صورتی که قیمت بسته از قیمت باز بیشتر باشد نمودار میله ای به رنگ سبز (میله صعودی) و در صورتی که قیمت بسته از قیمت باز کمتر باشد نمودار میله ای به رنگ قرمز (میله نزولی) نشان داده می شود)

قیمت پایین در واقع همان حداقل قیمت بازه روز و قیمت بالا حداکثر قیمت بازه روز می باشد. بازه روز محدوده قیمتی را که یک سهم در یک روز مشخص معامله می شود را مشخص می کند. قیمت باز اولین قیمتی می باشد که در هر روز، سهم با آن قیمت معامله می شود. قیمت بسته نیز همان قیمت آخرین معامله است. باید توجه داشته باشید که در نمودار میله ای به قیمت پایانی پرداخته نمی شود.

هر چهار قیمت معرفی شده از طریق سایت tsetmc.com قابل دسترس می باشند. برای درک بیشتر با یک مثال به مشخص کردن چهار قیمت ذکر شده می پردازیم. مطابق شکل 4 برای نماد پارس برای 14 شهریور ماه سال 97، قیمت پایین برابر 33000 ریال، قیمت بالا برابر 34970 ریال، قیمت باز 34970 ریال و در نهایت قیمت بسته همان قیمت آخرین معامله می باشد که برابر 33061 ریال است.

نمودار پایین، بالا، باز و بسته

شکل 4- قیمت های پایین، بالا، باز و بسته برای نماد پارس

4- نمودار نقطه و رقم (Point and Figure)

نوع چهارم از انواع نمودار تحلیل تکنیکال ، نمودار نقطه و رقم می باشد که در شکل 5 نشان داده شده است. ملاحظه می کنید که نمودار نقطه و رقم همان حرکات قیمت را در قطع متراکم تر نمایش می دهد. در این نمودار ستون های X نشان دهنده افزایش قیمت و ستون های O نشان دهنده کاهش قیمت می باشند. در نمودارهای نقطه و رقم، اخطارهای خرید و فروش را بسیار ساده تر و دقیق تر می توان یافت. این نوع نمودار از انعطاف پذیری بالایی برخوردار است. هر چند از این نوع نمودار به صورت رایج استفاده نمی شود اما به منظور تکمیل این مبحث به معرفی آن پرداخته شده است.

نمودار نقطه و رقم

شکل 5- نمودار نقطه و رقم

5- نمودارهای شمعی

یکی دیگر از انواع نمودار تحلیل تکنیکال که کاربرد گسترده ای دارد، نمودارهای شمعی (نسخه ژاپنی نمودارهای میله ای) می باشند. نمودارهای شمعی ژاپنی همانند نمودارهای میله ای چهار قیمت پایین، بالا، باز و بسته را نشان می دهند. اما تفاوت اصلی در نحوه نمایش آنها است.

مطابق شکل 6 در نمودارهای شمعی خط های باریک (که سایه نامیده می شوند) بیانگر محدوده نوسان قیمت در طول روز بین پایین ترین و بالاترین قیمت می باشد. قسمت پهن و ضخیم شکل (که بدنه نامیده می شود) فاصله بین قیمت باز شدن و قیمت بسته را نشان می دهد. اگر قیمت بسته بیشتر از قیمت باز شدن باشد، بدنه نمودار سبز رنگ می باشد و اگر قیمت بسته کمتر از قیمت باز شدن باشد بدنه نمودار قرمز رنگ می باشد. البته این رنگ ها در نرم افزارهای تحلیل تکنیکال توسط تحلیل گران قابل تغییر می باشند.

مهمترین نکته در نمودارهای شمعی ارتباط بین قیمت بسته و قیمت باز شدن است. به این دلیل که اکثر چارتیست ها بیشترین توجه خود را به این قیمت ها معطوف می کنند.

نمودار شمعی در بورس

شکل 6- نمودار شمعی

نمودارهای حسابی در مقابل نمودارهای لگاریتمی

نمودارها را می توان در مقیاس لگاریتمی یا حسابی رسم کرد. برای بعضی از تحلیل گران مخصوصا تحلیل گران بلند مدت، استفاده از نمودارهای لگاریتمی مزایای بیشتری دارد. در مقیاس حسابی با افزایش قیمت، فاصله بین اعداد ثابت باقی می ماند در حالی که در مقیاس لگاریتمی هر چه قیمت بیشتر می شود فاصله بین اعداد کمتر می شود.

در مقیاس لگاریتمی فاصله بین عدد 1 و 2 برابر فاصله بین عدد 5 تا 10 است. زیرا در هر دو مورد اعداد اولیه دو برابر شده اند. اما در نمودار حسابی فاصله بین اعداد 5 تا 10 برابر فاصله 50 تا 55 است و هر چند که در اولی قیمت دو برابر شده اما در دومی فقط 10 درصد تغییر کرده است. در رسم نمودارهای لگاریتمی فاصله های مساوی نشان دهنده درصد تغییر مساوی در قیمت است. به عنوان مثال فاصله بین 10 تا 20 (یعنی تغییر 100 درصد) مساوی فاصله بین 20 تا 40 و یا 40 تا 80 است.

مقیاس حسابی و لگاریتمی

شکل 7- مقایسه مقیاس حسابی و لگاریتمی

نمودارهای روزانه، هفتگی و ماهانه

نمودار روزانه میله ای

ساختار این نمودار بسیار ساده است. در این نمودار هر دو پارامتر زمان و قیمت موجود می باشد. محور عمودی نشان دهنده قیمت و محور افقی نشان دهنده زمان می باشد. تاریخ در زیر محور افقی مشخص شده است. کاربران می بایست با کشیدن یک خط عمودی (به اصطلاح یک میله) محدوده قیمتی که یک سهم در طول روز نوسان می کند (بین بالاترین و پایین ترین قیمت) را مشخص کنند و همچنین می بایست یک خط افقی کوچک در سمت راست میله که مشخص کننده قیمت بسته و یک خط کوچک در سمت چپ میله که بیانگر قیمت باز شده است رسم نمایند.

نمودار هفتگی و ماهانه

تا به حال تاکید ما روی نمودارهای روزانه بود. اما مطلع باشید که دوره های زمانی مختلفی را می توان نشان داد. با استفاده از نمودارهای میله ای روزانه، به طور میانگین حرکات قیمت را می توان به مدت 3 تا 9 ماه نشان داد. برای دیدن روند بلند مدت (بیشتر از 9 ماه) می بایست از نمودارهای هفتگی یا ماهانه استفاده کرد.

در نمودارهای هفتگی میله ای، هر میله یا خط عمودی نمایانگر محدوده نوسان قیمت در طول یک هفته می باشد و در نمودارهای ماهانه نیز هر خط عمودی یا هر میله نشان دهنده محدوده نوسان قیمت در طول یک ماه می باشد. نمودار هفتگی می تواند به 5 سال عقب تر بازگردد و نمودار ماهانه تا 20 سال قبل را نیز پوشش می دهد. ترسیم این نمودارها روش ساده ای است که به تحلیل گر کمک می کند تا گذشته یک سهم را بررسی کند در حالی که این بررسی با استفاده از نمودارهای روزانه امکان پذیر نیست.

کندل چیست؟ + مهمترین انواع کندل ها

نمودارهای کندل استیک (شمعی – ژاپنی) یکی از پرکاربردترین نمودارها در تحلیل تکنیکال هستند. کندل‌ها (Candle) به عنوان اجزای اصلی این نمودارها حاوی تمام اطلاعات قیمتی موردنیاز در آن تایم فریم خاص می‌باشند. اهمیت کندل (معنی فارسی: شمع) در تحلیل تکنیکال زمانی مشخص می‌شود که شما صرفا با دیدن نمودارهای شمعی و یافتن الگوهای کندل استیک (CandleStick) روند قیمتی را پیش‌بینی می‌کنید. وجه تمایز کندل‌ها در ارائه هیجانات و احساسات معامله‌گران بصورت بصری است. بیشترین اطلاعات قیمتی در کندل‌ها گنجانده می‌شود به طوری که با تحلیل آنها می‌توان رفتار آینده بازار را پیش‌بینی کرد. اگر گام صفر آموزش تحلیل تکنیکال را یادگیری مفهوم کندل و انواع آن بدانیم اغراق نکرده ایم!

سرفصل آموزشی

کندل چیست و انواع آن

نمودار کندل استیک در تحلیل تکنیکال

طبق اولین اصل تحلیل تکنیکال “قیمت، همه چیز است!” در واقع تکنیکالیست‌ها معتقدند تمامی عوامل موثر بر تغییرات قیمت در خود قیمت مستتر است. در واقع فقط کافی است با استفاده از تحلیل نمودار، روند قیمتی را پیش‌بینی کنیم. بنابراین “نمودارهای قیمتی” نقش مهمی دارند چرا که نمودار با اطلاعات کامل‌تر و بهتر، می‌تواند باعث بهبود کارایی تحلیل شود. سه نوع نمودار در تحلیل تکنیکال وجود دارد:

  • نمودار خطی: از اتصال نقاط قیمت پایانی بدست می‌آید. اطلاعات زیادی در این نمودار از بین می‌رود.
  • نمودار میله‌ای: اطلاعات قیمت بصورت یک خط عمودی (میله) شامل 4 پارامتر اصلی قیمت یعنی قیمت پایانی، آغازین، بیشترین و کمترین قیمت است.
  • نمودار کندل استیک (CandleStick Chart): مشکل نمودارهای میله‌ای، عدم فهم سریع اطلاعات هر میله است. این مشکل در نمودارهای کندل استیک با اضافه شدن بدنه حل شد. بنابراین مزیت نمودارهای شمعی – ژاپنی فهم راحت‌تر و سریع‌تر است. در این نمودارها، کندل‌ها (Candle) به عنوان عنصر اصلی نمودار شناخته می‌شوند. استفاده از نمودارهای CandleStick در بین تحلیل‌گران پرایس اکشن کاربرد فراوانی دارد.

کندل چیست؟

کندل در لغت به معنای شمع است و جزء اصلی نمودارهای Candlestick است. 4 پارامتر اصلی قیمت (قیمت پایانی، آغازین، بیشترین و کمترین قیمت) در یک تایم فریم خاص را شامل می‌شود. کندل‌ها از دو بخش اصلی تشکیل می‌شوند: بدنه (Real Body) و سایه (Shadow). بدنه کندل بیانگر قیمت بسته شدن (Close Price) و قیمت بازگشایی (Open Price) است. دو خطی که در ابتدا و انتهای بدنه قرار دارد به شادو یا همان سایه معروف است. سایه پایینی و بالایی به ترتیب معرف کمترین قیمت (Low Price) و بیشترین قیمت (High Price) هستند. در واقع طول سایه‌ها بیانگر دامنه نوسان قیمت است.

با توجه به قیمت پایانی (Close) و آغازین (Open) دو نوع کندل داریم: کندل صعودی یا نزولی. اگر قیمت پایانی بیشتر از آغازین باشد بیانگر کندل صعودی با بدنه توخالی و رنگ سفید است. همچنین اگر قیمت پایانی کمتر از قیمت بازگشایی باشد کندل نزولی خواهیم داشت که رنگ بدنه آن بصورت توپر و با رنگ سیاه خواهد بود. دقت بفرمایید که نمایش بدنه کندل صعودی و نزولی به ترتیب با رنگ سبز و قرمز رایج‌تر است.نمودارهای خطی، میله‌ای و شمعی شکل زیر مفهوم کندل را با جزئیات تمام نشان می‌دهد.

کندل چیست

مفاهیم کندل ها در یک نگاه

می‌توان اولین کاربرد نمودار کندل استیک را فهم سریع و آسان نوسانات قیمت درنظر گرفت. در واقع به راحتی و صرفا با دیدن کندل‌ها می‌توانیم کل معاملات در یک تایم‌فریم را تحلیل کنیم. چرا که هر کندل منعکس‌کننده عکس‌العمل و رفتار تمامی معامله‌گران در یک تایم‌فریم خاص است. در ادامه چند تفسیر ابتدایی از کندل‌ها را خدمت‌تان بیان می‌کنیم که صرفا با نیم‌نگاهی به نمودار شمعی می‌توان این مفاهیم را برداشت کرد.

  1. بدنه مشکی و سفید به ترتیب بیانگر قدرت بالای فروشندگان و خریداران است. هر چه طول بدنه کندل بزرگتر باشد قدرت بیشتری از خرید یا فروش را نشان می‌دهد.
  2. شادو با توجه به رنگ بدنه می‌تواند مفاهیم مهمی را به معامله‌گران گوشزد کند. برای مثال بلند بودن نمودارهای خطی، میله‌ای و شمعی طول سایه بالایی در یک کندل نزولی بیانگر قدرت بالای فروشندگان و افزایش تقاضای عرضه است.
  3. بلند بودن طول سایه پایینی در یک کندل صعودی نیز نشان از قدرت بالای خریداران و افزایش تقاضای خرید دارد.

انواع کندل ها — مهم‌ترین الگوهای شمعی (Candlestick)

با شناسایی واکنش بازار به قرارگیری خاص کندل‌ها کنار یکدیگر، الگوهای کندل استیک (Candlestick Patterns) ساخته می‌شوند. 3 نوع کلی الگوی کندل استیک داریم. بیشتر این الگوهای برای پیش‌بینی بازگشت روند در سطوح حمایت و مقاومت مورد استفاده قرار می‌گیرند. در واقع الگوهای کمی برای تایید و ادامه‌دار بودن روند فعلی وجود دارند. انواع کندل‌های برگشتی به 2 دسته صعودی و نزولی تقسیم می‌شوند.

  • برگشتی صعودی
  • برگشتی نزولی
  • ادامه‌دهنده

یک دسته‌بندی دیگر نیز با توجه به ترتیب قرارگیری چند کندل و بررسی طول بدنه و سایه آنها وجود دارد مثل الگوهای یک، دو و سه کندلی. در ادامه مهم‌ترین این الگوها را به شما آموزش خواهیم داد.

1. کندل مارابوزو

به یک کندل صعودی بدون سایه (بدنه سفید یا سبز)، الگوی مارابوزو سفید یا Bullish Marubozu می‌گویند که یک روند صعودی و بازار گاوی را در پی خواهد داشت چرا که این الگو نشان از افزایش سطح تقاضا و فشار خرید معامله‌گران دارد.

به یک کندل نزولی بدون سایه (بدنه سیاه یا قرمز)، الگوی ماروبوزو سیاه یا Bearish Marubozu می‌گویند که یک روند نزولی و بازار خرسی را در پی خواهد داشت چرا که این الگو نشان از افزایش سطح عرضه و فشار فروش معامله‌گران دارد در شکل زیر این دو الگو نشان داده شده است. در این دو الگو، هر چه طول بدنه شمع بلندتر باشد قدرت بیشتری از خرید یا فروش را نشان می‌دهد.

الگوی مارابوزو سفید و سیاه

2. الگوی کندل استیک دوجی (Doji)

الگوی دوجی نیز جزء الگوهای تک کندلی است بدین صورت که بدنه کندل بسیار کوتاه و عموما بصورت یک خط نازک می‌باشد و به معنی یکسان بودن قیمت بازگشایی و قیمت پایانی است. الگوی دوجی در تحلیل تکنیکال بیانگر تشویش و بی‌تصمیمی معامله‌گران است. در حالت کلی 4 نوع کندل دوجی داریم: پایه بلند، سنگ قبر، سنجاقک و چهار قیمت!

الگوی دوجی پایه بلند: بدنه نازک، سایه بلند از هر دو طرفبرابر بودن فشار عرضه و تقاضا ← تشویش و دودلی معامله‌گران
الگوی دوجی سنگ قبر: بدنه نازک، سایه بالایی بلندقدرت زیاد فروشندگان ← سیگنال فروش در انتهای روند صعودی
الگوی دوجی سنجاقک: بدنه نازک، سایه پایینی بلندقدرت زیاد خریداران ← سیگنال خرید در انتهای روند نزولی
کندل دوجی چهار قیمت: بدنه و سایه کوتاه!بیانگر صف خرید و فروش — برابری قیمت پایانی، آغازین، بیشترین و کمترین قیمت

انواع کندل دوجی

همراه شدن Doji با الگوی Marubozu نتایج جالبی در پی دارد:

  • اگر الگوی دوجی همراه با ماروبوز سفید باشد نشان از تضعیف قدرت خریداران و احتمال افزایش فشار فروش دارد بنابراین کاهش قدرت روند صعودی را در پی دارد و باید با احتیاط بیشتری نسبت به خرید سهام اقدام کرد!
  • اگر الگوی دوجی همراه با ماروبوز سیاه باشد نشان از تضعیف قدرت فروشندگان و احتمال افزایش فشار خرید دارد بنابراین کاهش قدرت روند نزولی را در پی دارد و احتمال توقف روند کاهشی قیمت وجود دارد!

3. الگوی مرد به دار آویخته (Hanging Man)

ویژگی الگوی Hanging Man (مرد به دار آویخته یا مرد اعدامی) عدم وجود سایه بالایی کندل یا کوتاه بودن آن می‌باشد همچنین سایه پایینی باید حداقل 2 برابر بدنه باشد. این الگو در انتهای یک روند صعودی و در نقاط مقاومت رخ می‌دهد و به علت قدرت زیاد فروشندگان و افزایش سطح عرضه، بیانگر تغییر روند صعودی به نزولی است و اگر رنگ بدنه مشکی (قرمز) باشد قدرت الگوی مرد به دار آویخته بیشتر خواهد بود.

کندل مرد به دار آویخته Hanging Man

4. کندل چکش (Hammer) در تحلیل تکنیکال

در این الگو، سایه پایینی 2 تا 3 برابر بدنه کندل است و سایه بالایی نداریم یا خیلی کوتاه می‌باشد. این الگو در انتهای یک روند نزولی و در نقاط حمایت رخ می‌دهد و نشان از افزایش سطح تقاضا و شکل‌گیری روند صعودی دارد. رنگ بدنه اهمیت زیادی ندارد اما رنگ سفید (سبز) بدنه، بیانگر قدرت بیشتر الگو برای بازگشت و تغییر روند نزولی به صعودی خواهد بود. این الگو به پین بار صعودی نیز معروف است.

کندل چکش

الگوی چکش معکوس (Inverted Hammer) از نظر رفتاری مشابه کندل چکش است با این تفاوت که سایه بالایی 2 برابر بدنه است و سایه پایینی خیلی کوتاه می‌باشد. دقت بفرمایید که این الگو از اعتبار کمتری برای بازگشت و تغییر روند نزولی به صعودی برخوردار است.

5. الگوی ستاره دنباله دار (Shooting Star)

این الگو که به پین بار نزولی معروف است در انتهای روند صعودی شکل می‌گیرد. سایه بالایی حداقل 2 برابر بدنه و کندل فاقد سایه پایینی (یا خیلی کوتاه) است. الگوی شوتینگ استار (ستاره ثاقب) بیانگر افزایش تقاضای فروش و در نتیجه تغییر روند صعودی به نزولی است و اگر رنگ بدنه سیاه باشد (نزولی – بدنه قرمز) قدرت بازگشت روند بیشتر خواهد بود. اگر بعد از تشکیل الگوی ستاره دنباله دار، یک کندل پایین‌تر از کف قیمتی شکل بگیرد می‌توان آنرا سیگنال قوی فروش دانست.

الگوی کندل استیک ستاره دنباله دار (Shooting Star)

6. الگوی ابر سیاه پوشاننده (Dark Cloud Cover)

جز الگوهای دو کندلی و بازگشتی است که تغییر روند صعودی به نزولی را در پی دارد بدین صورت که در یک روند صعودی ابتدا یک شمع سفید با بدنه نسبتا بلند و سپس کندلی با رنگ سیاه تشکیل خواهد شد شمع قرمز باید حداقل 50% بدنه کندل سبز را شامل شود و سقف قیمتی آن باید بالاتر از سقف شمع سیاه باشد. تشکیل این الگو در نقطه مقاومت باعث قدرت بیشتر آن در تغییر روند خواهد بود.

الگوی ابر سیاه پوشاننده - Dark Cloud Cover

7. الگوی اینگالف نزولی (Bearish Engulfing)

این الگو که به پوشای نزولی نیز معروف است در بازار خرسی و هنگام تغییر روند صعودی به نزولی تشکیل می‌شود بدین صورت که یک کندل قرمز، یک یا چند شمع قبلی خود را شامل می‌شود! و پوشش بیشتر کندل‌ها باعث افزایش قدرت بازگشتی آن خواهد شد. کندل سیاه باید شمع سفید قبل خود را کامل پوشش دهد بدین صورت که قیمت آغازین و پایانی آن باید بیشتر از قیمت پایانی و آغازین کندل سبز قبلی باشد.

الگوی اینگالف نزولی

8. الگوی اینگالف صعودی (Bullish Engulfing)

این کندل صعودی در بازار گاوی و انتهای روند نزولی شکل می‌گیرد. بدین‌صورت که یک کندل سبز، یک یا چند شمع قبلی خود را پوشش می‌دهد و هر چه کندل‌های بیشتری را شامل شود قدرت بازگشت آن بیشتر خواهد بود. کندل سفید باید شمع سیاه قبل خود را کامل بپوشاند. شناسایی این الگو در نقاط حمایتی معتبر می‌تواند به عنوان سیگنال خرید تلقی شود. Engulfing به الگوی پوششی یا پوشا نیز معروف است.

الگوی اینگالف صعودی

9. الگوی ستاره صبحگاهی در تحلیل تکنیکال (Morning Star)

از الگوهای سه کندلی و برگشتی صعودی است بدین صورت که در پایان یک روند نزولی، یک کندل سیاه بلند تشکیل می‌شود که روند نزولی فعلی را تایید می‌کند سپس شمع دوم با بدنه‌ای کوچک و پایین‌تر از بدنه شمع اول شکل می‌گیرد رنگ بدنه شمع دوم اهمیت ندارد! آخرین کندل در بالای بدنه شمع دوم و با رنگ سفید ظاهر می‌شود و باید حداقل 50% بدنه شمع اول را پوشش دهد. دقت بفرمایید که کوچک بودن بدنه شمع دوم و شباهت آن با ستاره! دلیل نامگذاری این الگو است و به شمع میانی، ستاره نیز می‌گویند!

الگوی ستاره صبحگاهی Morning Star

10. الگوی ستاره عصرگاهی (Evening نمودارهای خطی، میله‌ای و شمعی Star)

نقطه مقابل الگوی قبلی است! یعنی در پایان یک روند صعودی شکل می‌گیرد و نشان از برگشت روند صعودی دارد و جزء الگوهای قوی برگشتی است. در این الگو شمع اول بصورت یک کندل بلند سفید، شمع دوم با بدنه‌ای کوچک و بالاتر از شمع اول و نهایتا آخرین کندل در زیر بدنه ستاره و با رنگ سیاه ظاهر می‌شود که قیمت پایانی آن زیر خط میانی بدنه شمع اول است. ستاره عصرگاهی سیاره زهره است که قبل از تاریکی هوا ظاهر می‌شود! برخلاف ستاره صبحگاهی (سیاره عطارد) که نشانه طلوع آفتاب است!

کندل ستاره عصرگاهی

11. الگوی سه کلاغ سیاه (Three Black Crows)

یکی از الگوهای پرقدرت تحلیل تکنیکال جهت تغییر روند صعودی به نزولی است سه کندل سیاه با اندازه‌های تقریبا یکسان، سیگنال کاهش قیمت را صادر می‌کنند! این الگو بیانگر فشار عرضه و فروشندگان قوی است. در مقابل این الگو، الگوی سه سرباز سفید (Three White Soldiers) قرار دارد که 3 کندل سبز پشت سر هم نوید یک روند صعودی و افزایش قیمت را می‌دهند.

اگر قصد یادگیری 0 تا 100 مبحث آموزش تحلیل تکنیکال را دارید به شما توصیه می‌کنیم مقالات آموزشی زیر را به ترتیب مطالعه بفرمایید، به مرور مقالات جدیدتر پیرامون آموزش تحلیل تکنیکال در سایت درج خواهد شد حتما پیگیر پارس‌سهام باشید.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا